به گزارش پایگاه خبری تحلیلی زیرنویس، احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴–۲ مرداد ۱۳۷۹) متخلص به الف. بامداد، امروز اگر بود صدسالگی مردی را شاهد بودیم که گستردگی جهان فکری و ادبیاش؛ از شعر گرفته تا داستان، ترجمه، گفتار متن، سخنرانی، یادداشتهای ادبی و اجتماعی و… او را به یکی از مهمترین چهرههای فرهنگی نیمقرن اخیر […]
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی زیرنویس، احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴–۲ مرداد ۱۳۷۹) متخلص به الف. بامداد، امروز اگر بود صدسالگی مردی را شاهد بودیم که گستردگی جهان فکری و ادبیاش؛ از شعر گرفته تا داستان، ترجمه، گفتار متن، سخنرانی، یادداشتهای ادبی و اجتماعی و… او را به یکی از مهمترین چهرههای فرهنگی نیمقرن اخیر تبدیل کرده است. چهرهای که نخستین تلاشهایش برای سرودن شعر سپید در «آهنگهای فراموششده» به هشت دهه پیش برمیگردد و نخستین نقطه عطف کارنامه کاریاش با مجموعه «هوای تازه» (۱۳۳۶) متجلی میشود.

احمد شاملو که اشعارش جدا از خوانده شدن، بسیار هم شنیده شدهاند؛ چه با صدای مخملین خودش و چه با صدای دیگران، در گفتوگویی در پاسخ به سوال «شعر چیست و آن را چهگونه تعریف میکنید؟» میگوید: «یکبار کوشیدم با پُرحرفی بسیار به این سوال جوابی بدهم ولی اینبار جوابم خیلی کوتاه است: «تعریف همه چیز محدود به زمان و مکان است.» والسلام. چیزی را که هر از چندی تعریف تازهای طلب کند بهتر است به خود واگذاریم….» او علاوه بر سرودن شعر در ترجمه اشعار شاعران مشهور دنیا نیز، با وجود آنکه در کنار موافقان مخالفانی هم داشت، چیرهدست بود و با آثاری چون «همچون کوچه بیانتها» با شاعرانی مانند پل الوار، مارگوت بیکل، پابلو نرودا، فدریکو گارسیا لورکا و… آشنایمان کرد. ازجمله با این شعر از لنگستون هیوز: …بگذارید این وطن دوباره وطن شود/ سرزمینی که هنوز آنچه میبایست بشود نشده است/ و باید بشود!/ سرزمینی که در آن هر انسانی آزاد باشد/ سرزمینی که از آنِ من است/ از آنِ بینوایان، سرخپوستان، سیاهان، من/ که این وطن را وطن کردند/ که خون و عرق جبینشان، درد و ایمانشان/ در ریختهگریهای دستهاشان و در زیر باران خیشهاشان/ بار دیگر باید رؤیای پُرتوان ما را بازگرداند….

در گاهشمار زندگی احمد شاملو به کوشش آیدا سرکیسیان، پایان ناگزیر این شاعر، نویسنده، پژوهشگر و مترجم اینطور توصیف شده است:
«در گرگ و میش غروب یکشنبه دوم مردادماه در خانه دهکده نفس سنگینِ اطلسیها را پرواز گرفت. صبح روز پنجشنبه ششم مردادماه، هزاران شاخه گل سرخ دستادست در حالی که همصدا شعرهایش را میخواندند، پیکر شاعر را که در آمبولانس شماره ۹۶۸۸۹ تهران ۲۹ آرمیده بود، از مقابل بیمارستان ایرانمهر در جاده قدیم شمیران تا خیابان میرداماد بدرقه کردند و از آنجا به سوی امامزاده طاهر کرج روانه شدند تا جسم شاعر را به خاک سپارند. بعدازظهر هفتمین روز (دوشنبه ۹ مرداد)، خانه بامداد مملو از دوستان نادیده و همدلی بود که برای همدردی آمده بودند و با صدای شاعر که از میان چنارهای کوچه دهکده و درختان خانه طنینانداز بود، یاد او را در کنار خانوادهاش گرامی داشتند.»
۲۴۲۲۴۲
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































