مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: حذف چهرۀ پرسشکننده از گزارش تصویری رییس جمهور پزشکیان و طرح موضوعاتی به نسبت متفاوت با ادبیات کلیشهای و ایدیولوژیک مجریان صدا و سیما را شاید بتوان بارزترین ویژگی مصاحبۀ تازه منتشر شده دانست البته اگر اطلاق عنوان گفتوگو بر آن درست باشد. چرا که صحنه به گونهای چیده شده […]

مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: حذف چهرۀ پرسشکننده از گزارش تصویری رییس جمهور پزشکیان و طرح موضوعاتی به نسبت متفاوت با ادبیات کلیشهای و ایدیولوژیک مجریان صدا و سیما را شاید بتوان بارزترین ویژگی مصاحبۀ تازه منتشر شده دانست البته اگر اطلاق عنوان گفتوگو بر آن درست باشد.
چرا که صحنه به گونهای چیده شده بود که انگار مصاحبهکنندهای در کار نیست و رییس جمهوری چشم در دوربین و مستقیما با مردم سخن میگوید که هر چند در دوران مهندس بازرگان و مهندس موسوی سابقه داشت اما با توجه به تغییر رویه در دهههای بعد طعنهای آشکار است به رویکرد کنونی صداوسیما که از فرم یک رسانۀ رسمی و ملی خارج شده و موضع آن در قبال پایان جنگ و یادداشت تفاهم نه تنها با رییس جمهوری و اکثریت مردم (طالب صلح و زندگی) متفاوت است.
کما این که ترجیح میدهند بیاعتنا به رأی ۱۲ عضو از ۱۳ عضو شورای عالی امنیت ملی تنها همان یک رأی مخالف را بازتاب دهند که از آنِ برادر مرد شمارۀ دو صداوسیماست!
تا جایی که ماندن یا نماندن او در دورۀ بعدی صدا و سیما مهم ترین نشانه دربارۀ تغییر رویکرد در این سازمان که حتی در سطح کلان تلقی خواهد شد. مدیریتی که رسانۀ رسمی با بودجه ۴۰ هزار میلیارد تومانی را به ارگان تصویری جماعتی تبدیل کرده که در هیچ انتخابات رقابتی و مشارکتی قادر به جذب اکثریت آرا نیستند و تلویزیون را به جعبۀ ملالآوری تبدیل کرده اند که از صبح تا شب و در تمام شبکههای آن یا دارند شعار میدهند یا نصیحت میکنند یا هل من مبارز میطلبند یا تحلیلهایی ارایه میدهند که انگار تنها برای مخاطب خاص و حامی تولید شده است.
با این مقدمۀ طولانی و نفسگیر شروع کردم تا بگویم نخستین نکته از اولین بخش گزارش مسعود پزشکیان به مردم در دومین سالگرد انتخاب به عنوان رییس جمهوری ایران و در فضای پسا جنگ ۴۰ روزه، قبل از محتوا فرم آن است که به جای مجریان پرگو با ادبیات اقلیت و مخالف گفتمان صلح ترجیح داد با مرد نامرئی گفتوگو کند و در واقع رو به مردم و نقش مصاحبهکنندۀ نادیده هم این بود که از حالت سخنرانی و یکنواختی به درآورَد و در این فقرۀ آخر البته تا حد زیادی از عهده برآمد. هر چند در جایی مانند اشاره به گرم بودن محیط کمی تصنعی بود چون پزشکیان انگار منتظر بود تا بحث صرفه جویی در انرژی را با عدد و رقم پیش کشد.
به بیان دیگر با این فرم میخواستند نشان دهند ادبیات مرد صلح و مدارا و ترک مخاصمه با مجریان صدا و سیمای مخالف یادداشت تفاهم از زمین تا آسمان متفاوت است؛ تلویزیونی که بر جنگ ۴۰ روزه نقطۀ پایان نگذاشته و شمارشگر آن در گوشۀ قاب ادامه میدهد در حالی که در نگاه دولت پزشکیان جنگ در ۱۹ فروردین متوقف شده و در ۲۷ یا ۲۸ خرداد یادداشت تفاهم امضا کردهایم هرچند طرف آمریکایی از ۱۹ تیر به بعد با نقض بندهایی از آن و به بهانۀ شلیک به کشتیهای عبور کننده از کریدور جنوبی زد و خوردهایی را شروع کردهاند که به رغم خسارت و شهادت هممیهنان در جنوب هنوز عنوان کلی جنگ به مفهوم آن ۴۰ روز برای آن به کار نمیرود.
با این همه وقتی به یاد آوریم که دو روز دیگر به عنوان روز خبرنگار نامگذاری شده آنگاه این پرسش شکل می گیرد که از میان این همه چهرۀ رسانهای یکی نبود تا در مقابل آقای پزشکیان بنشیند؟
هر چند می توانند بگویند مجری صدا و سیما حذف شد تا مخاطب بداند این یک گفتوگوی تلویزیونی مانند دوران محمود احمدینژاد یا مرحوم ابراهیم رییسی نیست که در اولی مرتضی حیدری دل میداد و قلوه میگرفت و در دومی چون رییس جمهوری سابق گفتمان اختصاصی نداشت و بیشتر عین مواضع رسمی و قبلا شنیده شده را گاه با همان الفاظ تکرار میکرد مجری آن قدر سؤالات را کش میداد تا وقت برنامه را پر کند و گاه پیشاپیش پاسخ را در سؤال میگنجاند تا مرحوم رییسی با مشکل روبه نشود.
پخش همزمان از رسانههای مجازی هم از شکست انحصار صدا و سیما حکایت می کرد و مجال سانسور را از آنان میستاند؛ کاری که با مصاحبۀ آقای قالیباف انجام دادند و فرماندهندۀ آن جایگاه خود را از دست داد.
این گزارش همچنین به این خاطر اهمیت یافت که در فضای پس از بیانیۀ هیأت رییسۀ مجلس خبرگان و ویدیوی محمد باقر خرازی منتشر شد.
در اولی اعضای هیأت رییسه مجلسی که کار آن انتخاب و عزل رهبری و نظارت بر تداوم شرایط بر منتخب خود است همچون احزاب سیاسی موضع گرفته و در بیانیه خود چنان موضع گرفتند که انگار عالیترین مقامات کشور که در قالب شورای عالی امنیت ملی با تفاهم و پایان جنگ موافقت کردند در مقابل رهبری جدید نظام ایستادهاند و مدام آنان را به تبیعت از ایشان فراخواندهاند حال آن که به تصریح رییس جمهور پزشیکیان آیتالله سید مجتبی خامنهای که مطابق قانون اساسی مسؤولیت اعلان جنگ و صلح را دارد این اختیار را به رأی سه چهارم اعضای شورای عالی امنیت ملی واگذار کرده بود با این شرط که نظامیان حاضر هم رأی دهند و از جمع ۱۳ عضو ۱۲ تن از آنان که نسبتی فراتر از سه چهارم اعضاست موافقت کردند و در پی آن رییس جمهوری که رییس این شورا هم هست تفاهمنامه را امضا کرد و وقتی امضای او کنار امضای دونالد ترامپ نشست برخی برآشفتند حال آن که اگر دشمنی و تخاصم نبود که نیاز به میانجی و توافق بر سر بندهای مشخص نبود و این همان ترامپ است که در سال ۹۷ امضای خود را برای خروج از برجام به نمایش گذاشته بود.
در بیانیۀ هیأت رییسه به عنوان مهمترین صدای مخالف توافق در داخل نظام (بعد از صدا وسیما که خود را قوهای جدا از سه قوه و نیروهای مسلح میداند) انگار نه انگار که دولتی هست که رییس آن با رأی ۱۷ میلیون نفر در دو سال قبل بر سر کار آمده و انگار نه انگار که مجلسی هست که رییس آن مسؤولیت تیم مذاکره کننده را بر عهده دارد و باز انگار نه انگار که نهادی به نام شورای عالی امنیت ملی مرکب از مقامات ارشد سیاسی و نظامی و اقتصادی چنین تصمیمی گرفتهاند. بلکه به شکلی آشکار بر ضرورت تداوم جنگ تأکید کرده و هر انگارۀ دیگر را سادهانگارانه دانستهاند؛ هر قدر بستن تنگه برای باورداران به دیپلماسی و صلح ابزار است نزد دیگران حیثیتی و مقدس شده.
تنها دو روز بعد از آن بیانیه و ساعاتی قبل از انتشار گفتوگوی تصویری رییس جمهوری کنونی، سخنان رییس جمهوری پیشین پخش شد که هملباس همین اعضای هیأت رییسۀ خبرگان و سالها عضو آن مجلس بوده است. آقای روحانی از کسانی گفت که طالب ادامۀ جنگاند با این توجیه ایدیولوژیک که به ظهور امام زمان بینجامد در حالی که او تصریح کرد تصمیم گیر ادامه یا پایان جنگ، ملت است و همین تعبیر را اصول گرایانی نپسندیدند.
شماری از معممین در سالهای مبارزه پیش از انقلاب در توجیه دخالت نکردن در نهضت امام خمینی خود را منتظر ظهور امام دوازدهم معرفی میکردند و به همین خاطر گروهی با عنوان روحانیت مبارز شکل گرفت تا تفاوت نگاه خود را با آنان نشان دهد و اکنون یکی از همان روحانیون مبارز که هشت سال رییس جمهوری ایران بوده از آنانی میگوید که خواستار استمرار جنگاند با این توجیه که باید به ظهور امام زمان منجر شود.
با این توضیحات روشن میشود که چرا گزارش تصویری مسعود پزشکیان اهمیت دارد؛ به این خاطر که برخی نه تنها دولت را انکار یا تحقیر میکنند که سعی دارند نهادی چون شورای عالی امنیت ملی را نفی کنند که حالا با رییس خود ( رییس جمهوری) بیشتر شناخته است تا با دبیری که چون هنوز به عنوان نمایندۀ رهبری منصوب نشده یکی از آن ۱۳ رأی دهنده نیست.
بیانیۀ تند اعضای هیأت رییسۀ خبرگان در واقع در واکنش به پیام های رییس جمهور پزشکیان صادر شد که در آن از تفاهم نامه به عنوان مرکز ثقل روابط خارجی در آینده سخن گفت تا توافق تازه بر سر تنگۀ هرمز را تسهیل کند.
او به دنبال رفع محاصرۀ دریایی با هدف فروش نفت و کسب درآمد است و نگاه ابزاری به تنگۀ هرمز دارد ولی منتقدان با تقدیس و حیصیتی کردن تنگه خواستار بسته بودن دایم آن تا نابودی آمریکا هستند و جالب این که هم زمان از وضعیت اقتصادی و معیشتی هم مینالند و انتظار دارند دولت با تنگۀ بسته و در محاصرۀ دریایی با اجی مجی لاترجی کشور را اداره کند حال آن که در تأمین وجه کالابرگ و پرداخت حقوق استادان دانشگاه هم دچار مشکل شده است.
فارغ از فرم در بخش اول تصریح پزشکیان بر این که ایرا پن را همۀ مردم نگاه داشته اند و مردم یعنی همه و نه فقط آنان که در خیابان حضور دارند اهمیت دارد و نیز نفی انتساب برخی مواضع به رهبری نظام و این که آنچه او از شخصیت رهبر جدید دیده با ادعای آنان تطابقی ندارد.
البته مشخص نیست این گفت و گو بعد از ادعاهای محمد باقر خرازی ضبط شده یا قبل از آن. معمم تندخویی که گفته بود پزشکیان ۲۸ بار استعفا کرده و آقا مجتبی گفته اگر یک بار دیگر استعفا کند این بار خواهد پذیرفت؛ ادعایی که هم مشاوران رییس جمهوری و هم دفتر رهبری به سرعت تکذیب کردند.
خود آقای پزشکیان هم گفته اگر بخواهد استعفا کند نه در خفا که علنی این کار را می کند ولی استعفا نخواهد داد و خواهد ایستاد.
این بخش البته هنوز پخش نشده اما تیزر آن با توجه به ویدیوی باقر خرازی مورد توجه قرار گرفت.
ابراز ناخرسندی رییس جمهوری از وقایع دی ماه هم مهم بود و این که مطابق ادبیات صدا و سیما از تعبیر “کودتا” یا “شبه کودتا” استفاده نکرد و احتمالا کیهان سرزنش خواهد کرد و به جای آن شعر سعدی در بوستان را خواند البته بی اشاره به نام شاعر:
حقیقت سرایی است آراسته/ هوا و هوس گرد برخاسته/ نبینی که جایی که برخاست گَرد/ نبیند نظر گرچه بیناست مرد…
این را در توجیه نوع برخورد با معترضان در دی ماه گفت و این که امکان تفکیک مردم ” از کسانی که ترامپ نامرد هم گفت به آنان کمک کرده بود” نبوده است:
“خود ترامپ نامرد هم صریحا گفت که این افراد را مسلح کرده و از آنهاپشتیبانی میکردهاند؛ بنابراین روشن بود که چه هدفی داشتند. با این حال، عدهای از افراد بیگناه نیز در میان آنها قرار گرفته بودند. واقعیت این است که ما مشکلاتی داشتیم و همچنان هم داریم. عدهای بهحق مشکلات خود را مطرح میکردند، اما گروهی دیگر میخواستند از این فضا برای تحقق نیتهای شوم و پلید خود استفاده کنند و همین مسئله باعث شد روند درهم آمیخته شود” و آن شعر را در اینجا آورد: حقیقت سرایی است آراسته….
در ادامه هم گفت: “وقتی یک اعتراض به شورش تبدیل میشود، دیگر تشخیص دوست و دشمن آسان نیست و روند به نقطهای میرسد که حوادث سختی رخ میدهد.”
با این حال باز از به کارگیری کلماتی چون کودتا یا شبه کودتا خودداری ورزید.
صحبت از خودداری شد خالی از لطف نیست که در این گفت و گو باز سراغ تعریف خود از “تقوا” رفت و در حالی که این تعبیر را به معنی ” خود داری” یا ” خود نگه داری” یا ترمز درونی می شناسیم و دکتر سروش معادل “شرم” را برای آن مناسب می داند آقای پزشکیان اصرار دارد بگوید تقوا یعنی حرکت بدون خطا در حالی که انسان با خطا شناخته می شود و کل زندگی آزمون و خطاست و آدم ابوالبشر هم اگر خطا نکرده بود به زمین نمی آمد و اگر در تربیت فرزند هم خطا نداشت یک پسر او برادر خود را نمی کشت و پزشکیان هم چنان می گوید: تقوا یعنی حرکت بدون خطا و البته منظور او از این تعریف این است که هر که کار خود را درست انجام بدهد باتقواست و تقوا به ظاهر نیست و چون خود پزشک است این مثال را می آورد که پزشکی بدون تظاهر دینی که در درمان بیماران بی توقع مادی می کوشد باتقواتر است از پزشک مدعی با ظاهر دینی که بیمار از او ناراضی است اما همین را در آن قالب ریخته و مدام تکرار می کند: تقوا یعنی حرکت بدون خطا. در حالی که می تواند بگوید تقوا یعنی انجام مسؤولیت حرفه ای و خدمت به دیگران و به تعبیر دکتر مهرآیین زیست اجتماعی و باور به این که انسان “دیگرآوا”ست یعنی یک پزشک باید به یاد داشته باشد بیمار او که مبلغ کلانی به خاطر درمان و جراحی مطالبه کرده عضو دیگر همین جامعه است که صبح نان دست پخت او را خورده یا معلم فرزند اوست و به هر رو رییس جمهور پزشک ما اصرار دارد بگوید تقوا یعنی حرکت بدون خطا.
در فضایی که سیاست در ایران به دو قطبی جنگ و صلح تقسیم شده و کسانی چون اعضای هیأت رییسۀ مجلس خبرگان و صدا و سیما و کیهان با تفسیر خود از تعبیر “علی الاصول نظر دیگری داشتم” عالی ترین مقامات را بی توجه به رهنمود رهبری معرفی می کنند و وظیفۀ آنی و آتی همه را انتقام و آوردن سر ترامپ و نه مذاکره بر سر تنگه می دانند حضور مسعود پزشکیان مغتنم است خاصه در مقام رییس شورای عالی امنیت ملی که عالی ترین مقامات بیرون دولت و خاصه نظامیان را همراه کرده است و رییس همان مجلسی که تندروهایی هم عضو آن اند رییس تیم مذاکره است و بحث مذاکره و توافق اساسا از اختیار و حیطۀ مجلس خبرگان خارج است و برخی تمام همت خود را صرف آن کرده اند تا پزشکیان را از چشم رهبری کنونی بیندازند در حالی که مهم ترین حامی او در دوران رهبری شهید خود ایشان بود ولو باقر خرازی دکتر علیرضا مرندی را لعنت کند که بع عنوان پزشک رهبری نزد ایشان وساطت کرد تا صلاحیت پزشکیان تأیید شود؛ هم او که به عنوان وزیر بهداشت دولت هاشمی رفسنجانی، مشعود پزشکیان را به ریاست دانشگاه علوم پزشکی رساند و بعد از آن در دولت اول خاتمی معاون وزیر بهداشت و سپس در دولت دوم وزیر بهداشت شد و در پی آن هر دوره بر کرسی نمایندگی تبریز در مجلس نشست.
کوتاه و صریح میتوان گفت گزارش مستقیم به مردم و در گفت و گو با مرد نامرئی به جای سر و کله زدن با مجریانی که به مفهوم فنی کلمه خبرنگار و رسانه ای و مستقل نیستند و تازگی ها کارشناس دیپلماسی شده اند و از استودیو خودشان یا از زبان کارشناسان “خوش چشم”شان دستور حمله صادر میکنند حاوی این پیام اطمینان بخش بود که دولتی بر سر کار است و رییس جمهوری که محدود به تعریف آقای قالیباف از دولت (میدان خدمت) هم نیست و در قالب شورای عالی امنیت ملی سیاست ورزی و تصمیم سازی هم می کند.
پیام روشن مسعود پزشکیان این بود: من هستم. به دو معنی: یکی در پاسخ به امثال هیأت رییسۀ خبرگان و کیهان و صدا و سیما و باقر خرازی که سعی دارند او را نادیده بگیرند و او را بیرون دایره یا مدار توصیف کنند و دیگری به این معنی که قصد استعفا و کناره گیری ندارد چندان که برادر داماد مرحوم رییسی توصیه کرده بود مردم اعتراض یا تحصن کنند چون مثل مهندس بازرگان ترسو است.
البته در صفاتی مثل مهندس بازرگان است اما نه در ترسی که نه بازرگان داشت و نه پزشکیان دارد. بلکه در اخلاق و شرافت حرفهای و سلامت مالی و هنوز دو وزیر دولت او درگیر پروندههایی چون چای دبش نشدهاند اگرچه از احیای ماهانه هزار کارخانه -منتها روی کاغذ- عاجز است و درگیر تأمین وجه کالابرگ است.
آنجا که از بمباران و زخمی شدن در جنگ ۱۲ روزه و دیدار با رهبر شهید با همان جامۀ خاک آلود زانوی مجروح شد هم شاید میخواست به آن جوان بگوید ترسو نیست همان گونه که مهندس بازرگان نبود.
هم تلاش بازرگان برای ختم جنگ بعد از بازپس گیری بندر خرمشهر و سپس در پی صدور قطعنامه ۵۹۸ در سال ۱۳۶۶ از سر ترس نبود و هم تلاش پزشکیان برای ترک مخاصمه بر اساس یادداشت تفاهم از سر ترس نیست و اتفاقا از این برچسب ها نمیترسد چه در بیانیه چند عضو خبرگان بیاید، چه بر زبان برادر داماد مرحوم رییس جمهور سابق یا فلان مجری و مداح بنشیند و چه در یادداشت فلان روزنامۀ پرخاشگر جلوه کند.
این پزشکیان نه آن پزشکیان اوایل ریاست جمهوری است که دایرۀ وفاق را تا می توانست گسترش می داد چرا که حالا از برخی به عنوان خناسان یاد می کند و نه حتی پزشکیان اوایل بعد از شروع جنگ که در موقعیتی قرار گرفته بود که هرگز پیش بینی نمی کرد.
پزشکیان پسا توافق با گفتمان صلح و مدارا و ترک مخاصمه هم به پایان محاصره دریایی و بهبود معیشت هم میاندیشد و هم میداند از آن ۵ کار مهم که ۴ فقره را ولو نصفو نیمه انجام داده یکی باقی مانده و باید انجام دهد.
آن چهار مورد حجاب اجباری و اینترنت و مذاکره و گزینش بود و این پنجمی تغییر رویکرد صدا و سیماست ولو نصب و عزل رییس آن در اختیار او نباشد و عجالتا ترجیح می دهد با مرد نامرئی گفت و گو کند و با مجریان گوش به فرمان جبلی و جلیلی نه!
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































