به گزارش اطلاعات آنلاین، اروین ولش، نویسندهای که سه دهه پیش با رمان جنجالی «تراینسپاتینگ» و روایت عریانش از دنیای اعتیاد به شهرت جهانی رسید، حالا در آستانه هفتادسالگی چهرهای کاملاً متفاوت از خود نشان میدهد. او که زمانی با آثار تاریک و خشنش شناخته میشد، این روزها از لذتهای یوگا، تمرینات تنفسی، نوشیدن چای […]

به گزارش اطلاعات آنلاین، اروین ولش، نویسندهای که سه دهه پیش با رمان جنجالی «تراینسپاتینگ» و روایت عریانش از دنیای اعتیاد به شهرت جهانی رسید، حالا در آستانه هفتادسالگی چهرهای کاملاً متفاوت از خود نشان میدهد. او که زمانی با آثار تاریک و خشنش شناخته میشد، این روزها از لذتهای یوگا، تمرینات تنفسی، نوشیدن چای و کار کردن پشت میزهای ایستاده سخن میگوید. ولش با خندهای از ته دل میگوید: «با توجه به پیشینهام، انتظار میرفت وضعیت ظاهریاش خیلی خرابتر از اینها باشد، اما حالم خوب است!»
ولش مهارت عجیبی در تعیین خط قرمزهای زندگیاش دارد. او در جوانی اعتیاد سنگینی به هروئین داشت؛ دورهای که خودش آن را به «زندگی در دل یک آلبوم موسیقی زیرزمینی» تشبیه میکند. اما وقتی تصمیم به ترک گرفت، به جای کمپهای معمول، با ارادهای پولادین و به روش سنتی مواد را کنار گذاشت. او معتقد است سختترین بخش اعتیاد، جنبه روانی آن است و انسان باید تمام ساختار فکری و واژگان عاطفیاش برای فرار از مشکلات را بازسازی کند.
این روزها انضباط شخصی و تندرستی به بخش جداییناپذیری از زندگی او تبدیل شده است. او بوکس تمرین میکند، پیلاتس و یوگا انجام میدهد و با شرکت در کارگاههای تنفسی، آرامش درونیاش را حفظ میکند. ولش با لبخند میگوید: «حالا بسیار بیشتر از گذشته به آرامشِ ذن رسیدهام.» جالب اینکه او حتی باورهای خداناباورانه مادامالعمر خود را پس از تجربهای روانی کنار گذاشته و اکنون با نگاهی مثبت و پر از هیجان به زندگی و مرگ نگاه میکند.
ولش نویسندهای بسیار پرکار است و سالهاست که رمانهایش را پشت سر هم روانه بازار میکند. او فرآیند نوشتن را به «بازی کودکی که سربازهایش را روی فرش اتاق ردیف میکند» تشبیه میکند. او ماهها از سال را در میامی سپری میکند و میان تمرینات ورزشی، دهها هزار کلمه مینویسد؛ لحظه محبوب او در نویسندگی همان زمانی است که نقطه پایان را میگذارد.
با این حال، نگاه او به دنیای مدرن و تکنولوژی به شدت انتقادی است. ولش سالهاست فضای مجازی را کنار گذاشته و ترجیح میدهد بدون گوشی تلفن همراه از خانه بیرون بزند؛ او این کار را مساوی با حس رهایی مطلق میداند. او معتقد است شبکههای اجتماعی و اینترنت، انسانها را به پلیسِ یکدیگر تبدیل کردهاند و به جای خدمت به بشریت، آزادیهای فردی را به زنجیر کشیدهاند. به همین دلیل است که قاطعانه اعلام کرده «حتی برای کارهای تحقیقاتیام هم هرگز به سراغ هوش مصنوعی نخواهدم رفت.»
بخش دیگری از جذابیت شخصیت ولش، ریشههای خانوادگی و رابطه پرتنش او با مادرش است؛ زنی سرسخت و پیشخدمت که در ابتدا از نویسنده شدن پسرش و آبروریزی کتابهایش به شدت خشمگین بود، اما وقتی کتاب پرفروش شد و پسر برایش پنجرههای دوجداره خرید، کمی آرام گرفت! ولش با حسرتی عمیق از سالهای پایانی عمر مادرش یاد میکند و از چالشهای عاطفی میان آنها میگوید؛ رابطهای که پیش از مرگ مادر در سال ۲۰۲۳، با گفتگوهای عمیق و تسویه حسابهای عاطفی به صلح رسید.
ولش دیگر برای خودش جشن تولد نمیگیرد؛ او از سیسالگی شمارش سن را متوقف کرد و اصلاً علاقهای ندارد خودش را درگیر اعداد و ارقام کند. او با طنز همیشگیاش میگوید وقتی جوانان در جلسات ادبی از دیدن او شگفتزده میشوند، با خنده جوابشان را میدهد. او بیشک نمونهای از یک انسان تحولیافته است؛ کسی که از تاریکترین اعماق اعتیاد و طغیان عبور کرده و حالا در پختگی سنین سالخوردگی، ترکیبی از انضباط سختگیرانه، طنز گزنده و آرامشی کمنظیر را به نمایش میگذارد.
اروین ولش در این مصاحبه همچنین از انتشار جدیدترین رمان خود با عنوان «آیا چیزی نمیتواند ما را نجات دهد؟» (خبر داد. این کتاب که توسط انتشارات «جاناتان کیپ» چاپ میشود، قرار است ۱۳ اوت ۲۰۲۶ (۲۲ مرداد) روانه بازار کتاب شود. ولش در این رمان چندنسلی و پرکشش که در گرمای سوزان لاس وگاس روایت میشود، با همان نگاه واقعبینانه و طنز گزندهاش، به نقد جامعه ایالات متحده در دوران ترامپ، بحرانهای مدرن و سرخوردگی شهروندان از ساختارهای سیاسی و دموکراسی پرداخته است.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































