شجاع خلیلزاده برای فوتبال ایران چهره ناشناختهای نیست. سالها در تیم ملی و باشگاههای بزرگ بازی کرده، جام دیده، بازیهای بزرگ را تجربه کرده و حالا کاپیتان تراکتور است. به همین دلیل شاید دیگر نتوان رفتارهای او را با جمله آشنای «فوتبالیستها احساسی هستند» توجیه کرد. شجاع باتجربه است؛ آنقدر باتجربه که باید بداند هر […]

شجاع خلیلزاده برای فوتبال ایران چهره ناشناختهای نیست. سالها در تیم ملی و باشگاههای بزرگ بازی کرده، جام دیده، بازیهای بزرگ را تجربه کرده و حالا کاپیتان تراکتور است. به همین دلیل شاید دیگر نتوان رفتارهای او را با جمله آشنای «فوتبالیستها احساسی هستند» توجیه کرد. شجاع باتجربه است؛ آنقدر باتجربه که باید بداند هر چیزی ارزش واکنش ندارد.
ماجرای او با هواداران از فصل گذشته شروع شد؛ جایی که واکنش تندش به توهینها، خودش به یک حاشیه بزرگ تبدیل شد. پروندهای که میتوانست همانجا تمام شود، اما هر بار با یک مصاحبه، یک توضیح یا یک واکنش دوباره از زیر خاک بیرون آمد.
حالا فصل جدید شروع شده، اما ظاهراً شجاع هنوز درگیر پرونده فصل قبل است.
بعد از مسابقه تراکتور و شمسآذر هم به جای اینکه اجازه بدهد زمین فوتبال حرف بزند، دوباره پای حاشیه را وسط کشید؛ این بار با حمله به عادل فردوسیپور و فوتبال ۳۶۰. نتیجه هم قابل پیشبینی بود: چند ساعت بعد، به جای اینکه درباره بازی و عملکرد تراکتور صحبت شود، همه درباره حرفهای شجاع حرف میزدند.
این دقیقاً همان نقطهای است که یک بازیکن حرفهای باید از خودش بپرسد:من دارم حاشیه را کنترل میکنم یا حاشیه دارد من را کنترل میکند؟
توهین به بازیکن و خانوادهاش قابل دفاع نیست. هیچکس هم نمیگوید فوتبالیست باید توهین را تحمل کند و دم نزند. اما بین «اعتراض» و «تبدیل شدن به بخشی از حاشیه» فاصله زیادی وجود دارد.
شجاع ظاهراً این فاصله را جدی نمیگیرد. او هر بار که میخواهد از خودش دفاع کند، آنقدر وارد جزئیات میشود که پرونده دوباره جان میگیرد. هر بار که میخواهد پاسخی بدهد، سوژه تازهای برای رسانهها تولید میکند و هر بار که تصور میکند با یک مصاحبه موضوع را تمام خواهد کرد، عملاً فصل دیگری به این داستان اضافه میشود.
اینجا دیگر نمیشود همه چیز را گردن هوادار، خبرنگار، کارشناس یا فضای فوتبال انداخت. بخشی از این حاشیه، محصول واکنش خود شجاع است؛ و این شاید تلخترین بخش ماجرا باشد. بازیکنی که سالها در فوتبال حرفهای بوده، باید بداند میکسدزون محل تسویهحساب نیست. دوربین روشن است، جملهها ثبت میشوند و شبکههای اجتماعی منتظر یک جمله جنجالیاند. در چنین شرایطی، کنترل خود بخشی از حرفهایگری است؛ درست مثل تمرین، مسابقه و آمادگی بدنی.
اگر شجاع برای چنین موقعیتهایی مشاور رسانهای مناسبی ندارد، باید داشته باشد. اگر دارد و همچنان همین مسیر را میرود، باید در عملکرد آن مشاوره تجدیدنظر کند. چون حاصل کار مشخص است: هر بار یک حاشیه تازه، درست زمانی که حاشیه قبلی در حال فروکش کردن است. اما مسئله فقط رسانه نیست؛ کمی هم به هوش هیجانی برمیگردد.
بازیکن بزرگ کسی نیست که همیشه جواب داشته باشد. گاهی بازیکن بزرگ کسی است که جواب را میداند، اما تصمیم میگیرد آن را نگوید. کاپیتان بودن هم دقیقاً از همینجا معنا پیدا میکند. کاپیتان باید بتواند خودش را مدیریت کند تا تیمش را مدیریت کند. وقتی بازیکنان جوانتر تیم میبینند کاپیتانشان بعد از هر اتفاق وارد یک مجادله تازه میشود، چه پیامی دریافت میکنند؟ شجاع خلیلزاده اگر قرار است در سالهای پایانی فوتبالش تصویری ماندگار از خودش باقی بگذارد، بهتر است کمی از حجم پاسخها کم کند و به اعتبار سالهای بازیاش تکیه کند.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.








![[امید سراجان] کوچ نوخریداران به بازار دستدوم](https://media.ettelaat.com/d/2026/05/23/4/357148.jpg)






























