«سلام و تمام» این عبارتی بود که یک معلم با در دست داشتن حکم بازنشستگیاش مطرح کرد. او با مستمری ناچیزی از آموزش و پرورش خداحافظی کرد. دیگری میگوید: «با مدرک دکتری فیزیک تنها ۱۷ میلیون و ۹۰۰ حقوق میگیرم». این ویدئوها به سبک و سیاقهای مختلف در نهایت به نامههای استعفا میرسد که در […]

«سلام و تمام» این عبارتی بود که یک معلم با در دست داشتن حکم بازنشستگیاش مطرح کرد. او با مستمری ناچیزی از آموزش و پرورش خداحافظی کرد. دیگری میگوید: «با مدرک دکتری فیزیک تنها ۱۷ میلیون و ۹۰۰ حقوق میگیرم».
این ویدئوها به سبک و سیاقهای مختلف در نهایت به نامههای استعفا میرسد که در فضای مجازی منتشر و دست به دست شدهاند. همین موضوع سبب شده که برخی مدعی موجی از استعفای معلمان آموزش و پروش شوند. هرچند در این ویدئوها بحث محوری حقوق ناکافی است اما پرداختن به مسائل جزئیتر نیز خالی از اهمیت نیست.
محمد داوری، کارشناس حوزه آموزش و فعال مدنی، در گفتوگو با فرارو با اشاره به وضعیت معلمان، مهمترین عوامل نارضایتی این گروه را مسائل معیشتی و کاهش منزلت شغلی میداند و معتقد است اگر شرایط تغییر نکند، این احتمال وجود دارد که خروج از حرفه معلمی بهویژه در میان معلمان جوان افزایش پیدا کند.
نه معیشت معلم تامین میشود و نه منزلتش
داوری میگوید: «معلمان در وضعیت بسیار بغرنجی قرار دارند و مهمترین دلیل آن نیز مسائل معیشتی است. دلیل بعدی، مسائل اداری و در اصل کمتوجهی یا بیتوجهی به منزلت معلم است. یعنی معلم، نه معیشتش تامین میشود و نه منزلتش. در نتیجه رضایت شغلی به پایینترین حد خود رسیده است.»
او ادامه میدهد: «اوضاع اقتصادی که وخیمتر میشود، روزبهروز و سالبهسال رضایت شغلی نیز کاهش پیدا میکند؛ بهویژه برای معلمان جوان که با انگیزههایی وارد این شغل میشوند و انتظار دارند در ساختار سازمانی قرار بگیرند که مورد حمایت قرار بگیرند. اما گاهی پس از ورود، نسبت به ادامه شغل نظرشان منفی میشود و این خروج از معلمی، مهمترین دلیلش همین موضوع منزلت معلمی و بحث معیشت است.»
این شروع آشکار شدن نارضایتی معلمان است
اما آیا آنچه در فضای مجازی درباره استعفای معلمان منتشر میشود، نشانه شکلگیری یک موج استعفا در میان این گروه است؟ داوری در پاسخ به این پرسش میگوید: «آنچه امروز میبینیم نوک کوه یخ نارضایتی عدهای از معلمان است که خودش را در ضعف انگیزههای کاری نشان میدهد. آنهایی که به حدی میرسند که دیگر بسیار ناامید میشوند، عملا از این شغل خارج میشوند.»
او معتقد است: «اگر شرایط تغییر نکند، احتمال وجود دارد که در سالهای آینده این مسئله در میان معلمان جوان بیشتر شود.»
نارضایتی شغلی عملکرد معلم را کاهش میدهد
کاهش رضایت شغلی تنها به تصمیم معلم برای ماندن یا ترک حرفه محدود نمیشود و میتواند کیفیت عملکرد او در کلاس درس را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
داوری در اینباره توضیح میدهد: «بیتردید نارضایتی شغلی، حتی اگر یک معلم بسیار متعهد و اخلاقی باشد و تلاش کند شرایط نارضایتی شغلی خود را از کارش تفکیک کند، باز هم هرچقدر فرد از نظر شخصیتی، ذهنی و روانی قوی باشد، عملکردش نسبت به معلمی که رضایت شغلی دارد کاهش پیدا میکند.»
او ادامه میدهد: «اولین مسئله این است که توان ذهنی و روانی معلم برای ایفای نقش کاهش پیدا میکند. انگیزه برای کسب مهارتهای جدید نیز کاهش مییابد و از توان ذهنی و روانی او برای ارتباطگیری با دانشآموزان کاسته میشود.»
به گفته این کارشناس حوزه آموزش، حرفه معلمی تنها به حضور فیزیکی در کلاس محدود نیست و مجموعهای از ویژگیها و مهارتها را نیاز دارد: «حرفه معلمی در اصل نیازمند ویژگیهای شخصیتی، ارزشها و مهارتهای معلمی است. مدیریت کلاس و همچنین دانش معلم نیز به مطالعه مستمر نیاز دارد و همه اینها تحتالشعاع قرار میگیرد.»
فوریترین مطالبه معلمان، معیشت است
اما در شرایط فعلی، مطالبه اصلی فرهنگیان چیست؟ داوری معتقد است باید میان فوریت و اهمیت مطالبات معلمان تفکیک قائل شد.
او میگوید: «مطالبه فرهنگیان در حال حاضر از لحاظ فوریت، معیشت و از لحاظ اهمیت، منزلت است. فوریترین نیاز آنها این است که بتوانند نیازهای خود و خانوادهشان را پاسخ دهند؛ نیازهای اقتصادی و معیشتی را تامین کنند و بعد بتوانند در سایه یک زندگی آرام، مطالعه کنند، آرامش داشته باشند، احساس منزلت کنند و کارآمدی خود را افزایش دهند.»
او میان وضعیت معلم و حقوق دانشآموز نیز ارتباط مستقیمی میبیند: «مطالعه، در اصل به صورت غیرمستقیم یک نوع مطالبه حقوق دانشآموز نیز هست. ما با این شرایط داریم حقوق دانشآموزان را ضایع میکنیم، چراکه نمیتوانیم نقش خودمان را به درستی ایفا کنیم.»
حقوق حداکثری ۳۵ میلیونی با هزینههای زندگی همخوانی ندارد
یکی از محورهای اصلی انتقاد معلمان، میزان حقوق و تناسب آن با هزینههای زندگی است. داوری در پاسخ به این پرسش که معلمان در حال حاضر چه میزان حقوق دریافت میکنند، میگوید: «آمار و ارقام دقیقی نداریم، اما اگر بگویم بالاترین سطح حقوق، الان خود من با مدرک دکترا، ۳۰ سال سابقه کار و با آخرین افزایش حقوق، تازه به ۳۵ میلیون تومان رسیدهام، برای بالاترین مدرک و بالاترین سابقه کار، این رقم به هیچ عنوان با هزینههایی که وجود دارد همخوانی ندارد.»
او معتقد است اعتراض معلمان تنها به پایین بودن رقم حقوق محدود نیست و مسئله عدالت در پرداخت نیز مطرح است: «موضوعی که معلمان در اصل نسبت به آن معترض هستند، عدالت در پرداخت است. یعنی حقوق آنها با سایر کارکنان دولت از نظر تراز پرداختی همخوانی ندارد.»
داوری ادامه میدهد: «در حال حاضر یک فرد دارای مدرک دکترا یا فوقلیسانس که در سایر نهادها و دستگاههای دولتی مشغول به کار است، از نظام پرداخت هماهنگ یا همان قانون مدیریت خدمات کشوری بهرهمند میشود، اما این نظام پرداخت در مورد معلمان اجرا نشده است.»
معلمان به جز حقوق، رفاهیات دیگری ندارند
بخش دیگری از گلایههای فرهنگیان به وضعیت بیمه و خدمات رفاهی بازمیگردد؛ موضوعی که به گفته داوری، تنها به افزایش سهم پرداختی بیمه محدود نمیشود.
او درباره وضعیت بیمه و خدمات رفاهی معلمان میگوید: «در مورد بیمه و خدمات اینچنینی نیز وضعیت بسیار ضعیف است. اولا معلمان تنها کارکنان دولت هستند که به جز حقوق، هیچ رفاهیات دیگری ندارند؛ یعنی هیچ مزیت دیگری دریافت نمیکنند.»
داوری این وضعیت را یکی از مصادیق تبعیض میان معلمان و سایر کارکنان دولت میداند و میگوید: «این یکی از تبعیضهای بسیار آشکار است. علاوه بر اینکه حقوقشان با کارکنان دولت همسان نیست، سایر رفاهیات کارکنان دولت را نیز دریافت نمیکنند. از طرف دیگر، خدمات درمانی و پوششهایی هم که دارند، بسیار ضعیف است.»
در این میان، مجموعه این عوامل میتواند مسئله رضایت شغلی را از یک موضوع صرفا اقتصادی فراتر ببرد؛ معلمی که از نظر معیشتی تحت فشار است، از حمایت رفاهی برخوردار نیست و احساس میکند منزلت حرفهای او نیز کاهش یافته، ممکن است انگیزه کمتری برای ماندن در این حرفه داشته باشد.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.





































