قلعه‌نویی در لجبازی با کیروش، اعتبار و جایگاه تیم‌ملی و میراث او را حراج کرد/ وقتی به دست خود، رقبا را شیر و از همیشه بازنده‌ها مدعی می‌سازیم!
قلعه‌نویی در لجبازی با کیروش، اعتبار و جایگاه تیم‌ملی و میراث او را حراج کرد/ وقتی به دست خود، رقبا را شیر و از همیشه بازنده‌ها مدعی می‌سازیم!

 اولین رویارویی ایران با ازبکستان -که بعد از فروپاشی شوروی سابق استقلال پیدا کرده و در نخستین حضور آسیایی مدال طلای فوتبال در بازی‌های آسیایی ۱۹۹۴ هیروشیما را با اقتدار به خانه برد- به بازی‌های آسیایی ۱۹۹۸ بانکوک برمی‌گردد. ایران در یک چهارم نهایی مدافع عنوان قهرمانی را با هت تریک علی دایی ۴ بر […]

 اولین رویارویی ایران با ازبکستان -که بعد از فروپاشی شوروی سابق استقلال پیدا کرده و در نخستین حضور آسیایی مدال طلای فوتبال در بازی‌های آسیایی ۱۹۹۴ هیروشیما را با اقتدار به خانه برد- به بازی‌های آسیایی ۱۹۹۸ بانکوک برمی‌گردد. ایران در یک چهارم نهایی مدافع عنوان قهرمانی را با هت تریک علی دایی ۴ بر صفر له کرد و در ادامه قهرمان شد.

 در دوران مربی پرتغالی-که قلعه‌نویی دوست ندارد اسمش را هم بشنود!- ازبکستان تبدیل به رقیب همیشگی ما در مقدماتی جام‌های جهانی شد. در دوره‌ای هم که در مرحله اول یا دوم همگروه نبودیم، انتخاب این تیم برای بازی‌های دوستانه کمک بزرگی به جوانگرایی کیروش کرد. او که در حال تغییر نسل برای تیم ملی و ساختن اسکلتی بود که تا همین امروز، هنوز در تیم حضور دارند، به خوبی می‌دانست پیروزی‌های متوالی مقابل یک تیم چه کمکی به بالا بردن روحیه و اعتماد به نفس ستاره‌های جوان می‌کند.

 نتیجه این شد که ایران در تاشکند و تهران، ازبکستان را به راحتی می‌برد و به شکل سنتی ۳ امتیاز این بازی را پیشاپیش در جیب داشت. و البته که به شکل متوالی به جام جهانی رفتیم. کاری که کارلوس با کره جنوبی هم کرده بود و دیدیم شکست‌های متوالی این تیم برابر ما کار را به جایی رساند که آنها برای شکستن تابو و طلسم، برای انجام بازی‌های دوستانه به ما التماس می‌کردند!

 حالا همین گردونه چرخیده و برعکس، به ضرر ما شده است. هر چه کارلوس کاشت، توسط امیر به باد رفت! حالا ما به ازبکستان التماس می کنیم که با ما بازی کند، چون نمی توانیم بازی دوستانه تدارک ببینیم! غافل از اینکه اگر بازی نکنیم، بهتر از بازی با این حریف است! چرا؟

 ازبکستان که در خانه خود حتی فینال دوره اول کافا را به ما باخت، در فینال دوره دوم که با اخراج آریا یوسفی در دقیقه ۲ تیم ملی بیش از ۱۲۰ دقیقه ۱۰ نفره مقاومت کرد، تنها به لطف گل ثانیه‌های پایانی وقت تلف شده نیمه دوم وقت‌های اضافه، اولین برد برابر ما را آن گونه جشن گرفت. سپس در فینال تورنومنت چهار جانبه العین در ضربات پنالتی -که تخصص و تبحر گلر ما بود- پیروزی را تکرار کرد و دوباره جشن شادی پیش چشم ملی‌پوشان ما به راه انداخت.

 و حالا تیمی که از باخت‌های متوالی به برد خفیف در جنگ نابرابر و سپس دلخوشی به ضربات پنالتی رسیده بود، با تکرار اشتباه مدیران که تیم ملی را مثل گوشت قربانی مقابل این حریف می‌گذارند، به جایی رسیده که در شهری غیر از پایتخت و بدون حضور تمام عیار هوادارانش و بدون ستاره‌های شاغل در لیگ ایران و نیاز به کمک آنها، مثل آب خوردن ما را با سه گل می‌برد!

 دیدیم که این برد انقدر برایشان تکراری و عادی شده که شادی خاصی نکردند. ما فقط ازبکستان را شیر نکرده‌ایم، تمام رقبا از این تیم درس گرفته و برابر ما برای برد می‌آیند. ازبکستان فقط نقاط ضعف ما را به رخ نکشیده و راه بردن ما را به رقبا نشان نمی‌دهد، آنها به لحاظ روحی – روانی کاری کردند که تیم‌های درجه ۳ قاره -چه در سطح ملی و چه باشگاهی که قبلا تنها برای خوردن گل‌های کمتر و شکست با فاصله کمتر و اگر شد، برای زدن لااقل یک گل به مصاف ما می‌آمدند- حالا از دقیقه اول برای بردن ما تلاش می‌کنند که متاسفانه خیلی مواقع به آن نیز می‌رسند.

 فاجعه تیم امید مقابل کره شمالی، سند این ادعاست، چند روز قبل سالگرد شکست ۷-۱ استقلال در فصل قبل برابر الوصل بود و تراکتور هم با باخت استارت زد. خلاصه، هرچه کارلوس برای ایران اعتبار جمع کرد، تیمی جوان که میراث گذاشت، با لجبازی قلعه نویی برای رفتن به مسیر خلاف او، همه به باد رفت…

منبع خبر: خبــر ورزشی

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید