ماجرای خواب مادر شهید زهرا حدادعادل در لحظه اصابت موشک به بیت رهبری؛ دختربچه‌ای را در باغی دیدم که به سمت دوید و گفت:«جنگه! می‌ترسم»
ماجرای خواب مادر شهید زهرا حدادعادل در لحظه اصابت موشک به بیت رهبری؛ دختربچه‌ای را در باغی دیدم که به سمت دوید و گفت:«جنگه! می‌ترسم»

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی زیرنویس، طیبه ماهروزاده، همسر غلامعلی حدادعادل و مادر شهید زهرا حدادعادل در گفت و گوی تصویری گفت: نهم اسفند حدود ۹ و نیم صبح بود، خواب دیدم باغ بزرگی است و هر چه می خواهم آخر این باغ را ببینیم، نهایتی ندارد، سمت راستم عمارتی بود با طبقه ای زیبا. […]

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی زیرنویس، طیبه ماهروزاده، همسر غلامعلی حدادعادل و مادر شهید زهرا حدادعادل در گفت و گوی تصویری گفت: نهم اسفند حدود ۹ و نیم صبح بود، خواب دیدم باغ بزرگی است و هر چه می خواهم آخر این باغ را ببینیم، نهایتی ندارد، سمت راستم عمارتی بود با طبقه ای زیبا. دیدم دختر بچه ای ۵ تا ۶ ساله با بلوز و شلوار سورمه ای سمت من می دود. احساس کردم بچگی‌های زهرا است. دوید سمت من گفت جنگه! می ترسم.. بغلش کردم گفتم نترس بیخود میگن جنگ میشه. دوباره گفت چرا جنگه. می ترسم.

وی افزود: از خواب بیدار شدم دیدم صدای صحبت از اتاق مجاور می آید. همسرم را صدا کردم و ایشان آمدند. با نوه ام که ۲۶ ساله هست با هم آمدند. خواب را گفتم دیدم با حیرت هم را نگاه کردند. گفتند نزدیک ما را زدند اما ما روی پشت بام دیدم که از سمت بیت دود بلند شده است. همان لحظه خواب لحظه اصابت موشک به بیت بود.

۳۱۳۱

منبع خبر: خـبرآنلاین

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید