زهره گردان. تهران هر سال چند ماه را با هوایی نفسگیر طی میکند؛ هوایی که بنا بر گزارشهای رسمی، عامل هزاران مرگ زودرس و میلیاردها تومان خسارت در حوزههای سلامت و اقتصاد است. معمولا آبان و آذر اوج آلودگی هوا است اما در دیگر ماههای سال نیز شاهد آلودگی هوا با ذرات معلق ، ریزگردها و یا […]

زهره گردان. تهران هر سال چند ماه را با هوایی نفسگیر طی میکند؛ هوایی که بنا بر گزارشهای رسمی، عامل هزاران مرگ زودرس و میلیاردها تومان خسارت در حوزههای سلامت و اقتصاد است.
معمولا آبان و آذر اوج آلودگی هوا است اما در دیگر ماههای سال نیز شاهد آلودگی هوا با ذرات معلق ، ریزگردها و یا آلاینده ها هستیم.
عدد شاخص آلودگی بارها به ویژه با آغاز فصل سرد از حد مجاز عبور میکند، مدارس تعطیل میشوند توصیه به خانهنشینی تکرار میشود، اما یک چیز تغییر نمیکند: «هوا» در کشوری که «قانون هوای پاک» دارد، نفس کشیدن همچنان به شانس بستگی دارد. پرسش ساده است و بیپاسخ مانده: اگر قانون وجود دارد، چرا اجرا نمیشود؟
قانون هوای پاک، یکی از جامعترین قوانین زیستمحیطی کشور است؛ قانونی که برای خودرو، صنعت، نیروگاه و نوع سوخت، تکلیف مشخص کرده است و حتی ضمانت اجرا دارد، اما اثری از اجرای آن دیده نمیشود. گفتگو با وحید نوروزی، دکترای مدیریت محیط زیست و متخصص آلودگی هوا نشان میدهد مسأله آلودگی هوا در ایران نه فنی است و نه ناشناخته؛ بلکه مسأله، مدیریتی است.
این گفتگو را پیش رو دارید:
خیلیها میپرسند اگر قانون هوای پاک وجود دارد، چرا هوای تهران و دیگر کلانشهرها همچنان آلوده می شود؟ اساسا این قانون چه کارکردی دارد؟
-این پرسش کاملا بجاست و اتفاقا مردم حق دارند آن را بپرسند. واقعیت این است که مشکل ما نبود قانون نیست، بلکه ما با مسأله اجرای قانون روبرو هستیم.
قانون هوای پاک، یکی از کاملترین قوانین زیستمحیطی کشور است. این قانون تقریبا برای همه منابع آلاینده، از خودرو و موتورسیکلت گرفته تا نیروگاه و صنعت، تکلیف مشخص کرده است و عمل به آن میتواند از بسیاری مشکلات مربوط به آلودگی هوا بکاهد.
یعنی میخواهید بگویید قانون خوب نوشته شده است، ولی کسی آن را جدی نمیگیرد؟
-بله، همینطور است. ما در ایران معمولا در نوشتن و تصویب قانون موفق عمل میکنیم اما وقتی نوبت به اجرا میرسد مشکل شروع میشود. قانون هوای پاک، وظایف مشخصی را برای دستگاههای مختلف تعیین کرده اما اجرای این وظایف، هزینهبر است و بعضی تصمیمها سخت و حتی ناخوشایند به نظر میرسند.
مشکل اصلی اینجاست که هزینه «اجرا نکردن» قانون، کمتر از هزینه «اجرا کردن» آن است. تا زمانی که این معادله تغییر نکند، اجرای قانون جدی گرفته نمیشود. به بیان ساده، قانون روی کاغذ خوب است، اما در عمل کسی حاضر نیست هزینههای اجرای آن را بپردازد.
مردم میپرسند بالاخره مقصر اصلی آلودگی هوا کیست؟ دولت؟ شهرداری؟ صنعت؟ یا خود مردم؟
-اگر بخواهم صادقانه بگویم، همه سهم دارند اما سهمها برابر نیست. مردم معمولا آخرین حلقهاند. بخش اصلی آلودگی هوا ناشی از کیفیت پایین سوخت، ناوگان فرسوده خودروها و موتورسیکلتها، صنایع بزرگ و نیروگاههاست و اینها در اختیار سیاستگذاران و دستگاههای اجرایی است، نه مردم عادی.
نمیشود از مردم انتظار داشت با ماسک زدن یا در خانه ماندن، مشکل آلودگی هوا را حل کنند. نقش اصلی بر دوش نهادهای تصمیمگیر و اجرایی است، چون آنها اختیار و ابزار لازم برای تغییر شرایط را دارند.
اغلب همه تقصیرها را به گردن خودروها میاندازند و میگویند آنها عامل اصلی آلودگی هوا هستند. آیا واقعا فقط خودروها مقصرند یا ماجرا پیچیدهتر از اینهاست؟
-خیر، این یک تصور ناقص است. در بعضی روزها بهویژه زمانی که شرایط جوی با باد ضعیف و پایداری هوا همراه است، سهم منابع ساکن مثل نیروگاهها و صنایع بزرگ حتی از خودروها هم بیشتر میشود. یعنی برخلاف تصور عمومی، همیشه خودروها عامل اصلی نیستند و گاهی صنایع و نیروگاهها نقش پررنگتری در آلودگی دارند.
امیدوارم با نهایی شدن سیاهه انتشار ملی و شهری – فهرست منابع آلاینده و میزان سهم هرکدام در آلودگی هوا- تکلیف منابع آلاینده و نوع آلایندهها روشن شود تا بتوانیم دقیقتر درباره سهم هر بخش صحبت کنیم. قانون هوای پاک به این منابع توجه کرده و برای آنها تکالیف مشخصی در نظر گرفته، اما اجرای این بخشها به دلایل اقتصادی و مدیریتی ضعیف بوده است. در واقع، مشکل اصلی نه در شناسایی منابع آلاینده که در اراده و توان اجرایی برای کنترل آنهاست.
مازوتسوزی چقدر در آلودگی هوا نقش دارد؟ مردم واقعا نگرانند.
-نگرانی مردم کاملا بجاست. مازوت، اگر پرگوگرد باشد، یکی از آلایندهترین سوختهاست و منبع اصلی دیاکسید گوگرد و ذرات ثانویه محسوب میشود. در شرایط اضطراری ممکن است استفاده از مازوت اجتنابناپذیر باشد، اما قانون هوای پاک صراحت دارد که نوع سوخت، میزان گوگرد و شرایط جوی باید در نظر گرفته شود.نکته مهم این است که ما مازوت کمگوگرد هم در اختیار داریم و امکان ترکیب آن با مازوت پرگوگرد وجود دارد تا بار آلودگی کاهش یابد. اینها راهحلهای مدیریتیاند، نه معجزه، اما میتوانند اثرگذار باشند. به زبان ساده، اگر مدیریت درست انجام شود، حتی در شرایط اضطراری میتوان شدت آلودگی ناشی از مازوتسوزی را تا حدی کنترل کرد.
قانون هوای پاک بارها تصویب و تبلیغ شده، اما در عمل، ضمانت اجرایی آن زیر سئوال است. چگونه میتوان قانون را از روی کاغذ به واقعیت کشاند و آن را اثرگذار کرد؟
-تا زمانی که عدم اجرای قانون برای دستگاهها هزینهزا نشود، اجرای آن به اولویت تبدیل نخواهد شد. به زبان ساده، اگر نهادهای مسئول بدانند که بیتوجهی به قانون هیچ پیامد جدی برایشان ندارد، طبیعی است که اجرای آن را جدی نگیرند. بنابراین مشکل اصلی در متن قانون نیست، در نبود سازوکارهای سختگیرانه برای واداشتن دستگاهها به اجرای آن است.
با این توضیحات آیا هنوز امیدی به اجرای قانون هوای پاک وجود دارد؟
-بله، کاملا امید وجود دارد، اما به چند شرط مهم. نخست این که بهجای نوشتن قوانین جدید، اجرای قانون موجود جدی گرفته شود. دوم،مردم بدانند هر نهاد چه وظیفهای دارد و مسئولیتها شفاف باشد. سوم، این که سازوکار واقعی برای پاسخگویی و شفافیت ایجاد شود تا هیچ دستگاهی نتواند از زیر بار وظایفش شانه خالی کند.
قانون هوای پاک، ظرفیت نجات هوا را دارد، اما فقط زمانی اثرگذار خواهد بود که از یک «قانون کاغذی» به «اقدام واقعی» تبدیل شود. به زبان ساده، امید هست، اما این امید وابسته به اراده جدی برای عمل کردن است، نه فقط نوشتن و تصویب قانون.
اگر بخواهید در یک جمله ساده به مردم توضیح دهید ریشه اصلی بحران آلودگی هوا چیست، چه میگویید؟
-مسأله آلودگی هوا در ایران بیشتر مدیریتی است تا فنی. ما دانش لازم، قوانین کامل و حتی تجربههای جهانی را در اختیار داریم، اما آنچه کم داریم اراده پایدار برای اجراست.
هوای پاک حق مردم است، نه یک امتیاز ویژه. وقتی این حق جدی گرفته شود، قانون نیز از حالت «کاغذی» خارج و به اقدام واقعی تبدیل خواهد شد. به بیان دیگر، مشکل اصلی در نبود عزم جدی برای عمل کردن به راهحلهاست.
برخی از مردم میگویند اگر قانون اجرا نشده است، چرا هیچکس بابت این موضوع، مواخذه یا بازخواست نمیشود؟ آیا قانون هوای پاک، ضمانت قضایی ندارد؟
-قانون هوای پاک از نظر حقوقی، ابزارهایی برای برخورد با متخلفان پیشبینی کرده اما مشکل اصلی در فرآیند اجرا و پیگیری قضایی است.
در بسیاری از موارد، تخلفات مربوط به آلودگی هوا بهعنوان «اولویت فوری» تلقی نمیشود و رسیدگی به آنها زمانبر است. از سوی دیگر، آلودگی هوا معمولا مسئول واحد و مشخصی ندارد. چند دستگاه درگیرند و همین موضوع، فرآیند پاسخگویی را پیچیده میکند. وقتی مشخص نباشد دقیقا کدام نهاد باید پاسخ بدهد، عملاً هیچکس پاسخگو نمیشود.
برخی معتقدند آلودگی هوا همیشه در اولویت آخر دولتهاست و بودجه کافی به آن اختصاص نمی یابد. آیا این برداشت درست است؟
-متأسفانه این برداشت تا حد زیادی درست است. آلودگی هوا در ایران اغلب بهعنوان یک مسأله فصلی یا مقطعی دیده میشود نه یک بحران مزمن سلامت عمومی. به همین دلیل، در زمان تخصیص منابع، معمولا در رقابت با مسائل فوریتر اقتصادی یا اجتماعی، عقب میماند.
براساس مطالعات رسمی، آلودگی هوا متأسفانه سالانه باعث هزاران مرگ زودرس و هزینههای سنگین درمانی میشود. باید بپذیریم که اجرای قانون هوای پاک، سرمایهگذاری در سلامت عمومی است.
تا زمانی که آلودگی هوا در تصمیمسازیها بهعنوان یک موضوع حیاتی دیده نشود، طبیعی است که اجرای قانون هم نیمهکاره بماند. قانون بدون بودجه و برنامه اجرایی، عملا یک سند آرشیوی خواهد بود.
در بحران آلودگی هوا، نقش شهروندان چیست؟ آیا مردم فقط باید آلودگی را تحمل کنند یا میتوانند تأثیرگذار باشند؟
-بار اصلی کنترل آلودگی هوا بر دوش سیاستگذاران و دستگاههای اجرایی است، اما این به معنای بینقشی مردم نیست. مهمترین وظیفه شهروندان، مطالبهگری آگاهانه است؛ یعنی بدانند قانون چه میگوید و کدام نهاد مسئول اجرای آن است تا بتوانند خواستهای مشخص و هدفمند مطرح کنند؛ مطالبهای که بر اساس داده و قانون باشد، نه صرفا اعتراض احساسی.
از سوی دیگر، رفتارهای فردی مثل استفاده از حملونقل عمومی یا نگهداری مناسب خودرو میتواند کمککننده باشد، اما این اقدامات هرگز جایگزین مسئولیت حاکمیتی نمیشوند. نباید آلودگی هوا را به یک مسأله سبک زندگی تقلیل داد؛ این یک موضوع ساختاری و مدیریتی است و مردم حق دارند درباره آن پاسخ بخواهند.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.








































