این انتقال از «مطالبه ایران» به «قاعده عمومی» از نظر گفتمانی اهمیت زیادی دارد. هر گفتمان سیاسی زمانی ظرفیت گسترش پیدا میکند که بتواند رنج یا مطالبه خاص خود را نماینده مسئلهای بزرگتر معرفی کند. به همین دلیل است که «عدالت» در بخش پایانی سخنرانی اهمیت پیدا میکند. عدالت میتواند ایران، فلسطین، کشورهای تحت تحریم […]

این انتقال از «مطالبه ایران» به «قاعده عمومی» از نظر گفتمانی اهمیت زیادی دارد. هر گفتمان سیاسی زمانی ظرفیت گسترش پیدا میکند که بتواند رنج یا مطالبه خاص خود را نماینده مسئلهای بزرگتر معرفی کند. به همین دلیل است که «عدالت» در بخش پایانی سخنرانی اهمیت پیدا میکند. عدالت میتواند ایران، فلسطین، کشورهای تحت تحریم و در سطحی وسیعتر کشورهایی را که خود را قربانی نظم نابرابر جهانی میدانند، در یک زنجیره قرار دهد.
با این حال، سخنرانی یک تنش حلنشده نیز دارد.
در یک سوی آن، زبان شدیداً تقابلی قرار دارد: ترور، تجاوز، قلدری، زور، جنایت، تحریم و مقاومت. در سوی دیگر، زبان مذاکره، همکاری، صلح، عدالت و امنیت مشترک قرار گرفته است.
پزشکیان میکوشد میان این دو جهان پلی بسازد: «برای دفاع از خود از جنگ نمیترسیم و برای صلح از مذاکره نمیگریزیم.»
این شاید مهمترین صورتبندی هویتی سخنرانی باشد. ایران مطلوب این گفتمان نه ایرانی است که با فشار به مذاکره کشانده شده باشد و نه ایرانی که مذاکره را نفی کند؛ بلکه کشوری است که میخواهد همزمان «توان مقاومت» و «امکان گفتوگو» را حفظ کند.
اما این تعادل در همه جای سخنرانی یکسان حفظ نمیشود. بخشهای بداهه، بهویژه در آغاز و پایان، مرز میان «ما» و «آنها» را بسیار سختتر میکنند. در مقابل، بخشهای منظمتر سخنرانی تلاش میکنند از این تقابل عبور کنند و امکان یک نظم مشترک را صورتبندی کنند. حاصل، همزیستی دو منطق در یک سخنرانی است: منطق مقاومت در برابر زور و منطق مشارکت برای ساختن نظم.
از منظر نظریه گفتمان، این دوگانگی لزوماً تناقض نیست. سیاست دقیقاً در تلاش برای کنار هم قرار دادن مطالباتی شکل میگیرد که همیشه بهطور طبیعی با یکدیگر سازگار نیستند. مسئله این است که آیا یک دال مرکزی میتواند آنها را در یک منظومه نسبتاً پایدار گرد هم آورد.
در سخنرانی پزشکیان، آن دال مرکزی را میتوان «ایران مستقل» دانست: ایرانی که برای بقای خود قدرت میخواهد، برای پیشرفت خود دانش میخواهد، برای حل منازعات مذاکره میکند و برای امنیت خود به همکاری منطقهای نیاز دارد.
به همین دلیل جمله پایانی سخنرانی صرفاً یک عبارت مناسب برای خاتمه نیست: «یا امنیت را با یکدیگر خواهیم ساخت یا ناامنی را با یکدیگر تحمل خواهیم کرد.»
این جمله آخرین حلقه زنجیرهای است که سخنرانی میکوشد بسازد. «امنیت» دیگر کالایی نیست که یک قدرت بزرگ به کشورهای منطقه بدهد؛ نه حتی وضعیتی است که یک کشور بتواند به تنهایی برای خود تولید کند. امنیت به یک امر مشترک تبدیل میشود.
در نتیجه، مسئله اصلی این سخنرانی دفاع از یک یا چند سیاست مشخص نیست. نزاع اصلی بر سر تعریف ایران است.
آیا ایران «تهدیدی است که باید مهار شود» یا «قدرت مستقلی است که باید به رسمیت شناخته شود»؟
پزشکیان در نیویورک کوشید رویکرد دوم را تثبیت کند: کشوری که حاضر نیست امنیت را با تسلیم بخرد، اما نمیخواهد قدرت را نیز به جنگ دائمی ترجمه کند.
موفقیت این گفتمان البته نه با میزان تشویق حاضران در مجمع عمومی، بلکه با پرسشی دشوارتر سنجیده خواهد شد: آیا میتواند بیرون از مخاطبان همدل، رابطه میان «ایران»، «قدرت»، «مقاومت»، «مذاکره» و «امنیت» را در ذهن مخاطبان مردد نیز تغییر دهد؟ نبرد اصلی یک سخنرانی سیاسی، در نهایت، همین نبرد بر سر معناست.
۳۱۲۱۸
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.







































