یکی از اتفاقات خوب فصل قبل بازگشت دوباره نساجی به لیگ برتر بود. فوتبال به نفس هوادار زنده است و آبروی هر لیگ، تیمهای پرطرفدار هستند. برای سالها جای نساجی در سطح اول فوتبال ایران خالی بود و پس از سقوط، همه منتظر بازگشت دوباره این تیم با سابقه بودند. اتفاقی که افتاد و نساجی […]

یکی از اتفاقات خوب فصل قبل بازگشت دوباره نساجی به لیگ برتر بود. فوتبال به نفس هوادار زنده است و آبروی هر لیگ، تیمهای پرطرفدار هستند. برای سالها جای نساجی در سطح اول فوتبال ایران خالی بود و پس از سقوط، همه منتظر بازگشت دوباره این تیم با سابقه بودند. اتفاقی که افتاد و نساجی از فردای صعود، دست به کار آماده کردن تیمی برای لیگ بیست و ششم شد که دیگر سقوط نکند.
بار قبل وقتی نساجی به لیگ برتر صعود کرد، تجربه سطح اول نداشت و خیلی اوقات در دام اشتباه افتاد. رضا حدادیان -مالک این باشگاه- به عنوان رفیق امیر قلعه نویی، در هر کار با او مشورت میکرد و دیدیم که چه استقلالیهای زیادی به عنوان مربی و بازیکن به این تیم آمدند و مثل خیلی از پرسپولیسیها، چندان موفق نبودند تا نساجی فراز و نشیب زیادی را تجربه کند. اتفاقاتی که حالا تجربه ای گران قیمت برای مدیران نساجی است و خوشبختانه ظاهر کار نشان میدهد آنها قصد تکرار اشتباهات گذشته را ندارند.
این بار نساجی به جای پارکینگ اسمهای تمام شده آبی و قرمز، سراغ مجتبی حسینی رفت که تخصص کار با جوانان دارد. همین حالا هیچ تیمی در لیگ برتر نیست که بازیکن مازندرانی نداشته باشد و حیف که این معدن استعداد دست به دامن ستارههای تمام شده ای میشد که نه توان و نه انگیزه ای برای نساجی داشتند. حالا با آمدن حسینی و خریدهای او، بیش از همیشه باید به آینده نساجی امیدوار بود که دیگر پولش را دور نمی ریزد.
دو خرید آخر این تیم، گل طلایی در لیگ بودند. دو جوان ملی پوش که در ردههای سنی پایه بازی، در تیم ملی امید ستارههای ایران بودند و در اردوی نهایی جام جهانی، هر دو حاضر که یکی پای پلکان هواپیما خط خورد و دیگری وارد فهرست ۲۶ نفره شد. یکی در خط دفاع و دیگری در بخش تهاجمی و مهاجم نوک، دو بازیکن درخشان فصل قبل که حالا تجربه بازی در لیگ برتر را هم دارند. دو خرید از هر نظر عالی که محک مناسبی برای توانایی مدیران هم شد، چرا که پای پرسپولیس درمیان بود!
از مدتها قبل، دانیال ایری و کسرا طاهری، دو هدف پرسپولیس در نقل و انتقالات بودند و هر روز هواداران این تیم پیگیر اخبار آنها، حالا یک نمره موفق در کارنامه مدیریت نساجی ثبت شده و یک علامت سوال بزرگ برای مدیران پرسپولیس، چطور نساجی توانست و پرسپولیس نتوانست!؟
با توجه به سن و سال و کارنامه این دو بازیکن جوان، آنها بهترین سرمایه گذاری برای هر باشگاه پرطرفدار و مدعی، بودند. چه در کوتاه مدت که هر دو درخشان و ملی پوش و چه در بلندمدت تا یک دهه بعد، دیدیم که از ابتدای نقل و انتقالات این دو نام به عنوان شکار جدید قرمزها مطرح بودند و مدیران پرسپولیس دائم با آنها برای خود تبلیغ کردند اما نساجی آمد و چراغ خاموش، کار را تمام کرد تا بار دیگر فرق اینفلوئنسر مجازی و مدیر واقعی مشخص شود!
همین چند روز قبل این دو بازیکن استوری مشترک گذاشته و به هواداران پرسپولیس گفتند خودشان هم مثل آنها بلاتکلیف هستند! یعنی تمام آن ادعاهای تلاش برای جذب این دو ستاره جوان فقط تبلیغات در فضای مجازی بوده و در دنیای واقعی، حالا هر دو بازیکن باشگاه نساجی هستند تا هواداران پرسپولیس بمانند و انبوهی سوال؛
وقتی نساجی تازه وارد به لیگ برتر، با بضاعت محدود مالی به عنوان یک باشگاه خصوصی -که از هیچ منظر قابل رقابت با پرسپولیس نیست- میتواند دانیال ایری را در مذاکره با ملوان و ذوب آهن و کسرا طاهری را پس از چانه زنی با باشگاه روسی روبین کازان، به چنگ بیاورد چطور باشگاه پرسپولیس با آن تشکیلات عریض و طویل و ده ها مدیر حقوق بگیر و مدعی و بودجه نامحدود (با وجود بانک شهر بقول قدیمی ها حد پرسپولیس به شارع و پشتش به کوه ابوقبیس است!) نتوانست؟
قطعاً هر دو بازیکن خود ترجیح میداند در پرسپولیس بازی کنند تا بیشتر توی چشم و در تیم ملی فیکس شوند. می دانیم پیراهن دو تیم بزرگ تهرانی یعنی راه میانبر برای تیم ملی! بار دیگر تکرار میکنیم که هنر مدیریت نساجی قابل ستایش است اما اینجا نمیتوان از ضعف عجیب و غریب مدیران پرسپولیس به سادگی گذشت!
بیشتر بخوانید: آخر هنر دلالان و ناتوانی مدیران در فوتبال ایران؛ اگر فقط اسم و سابقه ملاک است، چرا با دایی و باقری قرارداد نبندید؟
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































