اصرار برخی مدیران دولتی به افزایش قیمت بنزین برای کنترل مصرف افسارگسیخته این سوخت در کشور از دو حالت خارج نیست:  یا بودجه عمومی کشور بقدری با کسری مواجه شده است که دولت تصمیم گرفته بخشی از این کمبود را با افزایش بهای بنزین جبران کند، و یا سواد اقتصادی مدیران دولتی بقدری ابتدایی است […]

اصرار برخی مدیران دولتی به افزایش قیمت بنزین برای کنترل مصرف افسارگسیخته این سوخت در کشور از دو حالت خارج نیست: 

یا بودجه عمومی کشور بقدری با کسری مواجه شده است که دولت تصمیم گرفته بخشی از این کمبود را با افزایش بهای بنزین جبران کند، و یا سواد اقتصادی مدیران دولتی بقدری ابتدایی است که نمی‌دانند «شاخص قیمت» فقط در شرایطی خاص می‌تواند «کشش تقاضای» یک محصول را در بازار کم کند. 

اگر گزینه اول درست باشد، دولت با کبریت روشن در یک انبار مواد محترقه بازی می‌کند. وقتی نرخ تورم رسمی به رکورد بی‌سابقه ۶۶ درصد رسیده و فاصله درآمد ۶۵ درصد مردم از هزینه ماهانه زندگی به کمتر از یک سوم تنزل یافته است؛ هر گونه شوک قیمتی در کالاهای ضروری و حامل‌های انرژی نظیر بنزین یعنی افزایش نارضایتی عمومی و بحران سازی برای امنیت ملی.  تجربه تلخ چنین تصمیماتی در اعتراضات سال ۱۴۰۰ باید به دولتمردان آموخته باشد که اکنون زمان چنین اقدامات تحریک کننده‌ای نیست و اقتصاد آسیب دیده از رکود تورمی و جنگ‌های اخیر، تحمل شوک‌های جدید را ندارد. 

دولت برای جبران کسری بودجه خود که به استناد برخی گزارش‌ها اکنون به حدود ۱۵۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده است، باید در سایر مصارف و هزینه‌ها صرفه جویی کند، نه اینکه سراغ گرانی مهمترین حلقه زنجیره تامین در بازار باشد.   

اما اگر اصرار مدیران دولتی برای بالابردن قیمت بنزین با هدف اصلاح میزان مصرف این نوع سوخت باشد، باید توجه داشت که «شاخص قیمت» صرفاً زمانی تنظیم کننده تقاضای یک کالا یا خدمت است که محصول جایگزین و ارزانتری در بازار وجود داشته باشد. 

اکنون بنزین به اصلی ترین حامل انرژی در ناوگان حمل و نقل شهری تبدیل شده و بیش از ۹۵ درصد تبادلات کالا و مسافر در شهرها به این نوع سوخت وابسته است. 

آمارهای رسمی نشان می دهد که میزان مصرف بنزین  در کشور به بیش از ۱۳۵ میلیون لیتر در روز رسیده که فقط ۳۵ میلیون لیتر ازآن سهم مصرف ناوگان عمومی است. اگر ۲۵ میلیون لیتر دیگر از این تقاضا را به قاچاق سوخت یا تبخیر جایگاهی مرتبط بدانیم، یعنی خودروهای شخصی و غیرعمومی روزانه ۷۵ میلیون لیتر بنزین مصرف می کنند. 

این مصرف بالا در حمل و نقل شخصی، ناشی از نبود سیستم حمل و نقل جایگزین و اشکال سیستم احتراق خودروهای سواری است که با گران کردن بنزین قابل اصلاح نیست. 

اگر بنزین را گران کنیم، کدام ناوگان حمل‌ونقل عمومی توان انتقال جمعیت منصرف شده از مصرف خودروی شخصی را دارد؟  مگر در شرایط فعلی چند درصد از ناوگان عمومی اتوبوس و مترو در شهرها خالی از مسافر است که فکر می کنیم گرانی بنزین مردم را به استفاده از این ظرفیت مغفول ترغیب خواهد کرد؟ در سالهای اخیر کدام خودروی با سیستم استاندارد سوخت تولید یا وارد کرده ایم که اکنون از میزان  مصرف روزانه بنزین گلایه داریم؟ 

البته قابل کتمان نیست که قیمت بنزین در ایران بسیار ارزانتر از کشورهای اطراف است و اتفاقاً همین مشکل باعث افزایش قاچاق این سوخت شده است. اما بهانه گرانی بنزین برای استفاده از ناوگان عمومی و کاهش مصرف سوخت بارها در ایران آزموده شده ولی هیچگاه موفق نبوده است. زیرا ظرفیت ناوگان عمومی ما کفاف تقاضای حمل و نقل درون شهری را نمی‌کند. 

اگر در سایر کشورها بنزین گران است و مردم کمتر از خودروی شخصی استفاده می کنند، در عوض سیستم حمل و نقل عمومی بقدری پیشترفته و با ظرفیت است که استفاده از آن برای مردم صرفه زمانی، اقتصادی و رفاهی دارد. 

میانگین مصرف سوخت خودروهای شخصی در ممالک اروپایی و کشورهای اطراف ما به کمتر از ۴.۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر پیمایش شهری رسیده ولی میانگین مصرف بنزین در بهترین خودروی تولید داخل هرگز از ۸ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر کمتر نشده است.   

علاوه بر این  بخش قابل توجهی از تردد خودروهای شخصی در ایران با بنزین ارزان قیمت، به دلیل جبران بیکاری در سایر شاخه‌های اقتصادی است. طبق آخرین آمار حداقل ۷ میلیون دستگاه تاکسی اینترنتی و به همین میزان مسافرکش شخصی در خیابان ها فعالند که روزانه بالغ بر ۳۰ میلیون لیتر بنزین مصرف می کنند. به این ناوگان بنزین سوز باید مصرف ۱۲ میلیون دستگاه موتورسیکلت غیراستاندارد در خیابان‌های شهری را بیفزاییم که بخش اعظم آنها در قالب «پیک موتوری» مشغول به کار هستند. گران کردن بنزین یعنی محروم کردن این تعداد جمعیت از آخرین فرصت شغلی و تأمین درآمد. کدام رسته شغلی در ایران توان جذب این تعداد  نیروی بیکار و جایگزینی اشتغال آنها را دارد؟ 

اگر واقعا خواهان کاهش مصرف بنزین در کشور هستیم، محدودیتها در مسیر واردات خودرو را باید برداریم و برای بیکاران مسافرکش، شغل مناسب ایجاد کنیم. باید ناوگان اتوبوسرانی شهری را توسعه و مجهز به سوخت غیرآلاینده کنیم و نظارت بر مبادی مرزی را برای جلوگیری از قاچاق بنزین افزایش دهیم. 

بهانه اصلاح مصرف سوخت با گران کردن قیمت بنزین، آنقدر کهنه و نخ نما شده که دیگر قابل مصرف نیست!

منبع خبر: اطلاعات انلاین

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید