پرونده جام جهانی که بسته شد امیر قلعه‌نویی بابت حذف از جام جهانی ۴۸ تیمی آنهم با نامه اعمال پرابهام و ایهامی که پرسش‌های بسیاری را در خود جای داده بود، پاداشی ۱۴۰ میلیارد تومانی دریافت کرد. رقمی که برای فوتبال گرفتار در هزارتوی مشکلات، عدد کوچکی نبود. حالا، اما تیم ملی با همان استخوان‌بندی […]

پرونده جام جهانی که بسته شد امیر قلعه‌نویی بابت حذف از جام جهانی ۴۸ تیمی آنهم با نامه اعمال پرابهام و ایهامی که پرسش‌های بسیاری را در خود جای داده بود، پاداشی ۱۴۰ میلیارد تومانی دریافت کرد. رقمی که برای فوتبال گرفتار در هزارتوی مشکلات، عدد کوچکی نبود. حالا، اما تیم ملی با همان استخوان‌بندی و همان داشته‌های آشنا در فراسوی آمودریا برابر ازبکستان تعظیم می‌کند تا علامت سوالی به بلندای قامت ژنرال پیش چشم او رنگ بگیرد. مردان ما در فرغانه برابر ارتش شکست خورده جام جهانی که حالا قامتش را صاف کرده و سودای عبور از سایه‌ها را در سر می‌پروراند میخکوب شدند و سه بار توپ از خط دروازه بیرو گذشت و هر بار بخشی از غرور فوتبال ما پشت سجاف دروازه جا ماند. ازبکستان اینبار به آینه‌ای تمام قد بدل شد و سیمای واقعی فوتبال ایران را بی‌پرده به نمایش گذاشت. تیمی که دگردیسی را از روی کاغذ به زمین چمن آورده و جوانانش را به میدان فرستاده بود، پوست انداختن را از شعار به عمل مبدل کرد تا کاناواروی کبیر درس بزرگی به امیر اردشیر دهد و آژیر قرمز را زیر گوش مردی که در حوالی خاطرات دیروز قدم می‌زند به صدا درآورد.

مسئله اصلی، اما فقط تحقیر برابر سربازان تاشکند نیست. راست و درست این است فاصله‌ای که میان ادعای ساختن آینده و اصرار و ابرام بر نگه‌داشتن گذشته ایجاد شده پارادوکس حیرت آوری را ترسیم کرده است.

بی مجامله فوتبال موزه نیست که ویترین افتخارات گذشته را هر روز گردگیری کنیم. تیم ملی اگر قرار است دستخوش رنسانس اساسی شود چرا از امروز برای ساختن فردا دست به تغییر نمی‌زند؟ چرا جوانی و برنایی هنوز پشت در‌های بسته نام‌های قدیمی منتظر می‌مانند؟

چرا هر بار که ناقوس‌های تغییر به صدا درمی‌آیند گوش فوتبال ایران را پنبه‌ای از عادت و مصلحت پر می‌کند؟ ازبک‌ها در فرغانه به ما نشان دادند که پوست‌اندازی الزاماً به معنای فرو ریختن نیست و گاهی برای زنده ماندن باید از پیله بیرون آمد. فوتبال ایران، اما انگار همچنان در پیله‌ای از تکرار گرفتار است. نه ناکامی برابر حریف تکراری پایان فوتبال ماست و نه پیروزی دیروز‌ها تضمین فردای آن. اما سه گل از ازبکستان سه زنگ هشدار بود. زنگ‌هایی که دیگر نمی‌توان صدایشان را پشت واژه‌هایی، چون بدشانسی، فرصت‌سوزی یا تجربه پنهان کرد. اگر قرار است قلعه نویی برای ادامه راه پاداش‌های سنگین و حقوق‌های نجومی مطالبه کند، طبیعی است که افکار عمومی نیز کارنامه‌ای در قامت همان اعداد طلب خواهد کرد.

این تیم ملی بیش از آنکه به ستاره‌های رو به افول نیاز داشته باشد، به شجاعت تغییر نیاز دارد. به نیمکتی که از آینده نترسد، به جوانانی که مجال درخشیدن پیدا کنند و به مدیرانی که بدانند دوران شعار‌های پوشالی به سر رسیده است. ازبکستان در کمترین زمان پس از جام جهان نما پوست انداخت و حالا قد کشیده است. پس نوبت دگردیسی تیم ملی ایران کی از راه می‌رسد؟!

منبع: شـهر آرا

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید