به گزارش اطلاعات آنلاین، در یادداشت میتو گولد برای نشنال آمده است: «کمی پس از اینکه در سال ۲۰۰۳ به عنوان معاون سفیر بریتانیا وارد ایران شدم، آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، در نماز جمعه دانشگاه تهران خطبهای ایراد کرد که در آن بریتانیا به شکلی برجسته حضور داشت. او با لحنی تند به […]

به گزارش اطلاعات آنلاین، در یادداشت میتو گولد برای نشنال آمده است:
«کمی پس از اینکه در سال ۲۰۰۳ به عنوان معاون سفیر بریتانیا وارد ایران شدم، آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، در نماز جمعه دانشگاه تهران خطبهای ایراد کرد که در آن بریتانیا به شکلی برجسته حضور داشت. او با لحنی تند به کشور من حمله کرد و ما را مسئول بیشتر مشکلات منطقه دانست.
من گیج شده بودم. بریتانیا و ایران – در آن روزهای شادتر – در تلاش برای ایجاد روابط گرمتر بودند. نمیتوانستم بفهمم چرا چنین اتفاقی رخ داده است. بنابراین به دیدن رئیس یک اندیشکده مرتبط با دفتر رهبری، در ساختمانی شیک در شمال تهران خنک و سرسبز در دامنههای پایینتر کوه توچال رفتم.
او از حماقت آشکار من متحیر شد. من پیام آیتالله را کاملاً اشتباه فهمیده بودم. من نباید روی چیزهایی که آقای خامنهای گفته بود تمرکز میکردم، بلکه باید روی چیزهای حتی شدیدتر که نگفته بود متمرکز میشدم. بنابراین من درسی ابتدایی گرفتم درباره روشهای پیچیده و ظریفی که ایران با آنها عمل و ارتباط برقرار میکند.
ایران ممکن است نسبت به کسانی که در سراسر خلیج فارس هدف حملات پهپادها و موشکهایش قرار دارند، احساس ظرافت نکند. حملات ایران برای همسایگانش مانند تشدید بیفکرانه تنش، حمله و اقدامات یک قلدر به نظر رسیده، اما مثل همیشه، در اقدامات ایران روشی وجود دارد و تشخیص آن روش برای یافتن بهترین پاسخ حیاتی است.
در اصل، دکترین «تشدید افقی» ایران، نقطه مقابل عجله برای جنگ تمامعیار است. بلکه، راهی است برای ایران تا وسعت درگیری را به گونهای گسترش دهد که از نقاط قوت خود استفاده کند، از تشدید مستقیم درگیری علیه نیروهای آمریکایی بپرهیزد، در برابر یک دشمن قدرتمندتر آبروداری کند و – از همه مهمتر – اهرمهایی ایجاد کند که میتوانند در مذاکرات ناگزیری که ما را به صلح بازمیگرداند، به امتیاز تبدیل شوند.
تصور کنید اگر ایران درگیری را فقط به یک جنگ مستقیم با آمریکا و اسرائیل محدود میکرد، کجا بودیم. از دیدگاه تهران، این رژیم با مخالفان قویتر خود طبق شرایط دشمنانش میجنگد و تشدید تنش، آن را به شکستی فزاینده و بدتر سوق میدهد. ایران هیچ اهرمی نخواهد داشت که بتوان آن را به طور ایمن تنظیم یا معامله کرد. مذاکره بر روی تعداد کمی از مسائل دوگانه – مانند برچیدن سانتریفیوژهای هستهای – متمرکز خواهد بود که هر نتیجهای مانند یک باخت مستقیم به نظر میرسد.
در عوض، تهران با مسدود کردن کشتیرانی در تنگه هرمز، وادار کردن متحدان حوثی خود به انجام همین کار در تنگه باب المندب، حمله مستقیم و از طریق نیروهای نیابتی به همسایگان خود در خلیج فارس و در نتیجه گسترش درگیری از نظر جغرافیایی و در سراسر حوزهها، موقعیت مذاکره خود را به طرز چشمگیری بهبود بخشیده است.
در نتیجه این اقدامات ظاهراً تشدیدکننده، تهران مجموعهای از اهرمهای جدید دارد که هم برگشتپذیرند و هم قابل معامله. با انتقال بار درد به اشخاص ثالث، بر دشمنان قویتر خود اهرم ایجاد کرده است. این کشور با دادن این توانایی به خود که اقدامات مختلف خود را در ازای امتیازات خاص، مانند آزادسازی داراییهای مسدود یا اعطای معافیت از صادرات نفت، کاهش دهد، یک راه خروج دیپلماتیک ایجاد کرده است. همچنین پتانسیل مذاکرهای ایجاد کرده که میتواند در داخل کشور به عنوان یک پیروزی تحت فشار، نه یک تحقیر، تلقی شود.
این رویکرد برای کسانی که ایران را میشناسند، تعجبآور نیست، حتی اگر مقیاس و سرعت آن شوکهکننده بوده باشد. در دهه ۱۹۸۰، در طول جنگ ایران و عراق، ایران با مینگذاری آبهای بینالمللی و حمله به تانکرهای نفتی غیرنظامی در تنگه هرمز، به حملات عراق به تأسیسات نفتی و کشتیرانی خود پاسخ داد. این کشور گروگانهایی را که نیروهای نیابتیاش در لبنان گرفته بودند، معامله کرد تا در جریان ماجرای ایران-کنترا از ایالات متحده اسلحه دریافت کند.
نکته کلیدی برای کسانی که با تشدید تنش از سوی ایران سروکار دارند، این است که بفهمند آیا این کار را تاکتیکی انجام میدهند تا اهرم مذاکره ایجاد کنند، یا راهبردی، زیرا معتقدند در حال جنگ برای موجودیت خود هستند. در این مورد، نشانههایی از رفتار فعلی ایران وجود دارد. آنها کانالهای مخفی را باز نگه میدارند و بر آمادگی خود برای معکوس کردن اقدامات در صورت برآورده شدن شرایطشان تأکید میکنند، نه اینکه وضعیتهای نهایی غیرقابل مذاکره را اعلام کنند.
بسیاری از اقدامات آنها از طریق نیروهای نیابتی یا اقدامات نامشخص در منطقه خاکستری است، نه اقدامات آشکار و افراطی دولتی که با هدف تغییر دائمی توازن قدرت انجام میشود. گرچه عمیقاً نامطلوب است، اما اقدامات آنها تا حد زیادی کنترلشده و تدریجی بوده و برای آزمایش آستانه واکنش و امکان کالیبراسیون طراحی شده است.
این رژیمی نیست که سعی در پیروزی در یک جنگ برای موجودیت خود داشته باشد. این رژیمی است که میخواهد دست خود را برای راهحل اجتنابناپذیر مذاکرهشده تقویت کند، به خود اهرم بدهد و به مذاکرهکنندگانش اجازه دهد معاملهای انجام دهند که آبروی هر دو طرف حفظ شود.
داستان آخر، برگشتیم به دانشگاه تهران برای نماز جمعه. این بار خودم آنجا بودم، روی فرشی نشسته بودم که دهها هزار مرد وفادار به حکومت دورش را گرفته بودند و شعار «مرگ بر انگلیس» سر میدادند. بعد از یکی از این شعارها، چند نفر رو به من کردند و پرسیدند اهل کجا هستم. وقتی جواب دادم «انگلیس»، چهرههایشان روشن شد و مرا برای قهوه به خانهشان دعوت کردند. مردم ایران همچنان به فرهنگ مهماننوازی و گرمی وفادارند و شایسته بهتر از این هستند.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































