به گزارش “ورزش سه” شماره معکوس برای آغاز بیستوششمین دوره لیگ برتر فوتبال ایران در شرایطی شروع شده که فوتبال ایران، پیش از شروع مسابقات، با مجموعهای از چالشهای قدیمی و حلنشده روبهرو شده است. شروع این دوره از لیگ برتر فوتبال ایران در شرایطی نزدیک میشود که برخلاف ظاهر ماجرا، مهمترین دغدغه فقط زمان […]
به گزارش “ورزش سه” شماره معکوس برای آغاز بیستوششمین دوره لیگ برتر فوتبال ایران در شرایطی شروع شده که فوتبال ایران، پیش از شروع مسابقات، با مجموعهای از چالشهای قدیمی و حلنشده روبهرو شده است.
شروع این دوره از لیگ برتر فوتبال ایران در شرایطی نزدیک میشود که برخلاف ظاهر ماجرا، مهمترین دغدغه فقط زمان آغاز مسابقات یا برنامهریزی هفتههای پیش رو لیگ نیست. فوتبال ایران در آستانه فصلی قرار گرفته که مجموعهای از مشکلات قدیمی، حلنشده و انباشتهشده میتواند برگزاری مسابقات را با چالشهای جدی روبهرو کند.
حتی لیگ بیستوپنجم که با ۱۶ تیم برگزار شد، در شرایطی به پایان رسید که مشکلات فراوانی را پشت سر گذاشت. شرایط خاص کشور و اتفاقات ناشی از جنگ، برگزاری مسابقات را دشوار کرد، اما نکته مهم اینجاست که بسیاری از مشکلاتی که امروز درباره لیگ بیستوششم مطرح میشود، همانهایی است که در فصل گذشته هم وجود داشت. با این تفاوت که این بار، ۱- تعداد تیمها از ۱۶ تیم به ۱۸ تیم افزایش پیدا کرده، ۲- کمترین امیدی لااقل تا نیم فصل هم برای بازگشت به ورزشگاه آزادی وجود ندارد، ۳- تکلیف تیم سقوط کننده هنوز تا مشخص نشدن رای دادگاه CAS مشخص نشده، ۴- تعیین و تکلیف حق پخش تلویزیونی که دیگر حتی درخواستش مطرح نمیشود. به همین دلیل است که بسیاری معتقدند برگزاری لیگ بیستوششم میتواند یکی از سختترین دورههای تاریخ لیگ برتر باشد.
*افزایش تیمها بدون بهبود زیرساختها
افزایش تعداد تیمها، زمانی میتواند منطقی باشد که متناسب با آن زیرساختها، امکانات، نیروی انسانی و برنامهریزی هم توسعه پیدا کند. در غیر این صورت، فقط حجم مشکلات افزایش پیدا میکند. امیرحسین روشنک، رئیس برگزاری مسابقات لیگ برتر، بهتر از هر فرد دیگری از دشواریهای پیش رو آگاه است. او سالها در سازمان لیگ فعالیت کرده و پیش از این نیز در مسئولیت برگزاری جام حذفی توانایی خود را نشان داده است. کافی است به صحبتهای صادقانه او پس از قرعهکشی لیگ اشاره کنیم تا پی به عمق فاجعه ببریم.
مسئول برگزاری مسابقات بهتر از هر کسی میداند، چه فصل دشواری پیش رو داریم، هرچند طبیعی است او تمایلی به بیان تمام مشکلات نداشته باشد، چرا که صرف مطرح کردن مشکلات، بدون داشتن اختیار حل آنها، نه تنها تغییری در شرایط ایجاد نمیکند بلکه ممکن است، جایگاهش به خاطر بیفتد. این در حالی است که، متأسفانه قرعهکشی هم همکاری نکرد و شهرآورد را از گوی هفته پنجم خارج کرد تا تعیین شهر میزبان باز هم همه ارکان فدراسیون و سازمان لیگ را به مخاطره بیندازد، در حالی که در حالت عادی باید، از قبل، راه حلی برای سناریوهای مختلف در چنته داشته باشید. جام حذفی، حضور تیم امید در ناگویا، برگزاری جام ملتهای آسیا، رقابتهای لیگ قهرمانان و نخبگان، همگی بخشی از تقویم فشرده این فصل ۱۸ تیمی است که چارهای جز برگزاری هر سه روز یکبار را پیش روی عوامل سازمان لیگ نمیگذارد.

*فوتبال بدون تصمیمات قاطع
اما آنچه مسلم است اینکه فوتبال ایران نمیتواند برای همیشه مشکلات را پنهان کند. یکی از مهمترین مسائل، نبود قدرت تصمیمگیری قاطع در ساختار مدیریتی فوتبال است. در ماههای اخیر بارها دیده شده که فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ برای اتخاذ برخی از سادهترین تصمیمها با مشکل مواجه شدهاند، در حالی که شرایط فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمهای روشن و بدون تردید است. به عبارتی تا زمانی که فدراسیون فوتبال قصد دارد همه را راضی نگه دارد وضعیت به همین منوال است. البته مشکل اصلی فقط افراد نیستند. تغییر مدیران، به تنهایی نمیتواند این چرخه را متوقف کند. مسئله، ساختاری است. وقتی یک مدیر برای تصمیمی که به نفع فوتبال کشور است نهتنها تشویق نمیشود، بلکه ممکن است با فشار و اعتراض مواجه شود، طبیعی است که اولویت خود را حفظ شرایط موجود قرار دهد. هیچ مدیری علاقه ندارد هزینه تصمیمی را بدهد که در نهایت حمایتی پشت آن وجود ندارد. مدیران باشگاهها نیز، صرفا منافع تیم خود را در نظر میگیرند، چرا که جایگاه بسیاری از آنها نیز ثبات لازم را ندارد و باید پاسخگوی نتایج کوتاهمدت باشند. در چنین فضایی، نگاه ملی و توجه به منافع کل فوتبال کشور به حاشیه میرود که رفته است.
*نیاز فوتبال به مرجع تصمیمگیر قدرتمند
فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ برای حل این مشکل باید پیش از آغاز فصل اقدام کنند. حتی اگر لازم باشد اساسنامه، مصوبات یا قوانین موجود اصلاح شود، باید چارچوبی ایجاد شود که تصمیمگیرنده نهایی قدرت اجرای تصمیم خود را داشته باشد. فوتبال بدون مرجع مقتدر، همیشه گرفتار اختلاف، شکایت، اعتراض و تصمیمهای نیمهکاره خواهد بود.
یکی از نخستین چالشهای لیگ بیستوششم، شرایط برگزاری مسابقات در وضعیت فعلی کشور است. با توجه به شرایط مناطق جنوبی و فشارهای امنیتی موجود، باید مشخص شود که آیا آغاز لیگ با شرایط موجود امکانپذیر است یا خیر. مهمتر از همه، وضعیت تیمهای جنوبی باید روشن شود،؛ آیا این باشگاهها امکان میزبانی از رقبای خود را دارند یا باید راهکار دیگری برای آنها در نظر گرفته شود؟
*آزادی؛ غایب بزرگ فوتبال ایران
در کنار این مسائل، نبود ورزشگاه آزادی یکی از بزرگترین مشکلات فوتبال ایران است. عدم آماده بودن این ورزشگاه در دو فصل اخیر، ضربههای زیادی به فوتبال باشگاهی و حتی تیم ملی زده است. تأکید روشنک درباره اهمیت بازگشت آزادی و التماس او برای بازگشایی آن به خوبی نشان میدهد، شرایط این ورزشگاه تا چه اندازه برای فوتبال ایران حیاتی است. نگرانی اصلی این است که دوباره به جای حل قطعی مشکل، فقط تاریخ آماده شدن آن از یک ماه به ماه دیگر منتقل شود. فوتبال ایران نیاز دارد بداند چه زمانی و با چه برنامهای این ورزشگاه به چرخه مسابقات بازخواهد گشت.

*وی ای آر؛ وعدهای که هنوز با تردید همراه است
موضوع VAR نیز همچنان یکی از چالشهای جدی لیگ است. اعلام شده که قرار است تمام مسابقات لیگ بیستوششم با VAR برگزار شود تصمیمی که اگر عملی شود، اتفاق مثبتی خواهد بود. اما تجربه گذشته باعث شده این وعده با تردیدهایی همراه باشد. چراکه هنوز تاکید ریاست فدراسیون مبنی بر برگزاری لیگ بیست و چهارم صرفا با شماره دار شدن سکوهای تمام ورزشگاههای لیگ برتر عملی نشده است. اگر امکان استفاده از VAR برای تمام مسابقات وجود ندارد، باید معیار مشخصی برای انتخاب بازیها وجود داشته باشد. انتخابهای سلیقهای و گزینشی، خود تبدیل به یک مشکل جدید خواهد شد. از نگاه عدالت مسابقات، هیچ دیداری نباید به صورت ذاتی مهمتر از دیگری باشد. یا باید همه بازیها با VAR برگزار شوند یا باید یک قانون شفاف برای شرایط خاص تعریف شود. جابهجایی دستگاههای VAR از ورزشگاهی به ورزشگاه دیگر نیز راهحل مناسبی نیست. این کار هزینه زیادی دارد، باعث استهلاک تجهیزات میشود و با استانداردهای فوتبال حرفهای فاصله دارد. در فوتبال روز دنیا، تجهیزات هر ورزشگاه باید مشخص و ثابت باشد، نه اینکه برای هر مسابقه تجهیزات جابهجا شود. امیدواریم درصورت خریداری شدن تجهیزات، مدیران گمرک برای ترخیص آن همکاری ویژهای داشته باشند، که بخش زیادی از مشکلات فوتبال ایران در گرو همین امر است.
*فوتبال بدون هوادار، فوتبال نیست
حضور نداشتن تماشاگران در ورزشگاهها نیز یکی دیگر از نگرانیهای جدی است. برگزاری مسابقات بدون هوادار در دوران کرونا قابل توجیه بود، اما ادامه این وضعیت پس از پایان کرونا به یک مشکل تبدیل شده است. فوتبال بدون تماشاگر، بخش مهمی از هویت خود را از دست میدهد. سکوت سکوهای خالی، فضای حساسترین مسابقات را به یک بازی تدارکاتی شبیه میکند و از کمترین جذابیتهای لیگ میکاهد. البته چه کسی است که نداند بخش زیادی از عواملی که دستی در برگزاری یک بازی لیگ برتری را دارند، ته ذهنشان ترجیح میدهند نه خانی بیاید، نه خانی برود و بازی را با کمترین دردسر ممکن به پایان برسانند.
*فاصله زیرساختی با فوتبال حرفهای
در نهایت، نباید از مشکل بزرگ زیرساختها عبور کرد. ورزشگاههایی با چمن نامناسب، رختکنهای غیراستاندارد، نبود جایگاه مناسب برای خبرنگاران جهت تماشا و انجام مصاحبه با بازیکنان و سرمربیان، و سایر کمبودهایی که گویا ارادهای هم برای برطرف شدن آن دیگر وجود ندارد، فاصله فوتبال ایران با استانداردهای جدید را بیشتر نشان میدهد. فصل گذشته فدراسیون فوتبال علیرغم اینکه وظیفهای هم نداشت، تمام تلاش خود را برای بازسازی امکانات موجود انجام داد، اما عدم پیگیری جلسات این کارگروه، مانع از به ثمر رسیدن اهداف آن شد.
*جام جهانی و استانداردهای تازه فوتبال
جام جهانی اخیر بیش از هر زمان دیگری نشان داد که فوتبال مدرن فقط ۹۰ دقیقه بازی نیست. کیفیت برگزاری مسابقات، از زمین و تجهیزات گرفته تا امکانات ورزشگاهی، فناوری و تجربه تماشاگر، همه بخشی از یک لیگ حرفهای هستند. در واقع پس از پایان جام جهانی، فوتبال دنیا در تمام ابعاد وارد تعارف و مختصات جدیدی شده و لیگها نیز با این تغییرات حرکت کردهاند.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.




































