به گزارش پایگاه خبری تحلیلی زیرنویس، ابراهیم پشت‌کوهی؛ نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر در بخشی از یادداشتی با عنوان «اولین دیدار من با بیضایی» به بهانه درگذشت بهرام بیضایی (۵ دی ۱۳۱۷- ۵ دی ۱۴۰۴) چنین آورده بودید: «بعد از ۲۸ سال، برای اولین‌بار در کارنامه تئاتری‌ام از یک نمایشنامه ایرانی اقتباس کردم. تصمیم داشتم روز […]

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی زیرنویس، ابراهیم پشت‌کوهی؛ نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر در بخشی از یادداشتی با عنوان «اولین دیدار من با بیضایی» به بهانه درگذشت بهرام بیضایی (۵ دی ۱۳۱۷- ۵ دی ۱۴۰۴) چنین آورده بودید: «بعد از ۲۸ سال، برای اولین‌بار در کارنامه تئاتری‌ام از یک نمایشنامه ایرانی اقتباس کردم. تصمیم داشتم روز افتتاحیه با او تماس بگیرم اما او رفت و نگاه من به «مرگ یزدگرد» ندید.»

اگر اشرف غنی، نه سوار بر هلی‌کوپر که پای پیاده از کاخ ریاست‌جمهوری رو به سوی حاشیه کابل فرار کرده باشد، چه؟

پشت‌کوهی که این شب‌ها نمایش «مرگ اشرف غنی»؛ اقتباسی آزاد از «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی را روی صحنه تئاتر خصوصی «تماشاخانه هیلاج» اجرا می‌کند در گفت‌وگو با زیرنویس در پاسخ به این پرسش که «چه شد که تصمیم به اقتباس از «مرگ یزدگرد» (۱۳۵۸) بهرام بیضایی گرفتید؟» می‌گوید: «من همچنان، به دلایل گوناگون، بر این عقیده‌ام که نمایشنامه «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی، بهترین نمایشنامه فارسی موجود است. طبیعتا شرح کامل این دلایل در بحث امروز ما نمی‌گنجد. پس تنها اشاره می‌کنم که نوع روایت، عدم قطعیت، چندصدایی، مواجهه خلاقانه با تاریخ، زبان و… ازجمله دلایلی است که مرا به این عقیده رسانده است. به اولین‌باری که در کارنامه تئاتری‌ام، پس از ۲۸ سال، به اقتباس از نمایشنامه‌ای ایرانی دست زده‌ام اشاره کردید. احتمالا می‌دانید که در طول تمام این سال‌ها، بیشترین مواجهه من با نمایشنامه‌های ویلیام شکسپیر بوده است. با این حال، «مرگ یزدگرد» را به دلایلی که اشاره کردم همواره در گوشه ذهن داشتم. در سال‌ سقوط کابل (۲۴ مرداد ۱۴۰۰- ۱۵ اوت ۲۰۲۱)، شکست اشرف غنی از طالبان و فرار او از کاخ ریاست‌جمهوری، بیش از هر چیز برای من تداعی‌کننده شکست یزدگرد، آخرین پادشاه ساسانی در جنگ با اعراب و پناه گرفتنش در آسیابی بود که داستان نمایشنامه بهرام بیضایی در آن‌جا می‌گذرد. پس با گرته‌برداری از بهرام بیضایی در «مرگ یزدگرد»، از خود پرسیدم اگر اشرف غنی، نه آن‌طور که در خبرها بود با چمدان‌هایی در دست و سوار بر هلی‌کوپر که پای پیاده از کاخ ریاست‌جمهوری رو به سوی حاشیه کابل فرار کرده باشد، چه؟ اگر در خانه‌ای در حاشیه کابل پناه گرفته باشد، چه؟ برای ساکنان آن خانه چه اتفاقی می‌افتد؟ و….» 

او تصریح می‌کند: «این در ذهن من بود تا باب آشنایی با دوستانی که هم‌اکنون در «مرگ اشرف غنی» می‌بینید؛ مهدی طوفانی (تهیه‌کننده)، مجتبی خاوری و عرفان مبینی (گروه موسیقی موهان‌بند)، فرشته محمدی و آرزو غلامی (بازیگر) و دیگر دوستان باز شد. با توجه به این که طرح اولیه نمایشنامه و نوع روایت را از مدت‌ها پیش در ذهن داشتم با طی کردن پروسه‌ای که بیش از یک سال از شروع آن می‌گذرد، توانستیم نمایشی را روی صحنه ببریم که امروز در تماشاخانه هیلاج می‌بینید.» 

متن کامل این گفت‌وگو را اینجا بخوانید. 

اگر اشرف غنی، نه سوار بر هلی‌کوپر که پای پیاده از کاخ ریاست‌جمهوری رو به سوی حاشیه کابل فرار کرده باشد، چه؟

۲۴۲۲۴۲

منبع خبر: خـبرآنلاین

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید