در تاریخ سینما، ده‌ها فیلم به موضوع سوءاستفاده در روابط و خشونت خانگی پرداخته‌اند، اما تنها تعداد کمی توانسته‌اند واقعیت‌های هولناک چنین تجربه‌ای را به‌طور واقعی به تصویر بکشند. اغلب این فیلم‌ها در نویسندگی خود فاقد ظرافت هستند و تصویر اغراق‌آمیزی ارائه می‌دهند. به تصویر کشیدن روابط آزارگرانه روی پرده سینما برای فیلمسازان چالشی بسیار […]

در تاریخ سینما، ده‌ها فیلم به موضوع سوءاستفاده در روابط و خشونت خانگی پرداخته‌اند، اما تنها تعداد کمی توانسته‌اند واقعیت‌های هولناک چنین تجربه‌ای را به‌طور واقعی به تصویر بکشند. اغلب این فیلم‌ها در نویسندگی خود فاقد ظرافت هستند و تصویر اغراق‌آمیزی ارائه می‌دهند. به تصویر کشیدن روابط آزارگرانه روی پرده سینما برای فیلمسازان چالشی بسیار دشوار است، زیرا این موضوع به خودی خود حساسیت‌برانگیز به نظر می‌رسد. با این حال، برخی فیلم‌ها استاندارد بالایی تعیین کرده‌اند و وحشت و واقعیت‌های سوءاستفاده در روابط عاطفی را به‌خوبی نشان داده‌اند. در ادامه ۲۲ فیلمی معرفی می‌شوند که پیچیدگی‌های روابط آزارگرانه را به‌صورت واقع‌گرایانه بررسی می‌کنند.

بهترین فیلم‌ها در مورد روابط آزارگرانه

  • Marriage Story (2019)
  • Simon Killer (2012)
  • Gaslight (1944)
  • Sleeping With the Enemy (1991)
  • Waitress (2007)
  • This Boy’s Life (1993)
  • Alice, Darling (2023)
  • Precious (2009)
  • Dangerous Intentions (1995)
  • Bleeder (1999)
  • Edge of Madness (2002)
  • Martha Marcy May Marlene (2011)
  • Flight (2012)
  • Heaven Knows What (2014)
  • Private Violence (2014)
  • Always Shine (2016)
  • Berlin Syndrome (2017)
  • Birds Without Names (2017)
  • Gerald’s Game (2017)
  • Journeyman (2017)
  • A Vigilante (2019)
  • We’re All Going to the World’s Fair (2021)
داستان ازدواج ۲۰۱۹

22 – Marriage Story (2019)

فیلم داستان ازدواج پس از اکران تأثیر قابل توجهی بر مخاطبان گذاشت، فیلمی که داستان طلاق طولانی و پرتنش بین نیکول باربر (اسکارلت جوهانسون) و همسرش چارلی (آدام درایور) را دنبال می‌کند. در ابتدا این دو تلاش می‌کنند رابطه‌ای دوستانه داشته باشند، اما زندگی آن‌ها در صنعت سرگرمی و دلخوری‌های گذشته کم‌کم به سطح آمده و باعث مشاجره‌های شدید و عدم اطمینان درباره آینده رابطه‌شان می‌شود.

بازی اسکارلت جوهانسون و آدام درایور در این فیلم واقعاً درخشان است. توانایی آن‌ها در واکنش متقابل به یکدیگر باعث خلق یکی از به‌یادماندنی‌ترین صحنه‌های درام در تاریخ سینما شد؛ جایی که آن‌ها وارد یک مشاجره شدید می‌شوند و تمام نگرانی‌ها و دلخوری‌های گذشته‌شان را آزادانه بیان می‌کنند. چیزی که این صحنه را بسیار تاثیرگذار می‌کند حس واقع‌گرایی آن است؛ حتی با وجود توهین‌ها و آزارهایی که به یکدیگر تحمیل می‌کنند، هر دو همچنان انسانی و دارای نقص به نظر می‌رسند.

سیمون قاتل ۲۰۱۲

21 – Simon Killer (2012)

سیمون (بردی کوربت) در تلاش است با پایان یافتن یک رابطه کنار بیاید و برای فرار از آن به پاریس می‌رود. با این حال، گرایش‌های سمی گذشته‌اش او را رها نمی‌کنند و او حتی خودش را قربانی یک حمله جلوه می‌دهد تا بتواند به یک روسپی به نام ویکتوریا (ماتی دیوپ) نزدیک شود. سیمون از هر نوع دستکاری عاطفی استفاده می‌کند تا کنترل کامل ویکتوریا را در دست بگیرد و در نهایت زندگی او را به سمت نابودی می‌کشاند.

سیمون قاتل یکی از هولناک‌ترین تصویرها از یک خودشیفته ضداجتماعی را ارائه می‌دهد؛ کسی که تنها هدفش پیشبرد خواسته‌های خودش است و برای رسیدن به آن از هر کسی استفاده می‌کند. معمولاً چنین شخصیتی در فیلم‌ها نقش قهرمان اصلی را ندارد، اما در اینجا ما دستکاری‌های ذهنی سیمون را می‌بینیم که چگونه زندگی ویکتوریا را نابود می‌کند، تا زمانی که تصمیم می‌گیرد دیگر چیزی برای گرفتن از او باقی نمانده است. احتمالاً تحمل هیچ شخصیت سینمایی به اندازه سیمونِ بردی کوربت در این فیلم برایتان دشوار نخواهد بود.

چراغ گازی ۱۹۴۴

20 – Gaslight (1944)

پائولا آلکوئیست (اینگرید برگمن) زن جوانی است که تصور می‌کند شریک زندگی کاملی را در مردی جذاب به نام گرگوری آنتون (چارلز بویر) پیدا کرده است. اما زمانی که آن‌ها ازدواج کرده و با هم زیر یک سقف می‌روند، گرگوری شروع به دستکاری ذهنی پائولا می‌کند؛ او چراغ‌های گازی خانه را کم‌نور کرده، اشیا را پنهان می‌کند و پائولا را از خانواده و دوستانش دور می‌سازد تا کنترل بیشتری بر او داشته باشد. او از این روش استفاده می‌کند تا از پائولا پول بگیرد، در حالی که همزمان او را به مرز جنون می‌کشاند.

حالا می‌دانید اصطلاح Gaslight از کجا آمده است، زیرا این فیلم نوعی از سوءاستفاده روانی را نام‌گذاری کرد که در روابط سمی بسیار رایج است. این فیلم از جمله آثاری درباره روابط آزارگرانه است که تماشای آن دشوار خواهد بود، زیرا فریب و دستکاری در آن برای بیننده کاملاً آشکار است. گسلایت یا چراغ گازی با تحسین منتقدان روبه‌رو شد، برای اینگرید برگمن جایزه اسکار را به ارمغان آورد و در ژانر تریلر روان‌شناختی بسیار تأثیرگذار شد. این فیلم نه‌تنها یک اثر کلاسیک سینمایی جالب، بلکه یک فیلم شاخص و برجسته است.

خوابیدن با دشمن ۱۹۹۱

19 – Sleeping With the Enemy (1991)

هرچند خوابیدن با دشمن در مقایسه با دیگر فیلم‌های این فهرست چندان برجسته نیست، اما واقعیت‌های تلخ یک رابطه آزارگرانه را به‌خوبی نشان می‌دهد. داستان درباره زنی است که می‌خواهد از همسر ظالم و خشن خود فرار کند و برای این کار تصمیم می‌گیرد هویت و ظاهرش را تغییر دهد. تنش زمانی بالا می‌گیرد که همسرش از رابطه او با یک معلم مدرسه باخبر می‌شود و برای پیدا کردن او و برهم زدن زندگی آرام جدیدش به دنبالش می‌گردد.

با وجود اینکه فیلمنامه ظرافت چندانی ندارد، بازی جولیا رابرتز حس همدلی واقعی در مخاطب ایجاد می‌کند و شخصیت او را قابل درک و جذاب می‌سازد. اگرچه فیلم از نظر جزییات روایی و کنترل در روایت ضعف دارد، اما رابرتز با بازی قابل باورش می‌درخشد و بار دیگر خود را به‌عنوان یکی از بااستعدادترین بازیگران زن اصلی هالیوود تثبیت می‌کند. او تماشاگران را وارد پیچیدگی‌های احساسی تلاش شخصیتش برای رهایی از یک ازدواج آزارگرانه می‌کند.

فیلم پیشخدمت ۲۰۰۷

18 – Waitress (2007)

کری راسل در درام-کمدی قدرتمند پیشخدمت به شکلی تأثیرگذار ترس و رنجی همیشگی‌ را که یک قربانی آزار در زندگی روزمره تجربه می‌کند به تصویر می‌کشد. او در این فیلم نقش جنا هانترسون را بازی می‌کند؛ زن جوانی که در یک غذاخوری کار می‌کند و در ازدواجی پرتنش با همسر آزارگرش ارل (جرمی سیستو) گرفتار شده است. وقتی جنا با یک بارداری ناخواسته روبه‌رو می‌شود، در دوراهی دشواری قرار می‌گیرد و این اتفاق باعث می‌شود بیش از پیش احساس کند در شهر کوچک خود گرفتار شده است.

Waitress به شکلی دردناک واقعیت گرفتار بودن در یک رابطه خشونت‌آمیز را نشان می‌دهد. ارل هم از نظر عاطفی و هم از نظر فیزیکی آزارگر است و هر پولی را که جنا به دست می‌آورد کنترل می‌کند؛ رفتاری که به‌تدریج اعتمادبه‌نفس این زن را از بین می‌برد و او را در موقعیتی قرار می‌دهد که گزینه‌های کمی پیش رو دارد. جنا سعی می‌کند مقداری از درآمدش را مخفی کند و برای فرار نقشه بکشد، اما وقتی باردار می‌شود، در می‌یابد که در چرخه بی‌پایان سوءاستفاده تا چه اندازه خودش را گم کرده است.

زندگی این پسر ۱۹۹۳

17 – This Boy’s Life (1993)

دو اسطوره هالیوود، رابرت دنیرو و لئوناردو دی‌کاپریو، نخستین همکاری مشترک خود را در فیلم زندگی این پسر تجربه کردند. این فیلم درامی در مورد بلوغ است که اقتباسی از خاطرات توبیاس وولف به همین نام محسوب می‌شود. داستان در دهه ۱۹۵۰ می‌گذرد و بر مادر آواره‌ای به نام کارولین وولف (الن بارکین) و پسرش توبی (دی‌کاپریو) تمرکز دارد. کارولین تصمیم می‌گیرد برای ایجاد ثبات در زندگی‌شان با مردی ظاهراً مهربان و موفق به نام دوایت هنسن (رابرت دنیرو) ازدواج کند.

اما خیلی زود شخصیت واقعی دوایت آشکار می‌شود و او شروع به رفتارهای سلطه‌گرانه و آزارگرانه نسبت به توبی می‌کند. کارولین سال‌ها در کنار همسرش می‌ماند و این رابطه پرآشوب و خشونت‌آمیز را تحمل می‌کند. در نهایت مادر و پسر درمی‌یابند که برای رسیدن به زندگی بدون خشونت و داشتن فرصتی برای خوشبختی واقعی باید از خشم دوایت فرار کنند و کارولین سرانجام در برابر سلطه‌جویی همسرش می‌ایستد. This Boy’s Life تصویری تکان‌دهنده از خشونت خانگی و تأثیرات روانی آن بر قربانیان و حتی شاهدان آن ارائه می‌دهد.

آلیس عزیزم ۲۰۲۳

16 – Alice, Darling (2023)

فیلم آلیس، عزیزم به پیامدهای ذهنی و عاطفی یک رابطه آزارگرانه روانی می‌پردازد و نشان می‌دهد که ترک کردن فرد آزارگر تا چه اندازه به قدرت و شجاعت نیاز دارد. آنا کندریک در این فیلم نقش زنی به نام آلیس را بازی می‌کند که پس از رفتن به سفری کوتاه با دوستان نزدیکش، مجبور می‌شود رابطه خود با دوست‌پسر سلطه‌گرش سیمون را دوباره بررسی کند. این سفر باعث می‌شود او به وابستگی ناسالم خود به سیمون پی ببرد و تلاش کند الگوهای مخرب رفتاری‌اش را تغییر دهد.

Alice, Darling اهمیت حمایت زنان از یکدیگر و نقش دوستی را برجسته می‌کند. نزدیکان آلیس به‌وضوح نشانه‌های هشداردهنده یک رابطه ناسالم و کنترل‌گر را می‌بینند. این تریلر روان‌شناختی درگیرکننده، اضطراب، عادت‌های عصبی و تردیدهای آلیس را در شرایطی دنبال می‌کند که برای اولین بار از حضور خفه‌کننده سایمون دور شده و می‌تواند بر خواسته‌ها و نیازهای خودش تمرکز کند. همین فاصله به او کمک می‌کند قدرت درونی لازم برای ترک کردن شریک آزارگرش را پیدا کند و با واقعیت رابطه سمی خود روبه‌رو شود.

Precious (2009)

15 – Precious (2009)

گبوری سیدیبه با بازی در نقش شخصیت اصلی فیلم گرانبها نخستین حضور سینمایی خود را به شکلی درخشان رقم زد. این درام برنده اسکار به کارگردانی لی دنیلز تصویری تکان‌دهنده از سوءاستفاده‌های جنسی، فیزیکی و کلامی بی‌پایانی ارائه می‌دهد که دختر شانزده‌ساله‌ای به نام پرشس از سوی مادر بی‌رحم و بی‌ثباتش (مونیک) و پدر غایبش کارل تجربه می‌کند؛ پدری که به شکلی هولناکی باعث باردار شدن او شده است. با وجود تمام موانع، دردها و سختی‌هایی که در برابرش قرار دارند، پرشز برای تغییر زندگی‌اش مبارزه می‌کند.

Precious فیلم مناسبی برای افراد حساس نیست و تماشای آن از ابتدا تا انتها بسیار دشوار است، زیرا بینندگان مجبورند خشونت‌ها و آزارهایی باورنکردنی‌ را ببینند که این نوجوان از سوی نزدیک‌ترین افراد زندگی‌اش تحمل می‌کند. مقاومت او و تلاشش برای فرار از آسیب‌های جسمی و روانی‌ که مادرش به او وارد کرده هم الهام‌بخش و هم دردناک است. پرشز با وجود تمام سختی‌ها ادامه می‌دهد و در نهایت پیروز بیرون می‌آید. Precious نگاهی سخت و بی‌پرده به خشونت در محیط‌های شهری است و در عین حال داستانی تأثیرگذار درباره اراده، استقامت و در نهایت امید ارائه می‌دهد.

Dangerous Intentions (1995)

14 – Dangerous Intentions (1995)

فیلم مقاصد خطرناک در سال ۱۹۹۵ به موضوع خشونت خانگی پرداخت؛ در دوره‌ای که چنین موضوعاتی هنوز در سینما چندان رایج نبودند. این فیلم که بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است، مبارزه زنی را روایت می‌کند که با همسر آزارگر خود، والدینی که از او حمایت نمی‌کنند و همچنین یک سیستم قضایی که قادر به محافظت از او نیست، روبه‌رو می‌شود. کلاسیک بودن فیلم آن را جذاب‌تر می‌کند، زیرا مشکلاتی را نشان می‌دهد که همچنان در جامعه امروز نیز وجود دارند؛ از جمله سرزنش قربانی.

با وجود گذشت سال‌ها، این فیلم همچنان مرتبط و قابل توجه باقی مانده است و به مشکلات مداومی که بازماندگان سوءاستفاده با آن‌ها مواجه هستند می‌پردازد. این اثر یادآوری قدرتمندی از چالش‌هایی است که افراد در روابط سرکوبگرانه و ساختارهای اجتماعی با آن روبه‌رو می‌شوند. Dangerous Intentions به دلیل مضامین واقع‌گرایانه خود و همچنین تصویرپردازی دقیق، صادقانه و ظریف دونا میلز از یک قربانی سوءاستفاده، با مخاطبان ارتباط برقرار می‌کند.

Bleeder (1999)

13 – Bleeder (1999)

نیکلاس ویندینگ رفن، فیلمساز تحسین‌شده دانمارکی، پس از فیلم مشهور Pusher اثری کمتر شناخته‌شده اما بسیار قابل توجه ساخت. بلیدر درباره مرد جوان الکلی است که از تماشای فیلم‌های خشونت‌آمیز، لذت سادیستی می‌برد. زمانی که او متوجه بارداری شریک زندگی‌اش می‌شود، رابطه آن‌ها به سمت خشونت و آزار کشیده می‌شود و او را تا مرز جنون پیش می‌برد.

تغییرات بزرگی که در آستانه زندگی او قرار دارند، خشم و سرخوردگی‌اش را تحریک می‌کنند و لحظاتی ناراحت‌کننده و آشفته به وجود می‌آورند. هرچند Bleeder به اندازه دیگر آثار رفن مشهور نیست، اما یکی از فیلم‌های برتر او به شمار می‌آید و به بخش‌های تاریک احساسات و روابط انسانی می‌پردازد. این فیلم کمتر مورد توجه قرار گرفته دهه ۹۰ توانایی آن را دارد که مدت‌ها پس از تماشا ذهن مخاطب را درگیر خود نگه دارد. برای طرفداران مدس میکلسن نیز این فیلم یکی از بهترین نقش‌های مکمل او محسوب می‌شود؛ جایی که او نقش یک علاقه‌مند درون‌گرای سینما را بازی می‌کند.

Edge of Madness (2002)

12 – Edge of Madness (2002)

کتاب A Wilderness Station نوشته آلیس مونرو در سال ۲۰۰۲ داستان زن جوانی را روایت می‌کند که در یک ازدواج از قبل ترتیب‌داده‌شده گرفتار شده و از سوی همسرش مورد آزار قرار می‌گیرد. داستان با اعتراف او به قتل همسرش آغاز شده و چالش‌هایی را که پس از آن با آن‌ها روبه‌رو می‌شود به تصویر می‌کشد. اقتباس سینمایی این داستان با عنوان لبه دیوانگی، با وجود اینکه شاهکار بزرگی در سینما محسوب نمی‌شود، با توجه به بودجه محدود و تصویر صادقانه‌ای که از موضوع ارائه می‌دهد همچنان اثری قابل توجه است.

این فیلم به‌طور صریح به مبارزات این زن می‌پردازد و دیدگاهی صادقانه درباره پیامدهای سوءاستفاده ارائه می‌دهد. با وجود محدودیت‌ها، رویکرد مستقیم فیلم آن را به تجربه‌ای ارزشمند برای تماشا تبدیل می‌کند و واقعیت‌های تلخی را که بازماندگان خشونت با آن مواجه هستند نشان می‌دهد. فضای تاریخی فیلم که در سال ۱۸۵۱ در دره رودخانه رد در مانیتوبا می‌گذرد، لایه‌ای تاریخی به موضوعات آن اضافه می‌کند و رنج زنانی را که در طول تاریخ از سوی مردان ضعیف‌النفس و ستمگر متحمل شده‌اند برجسته می‌سازد.

Martha Marcy May Marlene (2011)

11 – Martha Marcy May Marlene (2011)

سوءاستفاده در فرقه‌های مذهبی به اندازه دیگر انواع روابط آزارگرانه رایج نیست، اما ماهیت جنجالی و گسترده آن‌ها باعث می‌شود زمانی که فردی از بیرون، پرده آرامش ظاهری آن‌ها را کنار می‌زند، بسیار مورد توجه قرار گیرند. مارتا مارسی می مارلین از این نظر متفاوت است که تمرکز خود را کاملاً بر احساسات و پارانویا پس از ترک یک رابطه آزارگرانه قرار می‌دهد. حتی پس از فرار، مارتا نمی‌تواند از آسیب‌های روانی اتفاقاتی که برایش رخ داده رهایی پیدا کند.

این فیلم یکی از نقش‌های مهم آغازین الیزابت اولسن بود که دامنه توانایی‌ها و مهارت او را در سنین جوانی نشان داد. Martha Marcy May Marlene طیف گسترده‌ای از احساسات را در میان ترس ناشی از ذهنیت فرقه‌ای بررسی می‌کند. هرچند داستان زمانی اتفاق می‌افتد که مارتا از اسارت فرقه آزاد شده است، اما فیلم نشان می‌دهد که چگونه فرقه‌ها می‌توانند روابط وابسته و آزارگرانه میان افراد ایجاد کنند تا کنترل بیشتری داشته باشند. در مقابل، ترس دائمی مارتا از اینکه هر لحظه ممکن است دوباره بازگردانده شود و از خانواده‌اش جدا گردد، تصویری تراژیک اما واقع‌گرایانه از بقا ارائه می‌دهد.

10 – Flight (2012)

رابرت زمکیس، کارگردان مشهور آثار کلاسیکی مانند Forrest Gump و Back to the Future، در سال ۲۰۱۲ فیلمی کمتر دیده‌شده اما ارزشمند به نام پرواز ساخت. با وجود اینکه این فیلم چندان شناخته‌شده نیست، تصویری بسیار صادقانه و بی‌پرده از اعتیاد به الکل ارائه می‌دهد. دنزل واشینگتن در نقش اصلی ظاهر می‌شود و شخصیت ویپ ویتاکر را بازی می‌کند؛ خلبانی ماهر که با انجام یک فرود اضطراری جسورانه، جان مسافرانش را نجات می‌دهد.

داستان به زندگی شخصی ویتاکر می‌پردازد و درگیری او با سوءمصرف مواد و روابط خانوادگی پرتنش را نشان می‌دهد. بازی فوق‌العاده واشینگتن باعث می‌شود پیچیدگی شخصیت ویتاکر به‌خوبی دیده شود و طیف گسترده‌ای از احساسات را در مخاطب برانگیزد. تحت کارگردانی زمکیس، Flight به اثری قدرتمند درباره اعتیاد و سوءاستفاده تبدیل می‌شود و نشان می‌دهد این مسائل چگونه می‌توانند زندگی حرفه‌ای و شخصی فرد را ویران کنند.

Heaven Knows What (2014)

9 – Heaven Knows What (2014)

فیلم فقط خدا می‌دونه بر اساس خاطرات منتشرنشده آریل هولمز درباره اعتیاد گذشته او به هروئین و فقر در قلب شهر نیویورک ساخته شده است. در حالی که تمرکز اصلی فیلم بر مشکلات هولمز است، رابطه پرآشوب او با ایلیا لئونتیف را نیز بررسی می‌کند. برادران سفدی، با نگاه تیزبین خود برای به تصویر کشیدن زندگی در نیویورک در تمام جنبه‌هایش، با هولمز تماس گرفتند تا هم درباره سرگذشتش بنویسد و در نهایت در فیلم نیز ایفای نقش کند.

این اقتباس قطعاً واقع‌گرایانه است و سبک بررسی رابطه هولمز با ایلیا، پیچیدگی‌های وابستگی ذهنی و جسمی را نشان می‌دهد. قابل توجه است که رفتار آزاردهنده و ویرانگر او تأثیر چندانی در دور کردن هولمز از او ندارد و حتی زمانی که از هم جدا هستند نیز هولمز خود را جذب او می‌بیند؛ هر دوی آن‌ها با همان مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کنند و از شخصیت نامنظم و اغلب خشن ایلیا عبور می‌کنند.

Private Violence 2014

8 – Private Violence (2014)

اگرچه آمار خشونت خانگی در سراسر جهان تکان‌دهنده است، اما قدرتمندترین تصویر از تأثیر آن اغلب از طریق روایت‌های شخصی ارائه می‌شود. در این مستند سال ۲۰۱۴، تمرکز بر یک مدافع عدالت و بازمانده‌ای است که او نقش مدافعش را بر عهده دارد. دیانا که از سوی شوهرش مورد آزار شدید قرار گرفته بود، تجربه‌ای هولناک را پشت سر گذاشته که شامل ربوده شدن و ضرب‌وشتم‌های وحشیانه بود.

فیلم خشونت خصوصی داستان دیانا را روایت می‌کند؛ داستانی که توسط یک مدافع حقوقی به نام کیت گروئل پیگیری می‌شود، کسی که خود نیز بازمانده خشونت خانگی است. این فیلم بر چالش‌هایی که یک بازمانده در سیستم قضایی با آن روبه‌رو می‌شود نور می‌تاباند و پیچیدگی‌های دشوار دستیابی به عدالت و امنیت پس از خشونت خانگی را برجسته می‌کند. شنیدن روایت دست اول از یک بازمانده واقعی خشونت خانگی می‌تواند تکان‌دهنده باشد. با این حال، یکی از بهترین راه‌ها برای درک این است که چنین خشونتی چگونه بر افرادی که در روابط آزاردهنده قرار دارند تأثیر می‌گذارد.

Always Shine (2016)

7 – Always Shine (2016)

روابط آزاردهنده همیشه آشکار نیستند؛ ممکن است یک نفر تصور کند که هیچ کار اشتباهی انجام نمی‌دهد، در حالی که فرد دیگر می‌تواند تصویری از یک عمر تحقیر شدن توسط او را ترسیم کند. این موضوع به‌ویژه زمانی صادق است که افراد یکدیگر را با خودشان مقایسه می‌کنند، و فیلم همیشه بدرخش دو بازیگر را در برابر یکدیگر قرار می‌دهد؛ در شرایطی که یکی از آن‌ها از این موضوع بی‌خبر است که دوستی‌شان به‌واسطه سوءتفاهم‌های مداوم و نفرت فروخورده طرف مقابل به رابطه‌ای سمی و آزاردهنده تبدیل شده است.

اگرچه Always Shine ممکن است به اندازه برخی آثار دیگر این فهرست نمونه‌ای کاملاً آشکار از سوءاستفاده نباشد، اما فیلم سوفیا تاکال به شکلی درخشان نشان می‌دهد که چگونه کینه و حسادت پنهان، اگر کنترل نشوند، می‌توانند روابط آزاردهنده ایجاد کنند. حس واقع‌گرایی فیلم از بازی‌های فوق‌العاده کیتلین فیتزجرالد و مکنزی دیویس می‌آید. به‌ویژه بازی دیویس شایسته تحسین است، زیرا خشم سرکوب‌شده زنی را به تصویر می‌کشد که دوستش را نه‌تنها به‌عنوان رقیب، بلکه به‌عنوان مانعی در مسیر رسیدن به شهرت خود می‌بیند.

Berlin Syndrome (2017)

6 – Berlin Syndrome (2017)

در آلمان، کلر یک رابطه یک‌شبه با اندی برقرار می‌کند، اما وقتی از خواب بیدار می‌شود متوجه می‌شود در آپارتمان او زندانی شده است. در ابتدا آن را یک اتفاق می‌داند، اما به‌زودی درمی‌یابد که اندی قصد دارد برای مدت نامحدود او را در آنجا نگه دارد. این فیلم بر پایه واقع‌گرایی ساخته نشده است، اما به‌عنوان استعاره‌ای برای خشونت خانگی عمل می‌کند. مفهوم ترک کردن یک شریک آزارگر که از طریق حبس فیزیکی کلر نشان داده می‌شود، بازتابی از موانع روانی است که بسیاری از افراد در چنین موقعیت‌هایی با آن روبه‌رو هستند.

فیلم به مبارزه روانی کلر می‌پردازد، زمانی که سعی می‌کند خود را با اسارتش وفق دهد و با بازی کردن نقش یک شریک وظیفه‌شناس، اندی را آرام نگه دارد. این تصویر پیچیده، از سندروم برلین پویایی‌های پیچیده میان آزارگر و قربانی را نشان می‌دهد و بر دشواری تصمیم برای فرار از یک رابطه آزاردهنده تأکید می‌کند. کارگردان فیلم، کیت شورتلند نیز در طول دوران حرفه‌ای خود نشان داده است که توانایی خلق شخصیت‌های زن قدرتمند را دارد؛ با فیلم‌هایی که بر دیدگاه آن‌ها تمرکز دارند (Lore، Somersault و Black Widow)، و Berlin Syndrome نیز شاهد دیگری بر توانایی او در پرداختن به مسائل پیچیده با درکی صادقانه از رنج زنان است.

Birds Without Names (2017)

5 – Birds Without Names (2017)

چسبیدن به یک تصور آرمانی از عشق می‌تواند زیان‌بار باشد، همان چیزی که در برخی فیلم‌های عاشقانه سمی به تصویر کشیده می‌شود. توواکو که نمی‌تواند از دست معشوق سابق آزارگرش خلاص شود، در حالی که به‌طور منفعلانه با جینجی، مردی مسن‌تر که عمیقاً شیفته اوست زندگی می‌کند، به روابط بی‌معنای موقت روی می‌آورد. زندگی توواکو زمانی دچار پیچیدگی می‌شود که در می‌یابد معشوق سابقش پنج سال پیش ناپدید شده است و او به دخالت جینجی در این ماجرا مشکوک می‌شود.

فیلم پرندگان بی‌نام تماشاگران را در حالت تعلیق نگه می‌دارد و به‌طور ماهرانه هویت مقصر واقعی را پنهان می‌کند. این تریلر معمایی ژاپنیِ رازآلود، نگاهی خاص به زندگی قربانیان آزار ارائه می‌دهد و چرخه‌ای از خودتنبیهی را به تصویر می‌کشد که از نیاز ساده به داشتن جایی برای خانه نامیدن سرچشمه می‌گیرد. این فیلم به پیچیدگی‌های روابط می‌پردازد و تأثیر ویرانگر سوءاستفاده عاطفی را برجسته می‌کند. همچنین Birds Without Names مقدمه‌ای عالی برای آشنایی با آثار کازویا شیراایشی است که بعدها فیلم‌های The Blood of Wolves و Lesson in Murder را کارگردانی کرد.

Gerald’s Game (2017)

4 – Gerald’s Game (2017)

فیلم بازی جرالد که بر اساس رمان استیون کینگ ساخته شده است، ممکن است غیرمعمول به نظر برسد، زیرا فاقد عناصر ماورا‌ءالطبیعه است. دشمنان واقعی این فیلم انسان هستند و ارتباط نزدیکی با شخصیت اصلی، جسی، دارند. در همان ابتدای داستان، شوهر او، جرالد، می‌میرد؛ مردی که هنگام تلاش برای تحقق بخشیدن به فانتزی تجاوز خود، او را با دستبند به تخت بسته است. جسی در توهماتش توسط حضور او تسخیر می‌شود. تهدید دیگری نیز از خاطرات عمیق و سرکوب‌شده گذشته سر برمی‌آورد و تأثیر عمیق آسیب‌های دوران کودکی او را آشکار می‌کند.

در طول فیلم، جسی هم از نظر فیزیکی و هم ذهنی در بند باقی می‌ماند. با این حال، هنگامی که با گذشته خود روبه‌رو می‌شود، راهی برای رهایی از وضعیت هولناک کنونی‌اش پیدا می‌کند. فراتر از یک تریلر نفس‌گیر، این فیلم استعاره‌ای قدرتمند از زخم‌های ماندگار خشونت خانگی و سوءاستفاده است، فارغ از اینکه این زخم‌ها سرکوب شده باشند یا زمان از آن‌ها گذشته باشد. این فیلم همچنین یکی از موفق‌ترین اقتباس‌های مدرن از آثار استیون کینگ محسوب می‌شود و با امتیاز ۹۱ درصد در راتن تومیتوز، برای طرفداران این نویسنده مشهور ژانر وحشت تماشای ضروری به شمار می‌آید.

Journeyman (2017)

3 – Journeyman (2017)

فیلم مرد مسافر ساخته پدی کانسیداین نمونه‌ای غیرمعمول از سوءاستفاده در یک رابطه را نشان می‌دهد که به‌ندرت درباره آن صحبت می‌شود؛ یعنی زمانی که یک نفر تبدیل به فردی آزارگر می‌شود، اما تقصیری متوجه او نیست. پس از دستیابی به افتخار در رینگ بوکس، یک بوکسور به نام مدی برتون دچار سردرد می‌شود و در نهایت از حال می‌رود، که منجر به آسیب‌های بلندمدتی می‌شود که قوه قضاوت او را مختل کرده و مراقبت از او را به همسرش، اِما، می‌سپارد.

این وضعیت در خود تراژدی عمیقی دارد، زیرا مدی به پوسته‌ای از گذشته خود تبدیل شده است. اما زمانی که بوکسور سابق در لحظه‌ای از ناامیدی به همسرش تعدی می‌کند، شرایط پیچیده‌تر می‌شود. او حتی به دلیل افت شدید توانایی ذهنی‌اش از شدت کاری که انجام داده آگاه نیست. این عمل از سوی یک شریک آزارگر سر زده است، اما وظیفه اِما به‌عنوان همسر، درک او از دلیل این رفتار، و خاطرات و عشق عمیقش به مردی که زمانی شوهرش بوده و کارهایی که برای خانواده‌شان انجام داده است، مسئله را پیچیده‌تر می‌کند. یک داستان عاشقانه تأثیرگذار، یک درام تراژیک و تصویری واقع‌گرایانه از سوءاستفاده‌ای که قابل کنترل نیست، Journeyman را به اثری منحصربه‌فرد در این فهرست تبدیل کرده است.

A Vigilante (2019)

2 – A Vigilante (2019)

در این فیلم، شخصیت انتقام‌جو زنی به نام سیدی است که اولیویا وایلد نقش او را بازی می‌کند؛ یک قربانی خشونت خانگی که وقت خود را صرف پیدا کردن و مجازات آزارگران می‌کند. هم‌زمان، او تلاش دارد شوهر سابق خود، شکنجه‌گرش، را نیز پیدا کند. فیلم پارتیزان روایتی از یک خیال‌پردازی انتقام‌جویانه ارائه می‌دهد، اما با قرار دادن داستان در جهانی واقع‌گرایانه، از آثار مشابه خود متمایز می‌شود.

برخلاف فیلم‌های معمول این ژانر، این اثر جهانی را نشان می‌دهد که در آن سیدی با آزارگران زیادی روبه‌رو می‌شود که آزادانه زندگی می‌کنند. اولیویا وایلد نقش‌آفرینی تأثیرگذار و احساسی عمیقی ارائه می‌دهد و به شخصیت خود احساساتی واقعی می‌بخشد. با وجود جنبه‌های سینمایی اقدامات سیدی، فیلم عمیقاً به سفر احساسی او می‌پردازد تا اطمینان حاصل کند که انگیزه‌ها و مبارزات او خاص باقی می‌مانند. این فیلم همچنین بستری عالی برای درخشش اولیویا وایلد فراهم می‌کند و در حال حاضر امتیاز ۹۰ درصد تازگی در راتن تومیتوز را دارد.

We’re All Going to the World’s Fair (2021)

1 – We’re All Going to the World’s Fair (2021)

در دنیای مدرن، روابط آزاردهنده همیشه به‌وضوح قابل تشخیص نیستند؛ این موضوع به‌ویژه زمانی صدق می‌کند که وارد فضای آنلاین می‌شویم، جایی که متأسفانه داستان‌های فریب و سوءاستفاده اینترنتی بسیار رایج شده‌اند. اگرچه ما همه به نمایشگاه جهانی می‌رویم ساخته جین شونبرن تا پایان فیلم، آزارگر را نشان نمی‌دهد، اما روند شکل‌گیری داستان که در آن فردی در اینترنت بر زندگی یک دختر جوان سایه می‌اندازد و تلاش می‌کند درباره نحوه کنار آمدن با پارانویاهای آنلاین به او مشاوره بدهد، نشان می‌دهد که بسیاری از آزارگران راه‌های امن‌تری برای پیش بردن تمایلات خود پیدا کرده‌اند.

فراتر از شخصیتی که پشت صفحه نمایش قرار دارد، این فیلم به‌خوبی سقوط‌های احتمالی جوانانی را به تصویر می‌کشد که دائماً در فضای آنلاین زندگی می‌کنند و بیشتر زمان فیلم صرف تماشای آرام شخصیت اصلی می‌شود که در وسواس‌های اینترنتی خود غرق شده است. رویکرد تجربی فیلم ممکن است برای همه سلیقه‌ها مناسب نباشد، اما در زیر این لایه، واقع‌گرایی هولناکی وجود دارد. دلیل خوبی وجود دارد که این فیلم یکی از بهترین آثار درباره فرهنگ اینترنت نامیده شده است و قطعاً ارزش دیدن دارد تا نگاهی متفاوت به مفهوم سوءاستفاده در عصر مدرن ارائه دهد.

کانال روزیاتو در تلگرام



منبع خبر: روزیاتو

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید