روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: همزمان با ادامه تنشها در خاورمیانه و گسترش حملات آمریکا به ایران، رسانههای جهان طی گزارشهایی جداگانه به دلالتها و اثرات شروع مجدد درگیریها در سطح کلان پرداختهاند. سه رسانه بینالمللی با بررسی وضعیت فعلی عنوان کردند که درگیریهای اخیر نهتنها نمایانگر تحولات عظیم در عرصه سیاست بینالملل است، بلکه نشان از […]

روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: همزمان با ادامه تنشها در خاورمیانه و گسترش حملات آمریکا به ایران، رسانههای جهان طی گزارشهایی جداگانه به دلالتها و اثرات شروع مجدد درگیریها در سطح کلان پرداختهاند. سه رسانه بینالمللی با بررسی وضعیت فعلی عنوان کردند که درگیریهای اخیر نهتنها نمایانگر تحولات عظیم در عرصه سیاست بینالملل است، بلکه نشان از آن دارد که کاخ سفید بار دیگر خود را گرفتار بنبستی کرده که پیشتر و با امضای تفاهمنامه اسلامآباد بنا داشت از آن خارج شود.
نقش ایران در ساختار آینده منطقه
محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین ایران طی یادداشتی برای نشریه فارن افرز عنوان کرد که تابآوری ایران در برابر فشارهای مستمر، هرگونه تلاش برای حذف تهران از ساختارهای امنیتی آینده در منطقه را بیش از پیش دشوار ساخته است. این موضوع، پیش و بیش از هر چیز، شامل نقش محوری ایران در تامین امنیت عبور محمولههای انرژی جهانی و کشتیرانی تجاری از تنگه هرمز میشود. وی در ادامه نوشت: فروپاشی یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا جای تعجب ندارد. ایران و ایالات متحده برداشتهای متفاوتی از مفاد توافق، بهویژه در مورد تنگه هرمز داشتند. تهران بر این باور بود که همانگونه که در یادداشت تفاهم آمده است، ایران قول داده است که «از تمام تلاش خود برای ایجاد ترتیبات عبور ایمن و بدون هزینه شناورهای تجاری، تنها به مدت ۶۰ روز، استفاده کند.» تهران همچنین تصور میکرد که به همراه عمان و در کنار سایر کشورهای خلیج فارس، «مدیریت آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز را تعریف خواهند کرد.» در مقابل، واشنگتن بر این باور بود که ایران با اجازه بیقید و شرط برای عبور آزاد از تنگه موافقت کرده است و ایالات متحده نیازی به رعایت هیچگونه ترتیباتی که ایران وضع کند، ندارد. پایداری این توافق در سایه چنین اختلاف برداشتها و ناهماهنگیِ عمیقی، ناممکن و بازگشت به درگیری قطعی مینمود و تنها زمان آن نامشخص بود.
ظریف در بخش دیگری از یادداشت خود عنوان کرد: تقابلهای سال گذشته، فراتر از محک زدن توانمندیهای ایران، اسرائیل و ایالات متحده بود. این تقابلها، مفروضات دیرینه درباره اعمال فشار، بازدارندگی و آینده غرب آسیا را به چالش کشیدند. ایالات متحده و اسرائیل درگیریهای اخیر با ایران را با این فرض آغاز کردند که فشار مستمر میتواند حکومت ایران را وادار به تسلیم کند یا موجب فروپاشی جمهوری اسلامی شود. اما در عوض، آنها خود را در یک بنبست راهبردی گرفتار دیدند. هیچیک از اقدامات آنها، از جمله حملات بیسابقه به رهبران سیاسی و نظامی ایران و خسارات قابلتوجه به زیرساختهای آن، نتوانست تهران را وادار به تغییر مسیر کند. قدرتهای خارجی ناگزیرند این واقعیت و پیامدهای آن را بهدرستی دریابند. تابآوری ایران در برابر فشارهای مستمر، هرگونه تلاش برای حذف تهران از ساختارهای امنیتی آینده در منطقه را بیش از پیش دشوار ساخته است. این موضوع، پیش و بیش از هر چیز، شامل نقش محوری ایران در تامین امنیت عبور محمولههای انرژی جهانی و کشتیرانی تجاری از تنگه هرمز میشود.
تغییر گستردهتر در سیاست جهانی
نشریه فارن افرز همچنین به تاریخ ۲۰ ژوئیه طی گزارشی نوشت که جنگ میان ایران و آمریکا نمایانگر یک تغییر گسترده در سیاست جهانی است. این نشریه در گزارش خود عنوان کرد: در تاریخ ۷ آوریل، با نزدیک شدن به مهلت اولتیماتوم رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، به دولت ایران برای باز کردن تنگه هرمز یا مواجهه با نابودی «یک تمدن کامل»، یک ژنرال پاکستانی تماسی تلفنی برقرار کرد که به جلوگیری از فاجعه کمک کرد و مارشال عاصم منیر، رئیس ارتش پاکستان و قدرتمندترین نهاد این کشور، از ترامپ و رهبری ایران خواست تا جنگ را متوقف کنند. ظرف چند ساعت، واشنگتن و تهران اعلام کردند که آتشبس برقرار شده است. ترامپ و وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، بهطور علنی از منیر و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان تشکر کردند. چند روز بعد، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، جی دی ونس، بیش از ۲۰ ساعت در اسلامآباد با مذاکرهکنندگان ایرانی نشسته و بالاترین سطح تماس مستقیم بین دو کشور از زمان انقلاب ۱۹۷۹ را برقرار کرد.
آینده آتشبس حاصلشده و آتشبس رسمی و برنامههای مربوط به یک توافق گستردهتر که پس از آن شکل گرفت، اکنون به شدت نامشخص است. اما با این حال میانجیگری پاکستان یک تحول قابلتوجه بود. در بیشتر دوران پس از جنگ، ویژگیهایی که کشورهای تاثیرگذار در جغرافیای سیاسی را مشخص میکردند، تثبیت شده بودند: این ویژگیها شامل وضعیت قدرتهای بزرگ، وزن اقتصادی، اعتبارهای نرمال لیبرال و قدرت دعوت از دیگر کشورهای بزرگ بود. هیچگاه در تاریخ خود پاکستان این معیارها را برآورده نکرده است. این کشور یک کشور مسلح به سلاح هستهای در حاشیه نظم غربی بود که بیشتر با بیثباتی منطقهای مرتبط بود تا حل منازعات.
این گزارش افزود: تلاشهای اسلامآباد نماد یک تغییر گستردهتر در سیاست جهانی است. یک سیستم بینالمللی بینظم که توسط رقابت چندقطبی شکل گرفته و شروع به پاداش دادن به انواع مختلف کشورهایی کرده است که فاقد اعتبارهای جغرافیایی سیاسی سنتی هستند. با اثبات ناتوانی سازمان ملل و دیگر نهادهای چندجانبه در کاهش منازعات مدرن، قدرتهای غیرسنتی مانند پاکستان، قطر، ترکیه و دیگران در حال پر کردن خلأها از طریق دیپلماسی تثبیتکننده نظم هستند. توانایی این کشورها برای ایجاد اعتماد در میان بلوکهای جغرافیایی سیاسی و باز کردن کانالهای ارتباطی بین دشمنانی که نمیتوانند یا نمیخواهند درگیر شوند، به آنها اجازه داده است تا در مذاکرات آزادی گروگانها و زندانیان، مذاکره برای باز کردن کریدورهای تجاری و آغاز گفتوگوی سیاسی معنادار مشارکت کنند.
حفظ هژمونی ایران بر هرمز
این در حالی است که شبکه الجزیره طی گزارشی عنوان کرد که تلاش آمریکا برای اعمال کنترل کامل خود بر تنگه هرمز نخواهد توانست در مدت زمانی کوتاه به ثمر بنشیند. این شبکه در گزارشی نوشت که بهرغم تلاشهای آمریکا برای کنار گذاشتن ایران از معادلات تنگه هرمز، این کشور نشان داده که همچنان هژمونی خود را بر این آبراهه حیاتی و استراتژیک حفظ کرده است. در همین رابطه، ولفگانگ پوزتای، تحلیلگر دفاعی به الجزیره گفت: «حملات ایالات متحده به ایران تواناییهای این کشور را در کنترل تنگه هرمز کاهش میدهد، اما ممکن است ماهها طول بکشد تا بهطور کامل حملات آن به کشتیرانی خنثی شود.» وی در ادامه عنوان کرد: «ایران دارای تعداد زیادی موشک و بهویژه پهپاد است که قادر به هدف قرار دادن کشتیها در تنگه هرمز در آینده قابل پیشبینی هستند.» به گفته این تحلیلگر، تهران پس از امضای یادداشت تفاهم با ایالات متحده در ماه گذشته، صادرات نفت خود را از سر گرفت و این بدان معناست که ایران منابع مالی خود را بهخوبی طی این مدت تامین کرده است.
ترامپ گرفتار بنبست
در همین زمینه، روزنامه نیویورک تایمز روز دوشنبه با اشاره به حملات متجاوزانه آمریکا به جنوب ایران تصریح کرد که دولت ترامپ در حال حاضر با همان خطرات اقتصادی و سیاسی روبهرو است که یک ماه پیش مجبور شد به خاطر آنها یک تفاهمنامه با ایران امضا کند. نیویورک تایمز نوشت: تحلیلگران میگویند زمان آن رسیده است که راهی برای کاهش یک رویارویی به شدت مخرب میان ایران و آمریکا پیدا شود در غیر این صورت خطر جنگی فراتر از آنچه قابل مهار باشد، به شدت منطقه را تهدید میکند. این روزنامه آمریکایی با اشاره به حمله تلافیجویانه ایران به پایگاه ایالات متحده در اردن افزود: این حملات تاکنون منجر به کشته شدن ۲ سرباز آمریکایی و زخمی شدن دهها نفر شده است و هزینه انسانی جنگ را برای آمریکاییها بسیار بیشتر کرده و در عین حال، طرح دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا برای تسلط کامل نظامی را نقش بر آب کرده است.
نیویورک تایمز در ادامه هزینههای تشدید درگیری را بالا ارزیابی کرده و نوشته است: دولت ترامپ با همان خطرات اقتصادی و سیاسی روبهرو است که آن را تنها یک ماه قبل مجبور به امضای یک «یادداشت تفاهم» مبهم با تهران کرد که هدف آن مذاکره برای پایان دادن به درگیری بود. همانند آن زمان، تاثیر مخرب جنگ بر اقتصاد جهانی از زمان تجاوز اولیه ایالات متحده و اسرائیل به ایران در فوریه گذشته هنوز کاهش نیافته است. بهعلاوه، گسترش جنگ ، خطر آسیب رساندن به متحدان جمهوریخواه رئیسجمهور ترامپ را در انتخابات میاندورهای پیش رو بیشتر میکند. به نوشته این روزنامه، حملات به اهداف آمریکایی در اردن نه تنها تلفات سنگین و خسارت به هلیکوپترها و تجهیزات را به همراه داشته است، بلکه علنا تایید کرده که تهران توانایی حمله متقابل و گاهی اوقات پیشی گرفتن از ارتش بسیار قدرتمند ایالات متحده را حفظ کرده است. بنابراین، با توجه به خطرات اقتصادی و سیاسی بسیار بالا، ترامپ گزینههای کمی برای توجیه این تشدید تنش دارد.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































