همزمان با افزایش تنش میان تهران و واشنگتن و طرح دوباره موضوع «مدیریت راهبردی تنگه هرمز» در مجلس، بار دیگر یکی از مهمترین پرسشهای سیاست خارجی ایران مطرح شده است؛ آیا کشوری که بر بخش شمالی این آبراه راهبردی اشراف دارد، میتواند بهتنهایی قواعد عبور و مرور در آن را تغییر دهد؟ تنگه هرمز به […]

همزمان با افزایش تنش میان تهران و واشنگتن و طرح دوباره موضوع «مدیریت راهبردی تنگه هرمز» در مجلس، بار دیگر یکی از مهمترین پرسشهای سیاست خارجی ایران مطرح شده است؛ آیا کشوری که بر بخش شمالی این آبراه راهبردی اشراف دارد، میتواند بهتنهایی قواعد عبور و مرور در آن را تغییر دهد؟
تنگه هرمز به دلیل جایگاه ویژه خود در تجارت جهانی و حضور قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، همواره یکی از کانونهای حساس ژئوپلیتیکی بوده است. از همین رو، طرح جدید مجلس درباره نحوه مدیریت این آبراه، پرسشهایی جدی درباره امکان اجرا، تبعات حقوقی و واکنش بازیگران خارجی ایجاد کرده است.
فریدون مجلسی، تحلیلگر حوزه سیاست خارجی و دیپلمات باسابقه ایرانی، در گفتگو با فرارو به بررسی این موضوع پرداخته است.
تصمیم مجلس بلافاصله اجرا نمیشود
فریدون مجلسی در توضیح چگونگی اجرای طرح مجلس گفت: «گاهی تصور میشود چون ایران بر بخش مهمی از ساحل شمالی تنگه هرمز تسلط دارد، بنابراین هر تصمیمی که در تهران گرفته شود، میتواند بلافاصله به مرحله اجرا برسد. اما روابط بینالملل به این سادگی عمل نمیکند.»
وی گفت: «تنگه هرمز یک آبراه معمولی نیست. این تنگه یکی از حساسترین گلوگاههای اقتصاد جهانی است و امنیت آن فقط برای ایران اهمیت ندارد؛ چین، هند، ژاپن، کره جنوبی، کشورهای اروپایی، دولتهای عربی حوزه خلیج فارس و البته ایالات متحده نیز هر کدام منافع مستقیمی در باز بودن این مسیر دارند.»
مجلسی افزود: «به همین دلیل، هر تصمیمی درباره هرمز، خواه از سوی ایران باشد یا هر کشور دیگری، ناگزیر با واکنش مجموعهای از بازیگران مواجه خواهد شد.»
وی گفت: «از این منظر، طرح مجلس را باید بیشتر در چارچوب ارسال یک پیام سیاسی تحلیل کرد؛ پیامی که میخواهد نشان دهد ایران همچنان ابزارهای ژئوپلیتیکی مهمی در اختیار دارد و نمیتوان معادلات منطقه را بدون در نظر گرفتن منافع تهران طراحی کرد.»
قدرت فقط از لوله تفنگ نمیآید
این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی در توضیح اختیارات مجلس درباره ابلاغ چنین طرحهایی در سیاست خارجی کشور گفت: «بدیهی است که مجلس ایران میتواند درباره اختیارات نهادهای داخلی قانونگذاری کند، اما هیچ پارلمانی در جهان نمیتواند با تصویب یک قانون، قواعد پذیرفتهشده بینالمللی را بهصورت یکجانبه تغییر دهد.»
وی افزود: «اگر چنین بود، اساساً دیگر چیزی به نام نظم حقوقی بینالمللی معنا نداشت. از سوی دیگر، نباید فراموش کنیم که تنگه هرمز میان ایران و عمان قرار گرفته است. بنابراین، هرگونه تصمیم درباره نحوه مدیریت این آبراه، خواهناخواه با حقوق و منافع کشور دیگر نیز ارتباط پیدا میکند.»
مجلسی گفت: «در سیاست خارجی، مشروعیت حقوقی و امکان عملی، دو موضوع متفاوت هستند. ممکن است کشوری از منظر داخلی خود را محق بداند، اما اگر اجرای آن تصمیم با مقاومت سایر بازیگران روبهرو شود، آن قانون عملاً به یک موضع سیاسی تبدیل خواهد شد، نه یک سیاست قابل اجرا.»
وی افزود: «ایران بدون تردید مهمترین قدرت ساحلی تنگه هرمز است و این یک واقعیت غیرقابل انکار است. اما قدرت در روابط بینالملل، مفهومی نسبی است، نه مطلق.»
این دیپلمات پیشین گفت: «اینکه ایران توانایی ایجاد اختلال یا افزایش هزینه برای طرف مقابل را داشته باشد، با اینکه بتواند بهتنهایی رژیم حاکم بر این آبراه را تغییر دهد، دو موضوع کاملاً متفاوت است.»
مجلسی تأکید کرد: «در دنیای امروز، قدرت صرفاً از لوله تفنگ به دست نمیآید؛ اقتصاد، دیپلماسی، ائتلافها و مشروعیت بینالمللی نیز بخشی از قدرت هستند. اگر این مؤلفهها در کنار یکدیگر قرار نگیرند، حتی برتری جغرافیایی نیز نمیتواند به نتیجهای پایدار منجر شود.»
طرح مجلس؛ پیام سیاسی یا راهکار اجرایی؟
این دیپلمات باسابقه درباره واکنشهای احتمالی آمریکا به طرحهای مدیریت تنگه هرمز گفت: «آمریکا امنیت جریان انرژی را بخشی از منافع راهبردی خود تلقی میکند. بنابراین، اگر احساس کند آزادی کشتیرانی در هرمز با مخاطره جدی روبهرو شده است، بعید است صرفاً به اعتراضهای دیپلماتیک اکتفا کند.»
وی افزود: «البته این به آن معنا نیست که واشنگتن نیز دست باز و بدون هزینه دارد. هرگونه رویارویی مستقیم در هرمز، قیمت انرژی را در جهان افزایش میدهد، بازارهای مالی را دچار التهاب میکند و امنیت متحدان آمریکا در منطقه را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.»
مجلسی گفت: «همانگونه که ایران محدودیتهایی برای استفاده از این اهرم دارد، آمریکا نیز با محدودیتهای خود روبهرو است. این همان چیزی است که در ادبیات روابط بینالملل از آن با عنوان بازدارندگی متقابل یاد میشود.»
وی افزود: «اگر تنگه هرمز بهطور کامل از چرخه عادی خارج شود، نخستین پیامد آن افزایش شدید قیمت نفت خواهد بود، اما این تنها نتیجه ماجرا نیست. شرکتهای بیمه، خطوط کشتیرانی، سرمایهگذاران و حتی شرکای تجاری ایران نیز با احتیاط بیشتری عمل خواهند کرد.»
تهران نیز از تبعات بحران مصون نیست
مجلسی گفت: «در چنین شرایطی، تهران نیز از تبعات اقتصادی آن مصون نخواهد ماند. به همین دلیل، تصور نمیکنم هیچ تصمیمگیر عاقلی، چه در ایران و چه در آمریکا، خواهان رسیدن اوضاع به چنین نقطهای باشد.»
وی افزود: «هیچیک از این بازیگران از بحرانی شدن وضعیت هرمز استقبال نخواهند کرد. ممکن است در حوزههای سیاسی اختلاف نظر وجود داشته باشد، اما درباره امنیت جریان انرژی، منافع مشترک بسیار پررنگتر از اختلافات است.»
این تحلیلگر سیاست خارجی گفت: «بعید میدانم هدف اصلی از چنین طرحهایی، تغییر فوری وضعیت تنگه هرمز باشد. بیشتر به نظر میرسد این طرحها بخشی از پیام سیاسی ایران در شرایط افزایش فشارهای خارجی باشند.»
مجلسی در پایان تأکید کرد: «اما این پیام زمانی مؤثر خواهد بود که در کنار آن، دیپلماسی فعال نیز وجود داشته باشد. قدرت سخت و قدرت نرم، مکمل یکدیگر هستند، نه جایگزین هم.»
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































