به گزارش خبرنگار اجتماعی زیرنویس،  معاون محیط‌زیست طبیعی و تنوع زیستی اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست مازندران از تلف شدن «رویا»، درنای سیبری پرورش‌یافته در اسارت که به ایران منتقل شده بود، خبر داد. این رخداد بار دیگر بحث‌ها درباره ضعف مدیریتی و اجرایی در پروژه‌های احیای گونه‌های در معرض خطر را به تیتر اخبار بازگردانده است. […]

به گزارش خبرنگار اجتماعی زیرنویس،  معاون محیط‌زیست طبیعی و تنوع زیستی اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست مازندران از تلف شدن «رویا»، درنای سیبری پرورش‌یافته در اسارت که به ایران منتقل شده بود، خبر داد.

این رخداد بار دیگر بحث‌ها درباره ضعف مدیریتی و اجرایی در پروژه‌های احیای گونه‌های در معرض خطر را به تیتر اخبار بازگردانده است.

ماهان مه رو، پرنده‌شناس و کارشناس ارشد محیط‌زیست، در تحلیل وضعیت رویا در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی زیرنویس به شرایط نگهداری این پرنده پرداخت  و اینگونه گفت:  بر اساس اظهارات معاون محیط‌زیست استان مازندران مبنی بر بروز علائم بی‌اشتهایی و اختلال در تعادل در روزهای پایانی، احتمال می‌رود که شرایط زیستیِ محدود، عامل اصلی وخامت حال این پرنده بوده باشد.

وی تاکید داشت : نگهداری رویا در محدوده محصور و کوچک طی بیش از سه سال، آسیب‌های جدی به سلامت جسمانی این درنا وارد کرد. محدودیت فضا که امکان پرواز را از پرنده سلب کرده بود، زمینه را برای بروز مشکلاتی نظیر تحلیل عضلانی و درگیری با بیماری‌های مختلف فراهم کرد. ریشه این بحران را باید در نقص‌های ساختاری پروژه جست‌وجو کرد. تأخیر در انتقال پرنده از بلژیک و ناهماهنگی‌های دیپلماتیک و فنی باعث شد رویا به‌جای آبان‌ماه، در دی‌ماه به ایران برسد؛ این یعنی تنها یک فرصت کوتاه یک‌ماهه برای همراهی با «امید»، تنها بازمانده گله غربی درنای سیبری، باقی ماند که عملاً به شکست انجامید.

این پرنده شناس ادامه داد: پروژه بازگشت درنای سیبری از همان ابتدا با ابهامات جدی همراه بود. ناتوانی رویا در همراهی با امید به دلیل پرورش در اسارت و عدم تجربه مسافت‌های طولانی، سرنوشت این پروژه را به بن‌بست کشاند. پس از آنکه امید در سال‌های بعد به ایران بازنگشت و عملاً جمعیت وحشی این گونه که تا پیش از انجام این پروژه نیز منقرض شده تلقی میشد، «رویا» در آن شرایط اسارت و فضای محدود به حال خود رها شد و در همان محیط محدود، به فراموشی سپرده شد.

ماهان مه رو با بیان اینکه هیچ برنامه مشخصی برای دوران پس از شکست پروژه وجود نداشت توضیح داد:  انتقال پرنده به کشور مبدأ یا فراهم‌سازی فضایی با استانداردهای رفاهی بالاتر برای فعالیت های آموزشی، از جمله فرصت‌هایی بود که با بی‌برنامگی هدر رفت. این درنا می‌توانست به‌عنوان یک نمونه زنده در کارگاه‌های تفسیری و آموزشی، به سندی برای آگاهی‌بخشی عمومی نسبت به دلایل انقراض گونه‌ها و تلاش‌های صورت‌گرفته برای نجات آن‌ها تبدیل شود، اما اکنون با مرگ او، آخرین فرصت برای بهره‌برداری آموزشی و حفاظتی از حضور این پرنده نیز از دست رفته است.

از انقراض‌نامه تا بحران مدیریت؛ حیات‌وحش ایران در گرداب بی‌برنامگی

متأسفانه این تصور در افکار عمومی شکل گرفته است که سازمان حفاظت محیط‌زیست به دستگاهی برای اعلام آمار مرگ‌ومیر و انقراض گونه‌ها تبدیل شده است. اخباری که مدام از تلف شدن حیوانات در جاده‌ها، مرگ در اسارت یا انقراض گونه‌ها مخابره می‌شود، گویای وضعیت بغرنجی است که این سازمان در بخش نگهداری و حفاظت از گونه‌های در معرض خطر با آن دست‌به‌گریبان است.

ماهان مه رو در این خصوص به زیرنویس چنین توضیح داد: برای نجات یک گونه، تدوین برنامه جامع، اختصاص بودجه پایدار و پایش سالانه عملکرد، الزاماتِ گریزناپذیر است. پروژه‌هایی نظیر حفاظت از میش‌مرغ در بوکان یا پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی که با پایش جاده‌ای و تکثیر در اسارت دنبال می شود، اگرچه گام‌هایی رو به جلو محسوب می‌شوند، اما با تأخیری طولانی آغاز شده و فاقد شفافیت در برنامه‌های اجرایی هستند. ایمن سازی جاده در مسیر میامی به عباس آباد می بایست توسط وزارت راه و شهرسازی انجام شود چرا که این جاده در سال‌های اخیر موجب تلف شدن یوزهای زیادی شده که از دست رفتن هر یک از آنها برابر با این جمعیت اندک و شکننده غیرقابل جبران است.

وی تاکید داشت : رویکرد فعلی نیازمند تغییری بنیادین است. برای جلوگیری از رسیدن گونه‌ها به مرحله بحرانی انقراض، اولویت اصلی باید حفاظت از زیستگاه باشد. تأمین اعتبار برای حفظ زیستگاه‌ها که با کمبود تخصیص بودجه مواجه است، می‌تواند با بهره‌گیری از مشارکت‌های مردمی، حمایت‌های مالی و ظرفیت مسئولیت اجتماعی شرکت‌های بزرگ جبران شود. برای این منظور، سازمان باید برای تک‌تک گونه‌های در معرض تهدید، برنامه اختصاصی و حامی مالی داشته باشد.

ماهان مه رو با گفتن از اینکه اکنون گونه‌هایی نظیر یوزپلنگ ایرانی و میش‌مرغ در بحران شدید انقراض قرار دارند و گونه‌های دیگری نیز یک پله پایین‌تر، در وضعیت «در خطر انقراض» یا «نزدیک به تهدید» هستند بیان داشت:  اگر زیستگاه‌ها حفظ نشوند، تمامی این گونه‌ها به سمت انقراض سوق پیدا می‌کنند. پرسش اینجاست که آیا برنامه‌ای ملی برای حفاظت از گونه‌هایی مانند زاغ بور، سیاه خروس قفقازی یا خرس سیاه بلوچی در استان‌های آذربایجان شرقی، فلات مرکزی ایران و استان های سیستان و بلوچستان، هرمزگان و کرمان وجود دارد؟ وضعیت خرس سیاه اگر از یوزپلنگ بدتر نباشد، بهتر نیست؛ با این حال، برنامه‌ای برای حفاظت و رفع تهدیدات آن مشاهده نمی‌شود.

ماهان مه رو با گفتن از اینکه اکنون گونه‌هایی نظیر یوزپلنگ ایرانی و میش‌مرغ در بحران شدید انقراض قرار دارند و گونه‌های دیگری نیز یک پله پایین‌تر، در وضعیت «در خطر انقراض» یا «نزدیک به تهدید» هستند بیان داشت:  اگر زیستگاه‌ها حفظ نشوند، تمامی این گونه‌ها به سمت انقراض سوق پیدا می‌کنند. پرسش اینجاست که آیا برنامه‌ای ملی برای حفاظت از گونه‌هایی مانند زاغ بور، سیاه خروس قفقازی یا خرس سیاه بلوچی در استان‌ آذربایجان شرقی، استان های مرکزی و جنوبی مانند سیستان و بلوچستان، هرمزگان و کرمان وجود دارد؟ وضعیت خرس سیاه اگر از یوزپلنگ بدتر نباشد، بهتر نیست؛ با این حال، برنامه‌ای برای حفاظت و رفع تهدیدات آن مشاهده نمی‌شود.

در مورد پرندگانی همچون اردک سرسفید و اردک مرمری نیز شرایط به همین منوال است. این گونه ها در تالاب‌های جنوب دریاچه ارومیه و هورالعظیم با تهدیداتی نظیر شکار، تخریب زیستگاه، کم‌آبی و خشکی تالاب‌ها دست‌وپنج نرم می‌کند. سازمان حفاظت محیط‌زیست ناگزیر است با رویکردی برنامه‎‌محور پیش برود. اقدامات انجام‌شده، هرچند دیر، گام‌هایی مثبت هستند؛ اما این اقدامات کافی نیست و سازمان باید با جدیتی مضاعف وارد میدان عمل شود.

 



پایان خبر / زیرنویس / کدخبر 1230902

منبع خبر: رکــنا

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید