به گزارش اطلاعات آنلاین، او که در مشهد به دنیا آمد و در معتبرترین مراکز هنری جهان همچون دانشکده هنرهای زیبای پاریس و بروکسل تحصیل کرد، هرگز اصالت خود را از یاد نبرد. بخش بزرگی از هویت هنری درّودی از جهان درون و خاطرات سرنوشتساز کودکیاش سرچشمه میگرفت. او درباره ریشه این عشق عمیق روایت […]

به گزارش اطلاعات آنلاین، او که در مشهد به دنیا آمد و در معتبرترین مراکز هنری جهان همچون دانشکده هنرهای زیبای پاریس و بروکسل تحصیل کرد، هرگز اصالت خود را از یاد نبرد.
بخش بزرگی از هویت هنری درّودی از جهان درون و خاطرات سرنوشتساز کودکیاش سرچشمه میگرفت. او درباره ریشه این عشق عمیق روایت میکند: «هنگامی که در کودکی همراه خانواده از اروپا به ایران میآمدیم، وقتی که به مرز رسیدیم، پدرم از اتوموبیل پیاده شد و خاک ایران را بوسید. این تصویر هرگز از یادم نرفته است. آنچه مرا ساخته عشق به ایران است و آنرا از پدرم دارم. آن نگاه تحسینآمیز من به ایران، آنچه که نخستین جرقه را در من زد، عشق به ایران و عشق به فردوسی بود.» او با یادآوری روزی که پدرش او را به مقبره فردوسی برد و سفارش کرد که با ادب راه برود، میگوید: «ثروت واقعی من در دو چیز است: نخست اینکه نام مرا ایران گذاشتهاند و دیگر عشق به ایران که نخست غریزی بود و سپس فرهنگی شد.»
زندگی پربار او در عرصه هنر، با نشست و برخاست با بزرگان جهان نیز همراه بود. او درباره این دیدارها بیان میکند: «آنچه از این دیدارها با شخصیتهای مهم هنری دنیا برایم باقی مانده، همانا شناخت عینی انسانهایی با نگاه و درکی متفاوت است. عجیب اینکه هیچیک از بزرگانی که از نزدیک شناختم نقطه مشترکی جز نبوغشان با یکدیگر نداشتند. در ملاقات با شخص آنان نبود که به هنر و نبوغشان پی بردم، بلکه با مطالعه و تفحص در آثارشان بود که تحت تأثیرشان قرار گرفتم. ملاقات با آنان فقط نقطه تأیید شخصیتم بود از آنچه از شناخت آثارشان بهدست آورده بودم.» او همچنین از تأثیر چهرههایی چون اورسون ولز و بهویژه آندره مالرو بر خود یاد میکند و میافزاید: «من باور دارم از ویژگیهای انسان، همذاتشدن اوست با هرآنچه دوست میدارد. آری برای مثال، من شخصیت غافلگیرکننده اورسون ولز را بسیار دوست میداشتم… اما آندره مالرو بالاترین تأثیر را روی من گذاشته است. پیش از همه بهدلیل مصاحبه استثناییای که با او داشتم… دوم بهخاطر علاقه و شناختی که به هنر ایران داشت و هم او بود که نمایشگاه هفتهزار سال هنر ایران در پاریس را افتتاح کرد و سوم، در مدت سهماهی که در هتلم در انتظار ملاقات با او بودم، تقریبا هرچه کتاب و مقاله نوشته بود خوانده بودم تا مجهز به ملاقات یکی از بزرگترین مردان تاریخ بروم.»
اگرچه درّودی فرهنگ فرانسه و هنر زندگی کردن را تحسین میکرد، اما خود را عاشق ایران و افسانههای آن میدانست و باوری عمیق داشت که حس او برخاسته از این خاک است. او آدمی بهواقع عاشق بود و در توصیف آثارش بیان میکرد که آنچه در تابلوهایش شور میزند، عشق به زندگی و انسانهاست. این نگاه انسانی و وطنپرستانه در دیدگاه او نسبت به اقتصاد هنر نیز بازتاب داشت. درّودی هرگز ارزش هنر را با قیمتهای کاذب حراجیها سنجش نکرد و خرید و فروش آثار هنری در برخی از این بازارها را بیربط به ارزش واقعی هنر میدانست.
این بانوی پیشگام همچنین با خلق کتاب خودنوشت «در فاصله دو نقطه…!» تواناییهای نویسندگی خود را به نمایش گذاشت؛ کتابی که نگارش آن تنها سه ماه به طول انجامید و برآیند تجربیات شخصی و نگاه او به جهان هستی بود، نه صرفاً روایت مشکلات حرفهای یک نقاش. ایران درّودی در هفتم آبان ماه ۱۴۰۰ پس از سالها تلاش مؤمنانه برای ساخت موزه آثارش، چشم از جهان فروبست، اما یاد، اندیشه و نام بلند او تا همیشه بر تارک هنر ایران خواهد درخشید.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.








































