روزنامه اعتماد نوشت: از نخستین روزی که بر صندلی ریاست نشست، پروانه وفاق و همدلی سر داد؛ وفاق، همدلی و همراهی با کسانی که با او همراه و همدل نبودند. او در این پایبندی از اعطای صندلیهای وزارت و ریاست به کسانی که میخواست با آنها همدل و همراه باشد، دریغ نکرد. هر بار و […]

روزنامه اعتماد نوشت: از نخستین روزی که بر صندلی ریاست نشست، پروانه وفاق و همدلی سر داد؛ وفاق، همدلی و همراهی با کسانی که با او همراه و همدل نبودند. او در این پایبندی از اعطای صندلیهای وزارت و ریاست به کسانی که میخواست با آنها همدل و همراه باشد، دریغ نکرد. هر بار و هر روز ندا در داد که هر کس که میتواند کمک کند، بیاید و گوشهای از کار را بگیرد. هیچکس اما نیامد.
کسانی هم که با طمطراق بسیار آمدند، معلوم شد که دغدغهای جز صندلی ریاست نداشتند، اما مسعود پزشکیان میخواست راه برای آسایش، رشد و توسعه کشور با موانع روبهرو نباشد. پس با همه دلسردیهای طیف سیاسی همراه، او راه وفاق را برگزید و تداوم داد.
در تمام این دو سال بحران، تحریم و جنگ، طیفی که در عمل مخاطبان اصلی وفاق و همدلی بودند، کمترین گامی در همدلی با او برنداشتند. این طیف همچنان، باوجود بحران، تحریم و جنگ، در فضای انتخاباتی و تبلیغاتی -و اگر بتوانند- مانعتراشی ماندند تا راه را بر او صعب و ناهموار کنند.
صدا و سیما هیچگاه در طول این دو سال با دولت او همراه و همدل نشد تا جایی که بارها گلهمندی ارکان دولت را در پی داشت. خبرگزاریهای خارجی گفتوگوهای عباس عراقچی، وزیر خارجه کشور را منعکس میکردند اما مخاطب صدا و سیما از آن اطلاع نداشت. بهتان استعفا آخرین موردی بود که این طیف بهغایت تمامیتخواه بر او چسباندند.
او تنها ۲۴ ماه است که سکاندار پربحرانترین دولت تاریخ کشور شده است. اگر قرار بود ۲۸بار استعفا داده باشد که میباید هر ماه بیش از یک برگ استعفا نوشته باشد! اما نه. مسعود پزشکیان، چنانکه در تازهترین گفتوگوی صمیمانهاش با مردم ابراز داشت، نه برای رفتن و استعفا که برای ماندن و خدمت آمده است. او مرد سختترین و تلخترین و نابهنگامترین روزهای تاریخ ایران است. او برای ملت و برای ایران است. هر چند که دمِ گرم او بر آهن سرد گروههای تمامیتخواه اثری نداشت، اما آهنگ خوش وفاق و همدلی او با نظامیان سرنوشتی دیگرگونه برای کشور آفرید. این وفاق و همدلی سیاست و اقتدار نظامی تا بهحدی بود که متجاوزان به کشور در دو جنگ ۱۲ روزه و 40 روزه نتوانستند نتیجهای جز شکست و زبونی تاریخی به دست آورند تا جایی که درنهایت در برابر تفاهمنامهای زانو زدند که حاصل عقلانیت و خرد ایرانی بود.
مسعود پزشکیان برای ملت و برای تاریخ ایران در روز ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ امضای خود را در ذیل تفاهمنامهای گذاشت که تاریخ او را تحسین و تقدیر خواهد کرد. تفاهمنامهای که میتوانست و میتواند سرنوشت ایران را بهسوی آیندهای روشن و پرامید تغییر دهد. تفاهمنامهای که دشمنان خارجی و بدخواهان داخلی از هر دو سو بر آن تاختند تا نتواند امید را بار دیگر بر این مرز و بوم بازگرداند.
اکنون که از ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ و با آغاز جنگ ۱۲ روزه، کشور بیش از یک سال است در بدترین شرایط جنگی جهانی بهسر میبرد؛ نعمت حضور شخصیتی مانند مسعود پزشکیان در راس قوه اجرایی، برای ایران و ایرانیان آشکارتر از همیشه است. تحمل جنگی تحمیلی با بزرگترین قدرت نظامی و اقتصادی تاریخ کره زمین، سرنوشتی بود که برای او رقم خورده بود. بیگمان، هیچ کشور و هیچ دولتی نمیتوانست در برابر دو قدرت اتمی جهان چنین پراستقامت ظاهر شود و آرزوهای خام آنان را به ناکامیهای تلخشان بدل کند.
امروز ابرقدرت امریکا با تمام وجود دریافته است که دیگر بمب و موشک و انواع و اقسام ناوهای جنگی و هواپیماهای ویرانگر، نمیتواند ارادههای شوم آنان را بر ملت و دولت و قدرت نظامی ایران تحمیل کند. پس هیچ راه و چارهای جز بازگشت به تفاهمنامهای که خردجمعی و عقلانیت شورای عالی امنیت ملی پشتیبان آن است، ندارند. امریکاییان اکنون به نیکی دریافتهاند که در برابر این وفاق و همدلی سیاست اجرایی و قدرت نظامی در کشور هیچ کاری نمیتوانند از پیش ببرند. عقلانیت، مصلحت و سیاست و نیز سرنوشت امروز و آینده مردم ایران، در این زمان، تنها از مسیر تفاهمنامهای میگذرد که محصول خرد و عقلانیت ایرانی است.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































