در سالهای اخیر، نظام سنجش و پذیرش دانشجو در کشور بارها دستخوش تغییر شده است. افزایش سهم سوابق تحصیلی در پذیرش دانشگاهها، تأثیر قطعی امتحانات نهایی و برگزاری کنکور در دو نوبت از مهمترین تحولاتی بودهاند که با هدف کاهش فشار روانی کنکور، تقویت جایگاه مدرسه و توجه بیشتر به فرایند آموزش رسمی به اجرا […]

در سالهای اخیر، نظام سنجش و پذیرش دانشجو در کشور بارها دستخوش تغییر شده است. افزایش سهم سوابق تحصیلی در پذیرش دانشگاهها، تأثیر قطعی امتحانات نهایی و برگزاری کنکور در دو نوبت از مهمترین تحولاتی بودهاند که با هدف کاهش فشار روانی کنکور، تقویت جایگاه مدرسه و توجه بیشتر به فرایند آموزش رسمی به اجرا درآمدهاند. با وجود این، به نظر میرسد برخی از پیامدها و تبعات عملی این تغییرات، بهویژه در پایه دوازدهم، نیازمند بررسی و آسیبشناسی جدی است.
پایه دوازدهم بهطور قطع حساسترین مقطع تحصیلی دانشآموزان به شمار میرود؛ زیرا نتیجه سالها تعلیم و تعلم آنان در این برهه به آزمون گذاشته شده و مسیر ورود به آموزش عالی یا دانشگاه فرهنگیان تا حد زیادی در همین سال تعیین میشود. با توجه به تغییرات ایجادشده، انتظار میرفت افزایش نقش امتحانات نهایی، به تقویت جایگاه مدرسه و افزایش مشارکت دانشآموزان در فرایند آموزش منجر شود؛ اما در عمل، شرایط بهگونهای دیگر رقم خورده است. امروزه بخش قابلتوجهی از دانشآموزان دوازدهم از نخستین ماههای سال تحصیلی، برنامه اصلی خود را بر آمادگی برای کنکور و امتحانات نهایی متمرکز میکنند. بسیاری از آنان تحت هدایت مشاوران آموزشی، بخش عمدهای از زمان خود را به مطالعه در منزل، شرکت در کلاسهای مؤسسات آموزشی، استفاده از آموزشهای مجازی و آزمونهای آزمایشی اختصاص میدهند. در نتیجه، برنامه درسی مدرسه در تعارض با برنامهریزی مطالعاتی قلمداد شده و حضور منظم در کلاسهای درس دبیرستان برای شماری از دانشآموزان به اولویت دوم تبدیل شده است.
این وضعیت مدارس را با چالشی جدی روبهرو کرده است. در بسیاری از کلاسهای پایه دوازدهم، حضور و غیاب دانشآموزان به معضلی تکراری تبدیل شده و گاه کلاسها با تعداد محدودی از دانشآموزان تشکیل میشود. در چنین شرایطی، استمرار منطقی فرایند تدریس، تمرین، ارزشیابی و رفع اشکال با دشواری مواجه میشود و معلمان ناگزیرند میان اجرای برنامه آموزشی و واقعیتهای موجود تعادل برقرار کنند. از طرف دیگر، یکی از اهداف اصلی سیاستگذاران آموزشی، ارتقای نقش مدرسه در نظام تعلیم و تربیت بوده است اما تجربه نشان میدهد که در پایه دوازدهم، نوعی دوگانگی میان الزامات مدرسه و مقتضیات کنکور شکل گرفته است. دانشآموز از یک سو موظف به حضور در کلاسهای رسمی است و از سوی دیگر، احساس میکند موفقیت در رقابت دانشگاهی مستلزم پیروی از برنامههایی است که عمدتاً خارج از مدرسه طراحی میشوند. نتیجه این تقابل، شکلگیری نوعی سردرگمی ساختاری است که آثار آن در عملکرد دانشآموزان، نگرانی خانوادهها و نظم آموزشی مدارس قابل مشاهده است.
باید دانست که پیامدهای این وضعیت مبهم به حوزه آموزش محدود نمیشود؛ در برخی موارد، اختلاف دیدگاه میان خانوادهها و مدارس درباره ضرورت حضور دانشآموزان در کلاسها به بروز تنشهایی منجر میشود که فضای آموزشی را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین کاهش مشارکت دانشآموزان در فعالیتهای مدرسه، از نقش تربیتی و اجتماعی این نهاد نیز میکاهد؛ حال آنکه مدرسه صرفاً محل انتقال دانش نیست، بلکه مهمترین بستر رشد اجتماعی، فرهنگی و شخصیتی نوجوانان محسوب میشود. به نظر میرسد زمان آن فرا رسیده است که وضعیت پایه دوازدهم با نگاهی واقعبینانه مورد بازنگری قرار گیرد. تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که میان اهداف اعلامشده اصلاحات آموزشی و پیامدهای عملی آن در پایه دوازدهم فاصلهای آزاردهنده وجود دارد و این وضعیت همچنان محل دغدغه دانشآموزان، خانوادهها و معلمان است. از اینرو، ضروری است سیاستگذاران آموزشی و صاحبنظران حوزه تعلیم و تربیت، راهکارهایی عملی برای برونرفت از این وضعیت ارائه کنند.
از جمله پیشنهادهای قابل بررسی، ایجاد سازوکاری مشخص برای دانشآموزان ممتاز و دارای عملکرد تحصیلی مطلوب است. بر اساس چنین سازوکاری، این گروه از دانشآموزان میتوانند با تأیید شورای مدرسه و پذیرش مسئولیت از سوی والدین، از انعطاف بیشتری در زمینه حضور فیزیکی در مدرسه برخوردار شوند و در عین حال در ارزشیابیهای مستمر و امتحانات رسمی مشارکت کامل داشته باشند. این راهکار میتواند بخشی از تعارضهای موجود را کاهش دهد و امکان مدیریت واقعبینانهتر شرایط را فراهم سازد.
همچنین بازنگری در زمان برگزاری کنکور نیز شایسته تأمل است. برگزاری آزمون سراسری در اردیبهشتماه عملاً بخش مهمی از نیمسال دوم را تحت تأثیر قرار داده و تمرکز دانشآموزان را از برنامه آموزشی مدارس دور میکند. افزون بر این، فرآیند دعوت به مصاحبه دانشگاه فرهنگیان نیز بر اساس نتایج همین آزمون صورت میگیرد. از آنجا که دانشگاه فرهنگیان بهویژه برای بخش قابل توجهی از دانشآموزان رشته علوم انسانی یکی از مطلوبترین و در دسترسترین مسیرهای ادامه تحصیل و اشتغال محسوب میشود، بسیاری از داوطلبان عملاً از ماهها پیش از اردیبهشتماه تمامی توجه خود را معطوف این آزمون میکنند. در نتیجه، فعالیتهای آموزشی مدارس در نیمسال دوم بیش از پیش تحتالشعاع ملاحظات کنکوری قرار میگیرد. بازگشت به برگزاری یک آزمون واحد در تابستان میتواند فرصت بیشتری برای تداوم آموزش رسمی تا پایان سال تحصیلی فراهم آورد و از گسست میان مدرسه و فرایند سنجش بکاهد.
کوتاه سخن اینکه؛ نظام آموزشی زمانی موفق خواهد بود که میان اهداف، مقررات و واقعیتهای اجرایی آن هماهنگی وجود داشته باشد. آنچه امروز در پایه دوازدهم مشاهده میشود، نشانه شکاف میان ساختار مدرسه و شیوه سنجش و پذیرش دانشجو است. رفع این ناهماهنگی، ضرورتی آموزشی است که میتواند به ارتقای کیفیت یادگیری، کاهش تنشهای موجود و افزایش کارآمدی نظام تعلیم و تربیت بینجامد.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































