پس از پایان دربی تهران، ویدیویی کوتاه از پسربچهای در فضای مجازی منتشر شد که نشان میداد او تقریباً هیچ اطلاعی از اسم بازیکنان دو تیم ندارد. اتفاقی که شاید در نگاه اول چندان مهم به نظر نرسد، اما واقعیت این است که فقط این کودک نیست؛ بخش قابل توجهی از نسل تازه فوتبال ایران، […]
پس از پایان دربی تهران، ویدیویی کوتاه از پسربچهای در فضای مجازی منتشر شد که نشان میداد او تقریباً هیچ اطلاعی از اسم بازیکنان دو تیم ندارد. اتفاقی که شاید در نگاه اول چندان مهم به نظر نرسد، اما واقعیت این است که فقط این کودک نیست؛ بخش قابل توجهی از نسل تازه فوتبال ایران، حتی بازیکنان استقلال و پرسپولیس را هم چندان نمیشناسد.
نسلی که شاید آخرین ستاره شناختهشده دو تیم را با رامین رضاییان به یاد بیاورد و بعد از آن، با انبوهی از بازیکنانی مواجه شده که هنوز نتوانستهاند برای خودشان اسم و رسم و هویتی جدی در فوتبال ایران بسازند.
این بار اما سهراب بختیاریزاده و مهدی تارتار، استقلال و پرسپولیس را با ترکیبهایی راهی زمین کردند که بخش قابل توجهی از آنها جوان، تازهنفس و جویای نام بودند.
استقلال: حبیب فرعباسی، رستم آشورماتوف، عارف آقاسی، سامان فلاح، صالح حردانی، حسین گودرزی، امیرمحمد رزاقینیا، اسماعیل قلیزاده، یاسر آسانی، علیرضا کوشکی و سعید سحرخیزان.
پرسپولیس: پیام نیازمند، مهدی زارع، حسین کنعانیزادگان، مهدی تیکدری، مجید عیدی، پویا پورعلی، محمد خدابندهلو، محمدمهدی محبی، تیوی بیفوما، ایگور سرگیف و علی علیپور.
محصول این دو ترکیب در دربی تهران، انصافاً خیرهکننده بود. یک بازی تماشایی، پرتحرک و پرموقعیت که برخلاف بسیاری از دربیهای بیحسوحال سالهای اخیر، نهتنها قابل تحمل بود، بلکه میشد از دقایق زیادی از آن لذت برد.
دربی ۱۰۷ یک-یک تمام شد؛ پرسپولیس با گل محمدمهدی محبی پیش افتاد و یاسر آسانی برای استقلال پاسخ داد. اما شاید نتیجه، مهمترین بخش این مسابقه نبود. مهمتر از نتیجه، کیفیت فوتبالی بود که دیدیم؛ فوتبالی که در آن بازیکنان جوان و کمنامونشان، بدون آنکه سالها با عنوان «ستاره» معرفی شده باشند، توانستند یک دربی واقعی و تماشایی بسازند.
اینجاست که باید یک سؤال جدی از فوتبال ایران بپرسیم. چرا اینقدر روی اسمها اصرار داریم؟
چرا تصور میکنیم استقلال و پرسپولیس حتماً باید با مجموعهای از بازیکنان پرآوازه و گرانقیمت وارد زمین شوند تا بتوانند فوتبال بازی کنند؟

واقعیت تلخ این است که بخش قابل توجهی از این «اسمها»، دیگر حتی آن اسم و رسم سابق را هم ندارند. بازیکنانی که گاهی فقط به واسطه بازار نقلوانتقالات، تبلیغات، دلالی و هیاهوی اطراف فوتبال، قراردادهای میلیاردی و نان و آبدار میبندند؛ در حالی که هنوز نتوانستهاند جایگاه واقعی خود را در فوتبال به دست بیاورند.
دربی ۱۰۷ اما یک چیز دیگر هم به ما یادآوری کرد؛ جوانگرایی الزاماً به معنای ضعیف شدن نیست.
استقلال و پرسپولیس میتوانند به بازیکنان جوانتر میدان بدهند. میتوانند به جای اینکه همیشه دنبال نامهای بزرگ باشند، دنبال بازیکنی باشند که گرسنه پیشرفت است، انگیزه دارد و میخواهد خودش را ثابت کند.
اتفاقاً شاید فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری به همین تغییر نگاه نیاز داشته باشد. قرار نیست هر بازیکنی که چند فصل در لیگ بازی کرده، به محض رسیدن به استقلال یا پرسپولیس تبدیل به «ستاره» شود و قراردادهای نجومی ببندد. ستاره باید در زمین ساخته شود، نه پشت میز مذاکره و در بازار نقلوانتقالات.
دربی ۱۰۷ نشان داد میشود بدون آن همه اسم و ادعا هم فوتبال تماشا کرد؛ میشود بازیکنانی را دید که شاید هنوز خیلیها اسمشان را نمیدانند اما در زمین حرفی برای گفتن دارند.
در همین ارتباط: درباره دربی ۱۰۷ چه نظری دارید؟ شما بگویید: استقلال بهتر بود یا پرسپولیس؟
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.







































