بهار ۱۴۰۵ را می‌توان برای اقتصاد ایران نقطه‌ای مهم و نگران‌کننده دانست، دوره‌ای که در آن دو معضل قدیمی اقتصاد، یعنی تورم و بیکاری، هم‌زمان شدت بیشتری گرفتند و شاخص فلاکت را به سطحی رساندند که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک نوسان کوتاه‌مدت اقتصادی تلقی کرد. در این فصل، تورم نقطه‌به‌نقطه به ۸۲ درصد […]

بهار ۱۴۰۵ را می‌توان برای اقتصاد ایران نقطه‌ای مهم و نگران‌کننده دانست، دوره‌ای که در آن دو معضل قدیمی اقتصاد، یعنی تورم و بیکاری، هم‌زمان شدت بیشتری گرفتند و شاخص فلاکت را به سطحی رساندند که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک نوسان کوتاه‌مدت اقتصادی تلقی کرد.

در این فصل، تورم نقطه‌به‌نقطه به ۸۲ درصد رسید و نرخ بیکاری نیز ۹.۱ درصد اعلام شد. برآیند این دو شاخص، عدد ۹۱.۱ واحدی را برای شاخص فلاکت به ثبت رساند؛ رقمی که بالاترین سطح در سال‌های گذشته محسوب می‌شود و نشان می‌دهد کنترل هم‌زمان افزایش قیمت‌ها و وضعیت بازار کار با شکست جدی مواجه شده است. افزایش شدید شاخص فلاکت، تصویری روشن از فشار اقتصادی واردشده بر خانوارهای ایرانی ارائه می‌دهد؛ شرایطی که در آن توان خرید مردم با سرعت بیشتری کاهش پیدا کرده، ثبات شغلی تحت فشار قرار گرفته و جای امید به بهبود شرایط، نگرانی، احتیاط و کاهش قدرت برنامه‌ریزی برای آینده را می‌گیرد.

اقتصاد

هم‌زمانی تورم شدید و ضعف بازار کار؛ دلیل جهش شاخص فلاکت در بهار ۱۴۰۵

اهمیت شاخص فلاکت ۹۱.۱ واحدی فقط به رقم بالای آن محدود نمی‌شود، بلکه روندی که اقتصاد ایران را به این نقطه رسانده، اهمیت بیشتری دارد. در پنج سال گذشته، شاخص فلاکت بارها تغییر کرده و دوره‌هایی از افزایش و کاهش را پشت سر گذاشته است، اما هیچ‌گاه نتوانسته در مسیر مشخص و پایداری به سمت بهبود حرکت کند.

بررسی روند تورم در این بازه زمانی نشان می‌دهد که تورم فصلی از ۴۸ درصد در بهار ۱۴۰۰ به ۸۲ درصد در بهار ۱۴۰۵ رسیده است. در همین مدت، نرخ بیکاری نیز با وجود نوسان‌های مختلف، از ۸.۸ درصد به ۹.۱ درصد افزایش پیدا کرده است. ترکیب این دو عامل نشان می‌دهد فشار اقتصادی بر خانوارها تنها نتیجه افزایش قیمت‌ها و رشد هزینه‌های زندگی نیست، بلکه شرایط نامناسب بازار کار نیز این فشار را تشدید کرده است. کاهش قدرت درآمدی در کنار دشوارتر شدن یافتن شغل، باعث شده بسیاری از خانواده‌ها با فاصله بیشتری میان هزینه‌های ضروری و توان مالی خود مواجه شوند.

اگر سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ نشانه‌هایی از کاهش نسبی نرخ بیکاری و پایین آمدن شاخص فلاکت داشتند، بهار ۱۴۰۵ این روند را دستخوش تغییر کرد و نشان داد که بهبودهای گذشته نتوانسته‌اند به یک مسیر پایدار تبدیل شوند. اکنون اقتصاد ایران با وضعیتی روبه‌رو است که در آن تورم کنترل‌نشده و بازار کار کم‌توان، به‌طور هم‌زمان فشار سنگینی را بر خانوارها وارد می‌کنند. بر اساس این داده‌ها، بهار ۱۴۰۵ را نمی‌توان یک فصل عادی در اقتصاد ایران دانست، بلکه این دوره به یک هشدار جدی اقتصادی تبدیل شده است. زمانی که تورم نقطه‌به‌نقطه به ۸۲ درصد می‌رسد، نرخ بیکاری روی ۹.۱ درصد قرار می‌گیرد و شاخص فلاکت به ۹۱.۱ واحد افزایش پیدا می‌کند، دیگر موضوع فقط نوسان‌های رایج اقتصادی نیست، بلکه نشانه‌هایی از تضعیف جدی رفاه و امنیت اقتصادی جامعه دیده می‌شود.

اقتصاد

در چنین شرایطی، این اعداد تنها آمارهای اقتصادی نیستند، بلکه بیانگر واقعیتی ملموس در زندگی روزمره مردم هستند؛ واقعیتی که نشان می‌دهد درآمد بسیاری از خانوارها دیگر توان هماهنگ شدن با رشد قیمت‌ها را ندارد، بازار کار ظرفیت کافی برای جذب نیروی جدید را از دست داده و فاصله میان هزینه‌های زندگی و توان پرداخت مردم روزبه‌روز بیشتر شده است. اگر شاخص فلاکت را ابزاری برای مشاهده هم‌زمان وضعیت تورم و بیکاری بدانیم، تصویری که در بهار ۱۴۰۵ ارائه می‌دهد، تصویر اقتصادی فرسوده است که با فشارهای انباشته و مشکلات حل‌نشده روبه‌رو شده.

جهش تورم بهار ۱۴۰۵ در مقایسه با پنج سال گذشته

البته این شرایط به‌صورت ناگهانی ایجاد نشده است. بررسی روند پنج‌ساله از بهار ۱۴۰۰ تا بهار ۱۴۰۵ نشان می‌دهد اقتصاد ایران در این دوره به جای حرکت در یک مسیر ثابت و قابل پیش‌بینی، مجموعه‌ای از نوسان‌های شدید و دوره‌های فرسایشی را تجربه کرده است. تورم در بهار ۱۴۰۰ حدود ۴۸ درصد بود. این رقم در بهار ۱۴۰۱ به ۴۲.۵ درصد کاهش پیدا کرد، اما در سال ۱۴۰۲ دوباره افزایش یافت و به ۵۰.۹ درصد رسید. در بهار ۱۴۰۳ تورم تا ۳۱.۳ درصد پایین آمد، اما در سال ۱۴۰۴ بار دیگر روند افزایشی پیدا کرد و به ۳۹ درصد رسید. در نهایت، بهار ۱۴۰۵ با جهش قابل توجه تورم و ثبت رقم ۸۲ درصد، رکورد تازه‌ای را به ثبت رساند.

جدول

این روند نشان می‌دهد مسئله تنها بی‌ثباتی موقت در بازارها نیست، بلکه بیانگر اقتصادی است که سیاست‌های کنترل قیمت در آن نتوانسته‌اند نتیجه‌ای پایدار ایجاد کنند. پس از هر دوره کوتاه کاهش فشار تورمی، موج جدیدی از افزایش قیمت‌ها بازگشته و شرایط دشوارتری را رقم زده است. چنین الگویی معمولاً حاصل ترکیبی از عوامل مختلف است؛ از جمله شکل‌گیری انتظارات تورمی طولانی‌مدت، مشکلات موجود در زنجیره عرضه، فشارهای ارزی، کاهش اعتماد عمومی و ناتوانی سیاست‌گذار در ایجاد یک چارچوب پایدار برای کنترل قیمت‌ها. بر همین اساس، تورم ۸۲ درصدی بهار ۱۴۰۵ را نمی‌توان صرفاً یک افزایش ناگهانی و جدا از گذشته دانست، بلکه این رقم نتیجه انباشته شدن مشکلات و ناکامی‌های اقتصادی در سال‌های قبل است.

چارت اقتصاد ایران

سالی که نکوست از بهار بیکار است

در سوی دیگر این معادله، وضعیت بازار کار قرار دارد؛ بازاری که در فاصله سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ ظاهراً شرایط آرام‌تری پیدا کرده بود، اما این آرامش چندان پایدار و ریشه‌دار به نظر نمی‌رسد. نرخ بیکاری در بهار ۱۴۰۰ معادل ۸.۸ درصد ثبت شد. این رقم در سال ۱۴۰۱ به ۹.۲ درصد افزایش یافت، اما در سال‌های بعد روند کاهشی پیدا کرد، به‌طوری که در بهار ۱۴۰۲ به ۸.۲ درصد، در بهار ۱۴۰۳ به ۷.۷ درصد و در بهار ۱۴۰۴ به ۷.۳ درصد رسید. با این حال، این روند در بهار ۱۴۰۵ متوقف شد و نرخ بیکاری بار دیگر افزایش یافت و به ۹.۱ درصد رسید.

چارت اقتصاد ایران

این تغییر نشان می‌دهد روند نزولی بیکاری که می‌توانست نشانه‌ای از بهبود تدریجی شرایط بازار کار تلقی شود، در سال ۱۴۰۵ دوام نیاورده و معکوس شده است. نکته مهم اینکه افزایش نرخ بیکاری در شرایطی رخ داده که اقتصاد هم‌زمان با تورم بسیار بالا مواجه بوده. بنابراین شوک اقتصادی سال ۱۴۰۵ فقط به افزایش قیمت‌ها محدود نمی‌شود، بلکه بحران اشتغال را نیز در کنار آن قرار داده است.

تورم بالا به‌تنهایی می‌تواند فشار سنگینی بر زندگی خانوارها وارد کند، اما زمانی که بازار کار نیز دچار ضعف شود، مشکلات گسترده‌تر می‌گردند. در چنین شرایطی، خانواده‌ها علاوه بر کاهش قدرت خرید، با نگرانی درباره امنیت شغلی، کاهش ارزش واقعی درآمدها و سخت‌تر شدن پیدا کردن فرصت‌های کاری مواجه خواهند شد. همین هم‌زمانی افزایش قیمت‌ها و دشواری‌های بازار کار است که شاخص فلاکت را با سرعت بیشتری افزایش داده و نشان می‌دهد بحران اقتصادی تنها از یک مسیر به خانوارها فشار وارد نمی‌کند.

چارت اقتصاد ایران

شاخص فلاکت؛ یک شاخص برای نمایش هم‌زمان دو بحران

اهمیت شاخص فلاکت نیز دقیقاً از همین نقطه مشخص می‌شود. این شاخص اگرچه به دلیل ترکیب دو متغیر اقتصادی، یعنی تورم و بیکاری، ممکن است از نگاه برخی اقتصاددانان ساده‌سازی‌شده باشد، اما یک ویژگی مهم دارد: می‌تواند دو عامل اصلی فشار اقتصادی بر خانوارها را هم‌زمان در یک تصویر نشان دهد. بر اساس آمارهای منتشرشده از سوی مرکز آمار، شاخص فلاکت در بهار ۱۴۰۰ برابر با ۵۶.۸ واحد بود. این رقم در بهار ۱۴۰۱ به ۵۱.۷ کاهش پیدا کرد، اما در سال ۱۴۰۲ دوباره افزایش یافت و به ۵۹.۱ رسید. در بهار ۱۴۰۳ شاخص فلاکت تا ۳۹ واحد پایین آمد، در سال ۱۴۰۴ به ۴۶.۳ رسید و در نهایت در بهار ۱۴۰۵ با جهشی قابل توجه به ۹۱.۱ واحد افزایش یافت.

روند تغییرات این شاخص، مسیر آرام و قابل پیش‌بینی را نشان نمی‌دهد، بلکه بیانگر شاخصی است که بارها تغییر جهت داده و در نهایت در سال ۱۴۰۵ با جهشی نزدیک به دو برابر نسبت به سال قبل، به سطحی کم‌سابقه رسیده. زمانی که شاخص فلاکت از محدوده ۴۰ تا ۵۰ واحد به بیش از ۹۰ واحد می‌رسد، موضوع تنها افزایش یک عدد در جدول‌های اقتصادی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده تغییر سطح فشار اقتصادی است. این تغییر مقیاس از نظر سیاست‌گذاران و تحلیلگران اهمیت بیشتری از خود عدد خام دارد، زیرا بیانگر ورود اقتصاد به مرحله‌ای متفاوت از دشواری‌های گذشته است.

چارت اقتصاد ایران

گرفتاری بلندمدت اقتصاد ایران

اگر این سه شاخص یعنی تورم، بیکاری و شاخص فلاکت را در کنار یکدیگر قرار دهیم، تصویری مشخص از وضعیت اقتصاد ایران در پنج سال گذشته شکل می‌گیرد. سال ۱۴۰۰ با تورم بالا و بیکاری در سطح متوسط آغاز شد، سال ۱۴۰۱ با افزایش فشار در هر دو حوزه همراه بود، سال ۱۴۰۲ دوباره رشد تورم را تجربه کرد، سال ۱۴۰۳ نشانه‌هایی از بهبود نسبی دیده شد و سال ۱۴۰۴ بار دیگر فشارهای اقتصادی بازگشتند. در نهایت، بهار ۱۴۰۵ به دوره‌ای تبدیل شد که در آن تورم و بیکاری هم‌زمان افزایش یافتند. به بیان دیگر، اقتصاد ایران در این دوره نتوانسته به یک تعادل پایدار برسد و بیشتر در چرخه‌ای از بهبودهای کوتاه‌مدت و بازگشت دوباره مشکلات گرفتار بوده است.

چارت اقتصاد ایران

چنین الگویی برای خانوارها حتی می‌تواند فرساینده‌تر از یک بحران ثابت باشد؛ زیرا در این شرایط، امید به بهبود چندین بار شکل می‌گیرد و سپس دوباره از بین می‌رود. مردم یک دوره به کاهش نرخ بیکاری امیدوار می‌شوند و دوره‌ای دیگر کاهش تورم را نشانه بهبود می‌دانند، اما پس از آن با موج تازه‌ای از افزایش قیمت‌ها یا دشواری‌های بازار کار مواجه می‌گردند. این کاهش مداوم اعتماد به آینده، یکی از هزینه‌های پنهان سیاست‌گذاری‌های ناکارآمد اقتصادی است؛ هزینه‌ای که شاید در آمارهای رسمی به‌طور مستقیم ثبت نشود، اما اثر آن در رفتار اقتصادی جامعه، تصمیم‌های مالی خانوارها و کاهش قدرت برنامه‌ریزی برای آینده به‌وضوح دیده می‌شود.

چارت اقتصاد ایران

با این حال، نقطه اصلی تشدید بحران در بهار ۱۴۰۵ رقم خورد، دوره‌ای که در آن تقریباً همه شاخص‌ها به‌طور هم‌زمان وضعیت نامطلوب‌تری پیدا کردند. تورم ۸۲ درصدی فصلی به این معناست که هزینه سبد کالاها و خدمات نسبت به سال قبل به‌شدت افزایش یافته و بسیاری از نیازهای ضروری مردم، از مواد غذایی و مسکن گرفته تا حمل‌ونقل و خدمات درمانی، برای بخش بزرگی از خانوارها دشوارتر از گذشته شده است.

از سوی دیگر، نرخ بیکاری ۹.۱ درصدی نشان می‌دهد بخشی از نیروی کار در شرایطی قرار گرفته که هم‌زمان با کاهش قدرت خرید، یا در جست‌وجوی شغل است یا از بازار کار خارج شده. شاخص فلاکت ۹۱.۱ واحدی نیز نتیجه ترکیب این دو فشار اقتصادی است، اما تنها یک جمع ساده از دو عدد نیست؛ بلکه تصویری از شرایطی ارائه می‌دهد که در آن خانوارها نه‌تنها برای تأمین هزینه‌های روزمره با مشکل مواجه‌اند، بلکه امکان برنامه‌ریزی برای آینده را نیز از دست می‌دهند. خانواده‌ای که هر ماه با افزایش قیمت‌ها مواجه می‌شود و در کنار آن از امنیت شغلی کافی برخوردار نیست، به‌تدریج ناچار می‌شود مصرف عادی، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری، آموزش و حتی انتظار برای بهبود شرایط را محدود کند. به همین دلیل، افزایش شاخص فلاکت فقط یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه می‌تواند نشانه‌ای از تضعیف سرمایه اجتماعی و فشار روانی در جامعه نیز باشد.

۲۳ استان بالاتر از میانگین شاخص فلاکت؛ فاصله ۴۳.۲ واحدی ایلام و تهران

در سطح استانی، وضعیت حتی پیچیده‌تر به نظر می‌رسد. بررسی شاخص فلاکت استان‌ها نشان می‌دهد فشار اقتصادی در تمام مناطق کشور یکسان نیست و ۲۳ استان شاخصی بالاتر از میانگین کل کشور دارند؛ یعنی در این مناطق، ترکیب تورم و بیکاری فشار بیشتری را به مردم وارد کرده است.

چارت اقتصاد ایران
چارت اقتصاد ایران

استان‌های لرستان، ایلام، کردستان، کرمانشاه و خراسان شمالی به‌ترتیب با شاخص فلاکت ۱۲۱.۵، ۱۱۳.۱، ۱۱۱.۱، ۱۱۰.۳ و ۱۰۴.۶ در صدر جدول قرار گرفته‌اند. در مقابل، استان‌های تهران، گیلان، اصفهان، البرز و قم به‌ترتیب با شاخص‌های ۷۸.۳، ۸۵.۶، ۸۵.۷، ۸۶.۹ و ۸۹، کمترین میزان شاخص فلاکت را ثبت کرده‌اند. فاصله شاخص فلاکت استان ایلام، یعنی بالاترین رقم در کشور، با میانگین کل کشور ۳۰.۲ واحد و با استان تهران، یعنی پایین‌ترین رقم، ۴۳.۲ واحد است. این اختلاف نشان می‌دهد مسئله فقط کاهش سطح رفاه عمومی در کل کشور نیست، بلکه شکاف‌های منطقه‌ای و نابرابری جغرافیایی نیز بخش مهمی از بحران اقتصادی را تشکیل می‌دهند.

استان‌هایی که هم‌زمان با تورم بالاتر و بیکاری بیشتر روبه‌رو هستند، در خط مقدم این فشار قرار دارند. البته استان‌هایی که شاخص پایین‌تری ثبت کرده‌اند نیز از آثار کلی شرایط اقتصادی کشور در امان نیستند. به این ترتیب، شاخص فلاکت بهار ۱۴۰۵ تنها یک عدد اقتصادی نیست، بلکه خلاصه‌ای از شرایط اقتصادی، اجتماعی و روانی جامعه‌ای است که تحت فشار هم‌زمان گرانی و بیکاری قرار گرفته است. ابعاد استانی این بحران، شدت مسئله را بیشتر نشان می‌دهد. نمودار شاخص فلاکت در بهار ۱۴۰۵ بیانگر آن است که فشار اقتصادی در سراسر کشور به شکل یکسان توزیع نشده و برخی مناطق با شرایط بسیار دشوارتری مواجه‌اند. استان‌هایی که ترکیبی از بیکاری بالا و تورم شدید دارند، در رتبه‌های بالاتر شاخص فلاکت قرار می‌گیرند و استان‌هایی که یکی از این دو عامل در آن‌ها پایین‌تر است، وضعیت بهتری دارند. این موضوع نشان می‌دهد بحران اقتصادی ایران فقط یک مسئله ملی نیست، بلکه ابعاد منطقه‌ای و جغرافیایی نیز دارد. برخی استان‌ها به‌طور هم‌زمان با ضعف بازار کار و افزایش هزینه‌های زندگی مواجه‌اند، شرایطی که فشار مضاعفی بر خانوارها وارد می‌کند.

به عنوان نمونه، استان‌های لرستان، ایلام، کردستان، کرمانشاه و خراسان شمالی که در رتبه‌های بالای جدول قرار دارند، هم در پیدا کردن فرصت شغلی و هم در حفظ قدرت خرید با مشکل مواجه هستند. در مقابل، استان‌های تهران، گیلان، اصفهان، البرز و قم با وجود قرار گرفتن در رتبه‌های پایین‌تر، همچنان از فشارهای کلی اقتصاد کشور تأثیر می‌پذیرند. این تفاوت‌های منطقه‌ای می‌تواند پیامدهایی مانند افزایش مهاجرت داخلی، تمرکز جمعیت در شهرهای بزرگ، فشار بیشتر بر بازار مسکن و عمیق‌تر شدن نابرابری میان مناطق مختلف کشور را به دنبال داشته باشد.

چارت اقتصاد ایران

جهش شاخص فلاکت از زمستان ۱۴۰۴ تا بهار ۱۴۰۵

یکی از مهم‌ترین نکات در این گزارش، افزایش شدید شاخص فلاکت در فاصله زمستان ۱۴۰۴ تا بهار ۱۴۰۵ است. این شاخص در مدت تنها یک فصل از ۷۴.۲ واحد به ۹۱.۱ واحد رسید. این افزایش نتیجه رشد هم‌زمان تورم و بیکاری بود، به‌طوری که تورم نقطه‌ای از ۶۶.۶ درصد در زمستان ۱۴۰۴ به ۸۲ درصد در بهار ۱۴۰۵ افزایش یافت و نرخ بیکاری نیز از ۷.۶ درصد به ۹.۱ درصد رسید.

چارت اقتصاد ایران

این اعداد نشان می‌دهند که تنها در یک فصل، تورم ۱۵.۴ واحد درصد افزایش یافته، نرخ بیکاری ۱.۵ واحد درصد بالا رفته و شاخص فلاکت نیز ۱۶.۹ واحد رشد کرده است. بررسی دلایل این جهش و عواملی که چنین تغییری را رقم زده‌اند، بخش مهمی از تحلیل شرایط اقتصادی بهار ۱۴۰۵ خواهد بود.

واقعیت این است که در کنار عواملی که پیش‌تر به آن‌ها اشاره شد؛ از جمله انتظارات تورمی طولانی‌مدت، مشکلات عرضه، فشارهای ارزی، کاهش اعتماد عمومی و ناتوانی سیاست‌گذار در ایجاد ثبات پایدار در قیمت‌ها، باید نقش جنگ، محدودیت‌های اقتصادی و فضای بلاتکلیف ناشی از آن را نیز جدی‌تر در نظر گرفت. زیرا جهش شدید شاخص فلاکت در فاصله تنها یک فصل، با توجه به روند این شاخص از سال ۱۴۰۴ تاکنون، یک رفتار غیرعادی محسوب می‌شود. گزارش‌ها درباره تعدیل نیروی کار در نتیجه شرایط ناشی از جنگ و فشارهای اقتصادی مرتبط با محدودیت‌ها نیز نشان می‌دهد که این عوامل در تشدید وضعیت بازار کار بی‌تأثیر نبوده‌اند.

چارت اقتصاد ایران

قدرت خرید؛ مهم‌ترین معیار سنجش رفاه

از منظر تحلیلی، شاید مهم‌ترین نکته این باشد که کاهش تدریجی نرخ بیکاری در فاصله سال‌های ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴ نتوانست اثرات منفی تورم را جبران کند. این موضوع نشان می‌دهد افزایش اشتغال، زمانی که همراه با ثبات قیمت‌ها نباشد، لزوماً به معنای افزایش رفاه نیست. ممکن است تعداد افراد شاغل بیشتر شود، اما اگر هم‌زمان تورم در سطح بالایی باقی بماند، ارزش واقعی دستمزدها کاهش پیدا می‌کند و فرصت‌های شغلی جدید الزاماً به بهبود شرایط معیشتی منجر نمی‌شوند.

به همین دلیل است که در سال ۱۴۰۳ با وجود کاهش نرخ بیکاری نسبت به سال‌های قبل، شاخص فلاکت به ۳۹ واحد رسید، اما این وضعیت دوام نیاورد. در آن مقطع، ترکیب تورم و بیکاری شرایط مناسب‌تری پیدا کرده بود، اما این تعادل در سال‌های ۱۴۰۴ و به‌ویژه ۱۴۰۵ دوباره از بین رفت. این موضوع در هر تحلیل جدی درباره بازار کار و رفاه اهمیت زیادی دارد؛ کاهش بیکاری یک دستاورد اقتصادی به حساب می‌آید، اما اگر تورم کنترل نشود، اثر آن در زندگی روزمره مردم چندان قابل مشاهده نخواهد بود. به بیان ساده‌تر، مردم با نرخ بیکاری زندگی نمی‌کنند؛ بلکه با میزان قدرت خرید خود امورات خود را می‌گذرانند.

شاخص فلاکت؛ نتیجه یک چرخه معیوب نهادی و سیاسی

در سطح نهادی و سیاسی، چنین روندی معمولاً نشان‌دهنده هم‌زمانی چند ضعف اساسی است. نخست، ضعف در سیاست‌های ضدتورمی که نتوانسته‌اند افزایش قیمت‌ها را کنترل کرده و انتظار ثبات را در جامعه ایجاد کنند. دوم، ضعف در سیاست‌های اشتغال‌زایی که مانع از تبدیل رکود و تورم به افزایش گسترده بیکاری نشده‌اند. سوم، نبود هماهنگی کافی میان سیاست‌های پولی، مالی و تجاری که باعث شده تصمیم‌های مختلف اقتصادی گاهی اثر یکدیگر را خنثی کنند. چهارمین عامل نیز کاهش اعتماد عمومی است، عاملی که خود می‌تواند به افزایش تورم دامن بزند. زمانی که خانوارها و بنگاه‌ها آینده اقتصادی را نامطمئن می‌بینند، رفتارهای احتیاطی و دفاعی افزایش پیدا می‌کند.

خرید

در چنین شرایطی، افزایش قیمت‌ها دیگر تنها یک مسئله آماری یا حسابداری نیست، بلکه به یک رفتار جمعی تبدیل می‌شود. مردم زودتر خرید می‌کنند، بنگاه‌ها موجودی انبارها را افزایش می‌دهند، فروشندگان قیمت‌ها را سریع‌تر بالا و پایین می‌کنند و در نتیجه، همین رفتارها در تداوم چرخه تورمی تاثیر می‌گذارند. بنابراین، بهار ۱۴۰۵ را باید در چارچوب یک چرخه معیوب اقتصادی مشاهده کرد، نه صرفاً نتیجه چند عامل جدا از هم.

پیامد اجتماعی شاخص فلاکت ۹۱.۱ واحدی؛ بازتولید بحران

با این حال، اهمیت این داده‌ها تنها در شدت بحران خلاصه نمی‌شود، بلکه تغییر روایت‌های اقتصادی نیز اهمیت زیادی دارد. در بخشی از سال‌های گذشته، کاهش نرخ بیکاری می‌توانست نشانه‌ای از امید به بهبود باشد و در دوره‌هایی نیز کاهش تورم، نشانه‌ای از آرام‌تر شدن شرایط تلقی می‌شد. اما بهار ۱۴۰۵ این روایت‌های امیدوارکننده را تغییر داد. اکنون دیگر نمی‌توان به‌سادگی از بهبود تدریجی یا ثبات نسبی سخن گفت، زیرا شاخص فلاکت ۹۱.۱ واحدی نشان می‌دهد فشار معیشتی وارد مرحله‌ای فراتر از شرایط عادی شده است.

حتی اگر در ماه‌ها یا فصل‌های آینده بخشی از این فشار کاهش پیدا کند، اثر روانی و اجتماعی چنین جهشی به‌سادگی از بین نخواهد رفت. خانوارهایی که یک‌بار با سطح بالایی از نااطمینانی اقتصادی مواجه شده‌اند، معمولاً به سرعت به الگوی قبلی زندگی بازنمی‌گردند. آن‌ها محتاطانه‌تر هزینه می‌کنند، کمتر ریسک را می‌پذیرند، سرمایه‌گذاری‌های خود را کاهش می‌دهند و بیشتر به حفظ شرایط موجود فکر می‌کنند تا رشد و پیشرفت. این تغییر رفتار نیز می‌تواند به کاهش بیشتر تقاضا، تعمیق رکود و تضعیف رشد اقتصادی منجر شود. به همین دلیل، شاخص فلاکت بالا فقط نتیجه یک بحران نیست، بلکه می‌تواند عاملی برای ادامه یافتن و بازتولید همان بحران باشد.

بهار ۱۴۰۵؛ رکورد تازه شاخص فلاکت

در نهایت، شاخص فلاکت ۹۱.۱ واحدی یک پیام روشن دارد: اقتصاد ایران در بهار ۱۴۰۵ وارد مرحله‌ای شده که در آن تورم، بیکاری و فشار معیشتی دیگر پدیده‌های جدا از یکدیگر نیستند، بلکه یکدیگر را تشدید می‌کنند. روند پنج‌ساله گذشته نشان می‌دهد اگرچه در مقاطعی نشانه‌هایی از بهبود دیده شده، اما این تغییرات پایدار نبوده‌اند و نتوانسته‌اند مشکلات ساختاری اقتصاد را برطرف کنند.

شاخص فلاکت ۹۱.۱ واحدی در بهار ۱۴۰۵ تنها ثبت یک رکورد جدید نیست، بلکه نشانه شکست دوره‌هایی از امید کوتاه‌مدت به بهبود شرایط است. این عدد نشان می‌دهد مردم با اقتصادی مواجه‌اند که هم هزینه‌های بالاتری دارد، هم امنیت کمتری ایجاد می‌کند و هم توان کمتری برای ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار دارد. بهار ۱۴۰۵ فقط دوره بازگشت فشار اقتصادی نبود، بلکه دوره تشدید و انفجار این فشارها بود و همین ویژگی، آن را به یکی از نقاط مهم در مسیر تحولات اقتصادی کشور تبدیل کرده است.

کانال روزیاتو در تلگرام



منبع خبر: روزیاتو

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید