به گزارش اطلاعات آنلاین، برای درک بهتر این بحران، نویسندگان از تمثیلی تاریخی و تکاندهنده بهره میبرند: سرنوشت قبیله بومی «کروو» (Crow) در ایالات متحده در قرن نوزدهم. جاناتان لر، فیلسوف و روانکاو، در کتاب خود با عنوان «امید بنیادین» به زندگی آخرین رئیس این قبیله، یعنی «پلنتی کوپس»، میپردازد. زمانی که دولت ایالات متحده […]

به گزارش اطلاعات آنلاین، برای درک بهتر این بحران، نویسندگان از تمثیلی تاریخی و تکاندهنده بهره میبرند: سرنوشت قبیله بومی «کروو» (Crow) در ایالات متحده در قرن نوزدهم. جاناتان لر، فیلسوف و روانکاو، در کتاب خود با عنوان «امید بنیادین» به زندگی آخرین رئیس این قبیله، یعنی «پلنتی کوپس»، میپردازد. زمانی که دولت ایالات متحده قبیله کروو را مجبور به سکونت در مناطق حفاظتشده کرد و بوفالوها نابود شدند، پلنتی کوپس به نویسندهای به نام فرانک لیندرمن گفت: «وقتی بوفالوها رفتند، قلبهای مردم من بر زمین افتاد و دیگر نتوانستند آن را بلند کنند. پس از این، هیچ اتفاقی نیفتاد.»
نویسندگان مقاله دپوینت نشان میدهند که منظور پلنتی کوپس از این جمله رکود فیزیکی نبود، بلکه فروپاشی مفهومی بود. قبیله کروو دیگر مفاهیم و واژگانی در اختیار نداشتند تا بتوانند به کمک آنها زندگی خود را معنا ببخشند. ارزشهایی مانند «شمارش ضربات» (Counting Coups) که پیشتر نشانهای از شجاعت و افتخار جنگجویان بود، با تغییر شیوه زندگی معنای خود را از دست دادند و به حرکتی کاملاً نمادین و تهی بدل شدند.
برگ و بسکین هشدار میدهند که جوامع مدرن امروزی نیز در مواجهه با سیلاب ابزارهای هوش مصنوعی در موقعیتی مشابه قرار دارند. هنگامی که جوانان و دانشجویان به طور مداوم با پیشنهادهای ماشینها برای انجام وظایف فکری، نگارش مقالات، کدنویسی یا حتی خلق آثار عاطفی بمباران میشوند، اصرار بر انجام کارها به شیوه انسانی به امری منسوخ و تفننی شبیه به استفاده از ماشینتحریر تبدیل خواهد شد. در چنین جهانی، مفاهیمی چون «شایستگی»، «اصالت»، «خردورزی» و «عشق» زیر سوال میروند.
نویسندگان با طرح این پرسش کلیدی که از مفهوم عشق رمانتیک چه باقی میماند اگر دیگر نتوانیم تشخیص دهیم که یک ابراز علاقه توسط انسان نوشته شده یا یک مدل زبانی بزرگ، نشان میدهند که مساله فقط تقلب یا سهلانگاری نیست؛ بلکه زیر سوال رفتن شالودههایی است که با تکیه بر آنها خود و دیگران را مسئول کلمات و تصمیماتمان میدانیم. مروجان اولیه هوش مصنوعی اغلب اینگونه تبلیغ میکنند که تنها خروجی نهایی اهمیت دارد و مهم نیست کار چگونه انجام شده است، به شرط آنکه «کار کند». اما این رویکرد، تواناییهای عقل، تخیل و استدلال عملی انسان را که پیششرطهای اصلی هرگونه ارتباط اخلاقی هستند، از بین میبرد.
با این حال، نویسندگان مقاله یادآور میشوند که اوضاع هنوز به نقطه بیبازگشت نرسیده است. درست است که نمیتوان جلو پیشرفت فناوری را گرفت، اما میتوان و باید در برابر زوال فرهنگی مقاومت کرد. راهحل پیشنهادی برگ و بسکین تسلیم شدن در برابر ناامیدی یا مقاومتهای بیحاصل نیست، بلکه پیروی از استراتژی هوشمندانه پلنتی کوپس است: توجه دقیق به تحولات پیرامون و تلاش برای ایجاد و محافظت از فضاهایی که در آنها انسانها بتوانند دور از هجوم الگوریتمها و فناوریهای دیجیتال به مطالعه، تفکر، نگارش و گفتگو بپردازند.
این پناهگاههای فکری — چه در دانشگاهها و چه در جوامع کوچکتر محلی — نباید صرفاً به عنوان موزههایی برای حفظ مفاهیم منسوخ تلقی شوند، بلکه باید به عنوان «زمینهای تمرین» برای پاسداران زبان و تخیل انسانی عمل کنند. به تعبیر نویسندگان، وظیفه بنیادینی که امروز بر دوش ما قرار دارد این نیست که منتظر بمانیم تا مفاهیم از دسترفته در آیندهای نامعلوم دوباره ظاهر شوند؛ بلکه مسئولیت اصلی ما این است که هرچه در توان داریم برای حفظ و صیانت از اصالت تفکر انسانی در زمان حال به کار ببندیم.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.








































