به گزارش اطلاعات انلاین، از هر فرهنگ و ملیتی که سخن بگوییم پرداختن به مضامین وطنی در آثار هنری، همواره جذاب و کنجکاویبرانگیز بوده است. «سرزمین» در هنر فقط یک جغرافیا نیست بلکه خاطرهای مشترک، هویتی جمعی و بخشی از معنای بودن انسان است. به همین دلیل دفاع از میهن و روایت قهرمانانی که برای […]
به گزارش اطلاعات انلاین، از هر فرهنگ و ملیتی که سخن بگوییم پرداختن به مضامین وطنی در آثار هنری، همواره جذاب و کنجکاویبرانگیز بوده است. «سرزمین» در هنر فقط یک جغرافیا نیست بلکه خاطرهای مشترک، هویتی جمعی و بخشی از معنای بودن انسان است. به همین دلیل دفاع از میهن و روایت قهرمانانی که برای حفظ آن ایستادهاند از جمله موضوعاتی است که فیلمسازان، نویسندگان و هنرمندان در دورههای مختلف به سراغ آن رفتهاند. شاید به همین دلیل است که بسیاری از ماندگارترین آثار سینمای جهان بهگونهای مستقیم یا غیرمستقیم، درباره ایستادگی، فداکاری و حراست از سرزمین و مردمی هستند که قهرمان داستان به آنها تعلق دارد.
در ایران نیز این مضمون سابقهای طولانی دارد. سینما و تلویزیون بارها به سراغ روایتهایی رفتهاند که در آن «ایران» نه صرفاً یک مکان، بلکه انگیزهای برای ایستادگی و فداکاری است. بهخصوص پس از جنگ تحمیلی توجه به این جنس از روایتها افزایش یافت و آثاری شکل گرفتند که بعدها به بخشی از خاطرات جمعی چند نسل از ایرانیان تبدیل شدند. قهرمانانی که در این آثار تصویر شدند، لزوماً شخصیتهایی تاریخی نبودند گاهی یک سرباز گمنام، یک مادر، یک نوجوان یا انسانی معمولی بودند که در لحظهای حساس تصمیمی بزرگ میگرفت و از خود فراتر میرفت.
به نظر میرسد در هر بزنگاه تاریخی که مفهوم امنیت، تمامیت ارضی و هویت ملی بیش از گذشته در معرض توجه قرار میگیرد میل به بازنمایی این مضامین نیز در هنر شدت مییابد. آثار تولیدشده پس از جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه نیز از همین منظر قابل بررسی هستند.
در همین مسیر بنیاد مکتب حاجقاسم نیز با تولید انیمیشن کوتاه «سرباز» به سراغ ایدهای قابل توجه رفته است یعنی پیوند میان قهرمانان اسطورهای، تاریخی و معاصر ایران. «سرباز» روایتی است که رستم و آرش کمانگیر را در کنار چهرههایی چون میرزاکوچکخان و سردار قاسم سلیمانی قرار میدهد شخصیتهایی متعلق به دورههای متفاوت اما برخوردار از یک نقطه اشتراک؛ ایستادگی برای ایران.
داستان انیمیشن که به تازگی از فیلیمو پخش شده است با حمله موجوداتی ناشناخته به یک شهر آغاز میشود دشمنانی که با خشونت وارد شهر شده، آن را به خاک و خون میکشند و جان ساکنانش را تهدید میکنند. در چنین موقعیتی قهرمانان یکی پس از دیگری وارد میدان میشوند. آنها اگرچه از نظر زمان شخصیت و جهان زیستی با یکدیگر فاصله دارند اما در برابر یک تهدید مشترک کنار هم قرار میگیرند و برای نجات مردم و پاک کردن شهر از وجود دشمنان از جان خود میگذرند.
اهمیت «سرباز» بیش از آنکه صرفاً در روایت یک نبرد خلاصه شود در تلاشی است که برای ساختن یک زنجیره تاریخی از قهرمانی انجام میدهد زنجیرهای که در آن رستم، آرش، میرزاکوچکخان و سردار سلیمانی هرکدام نمادی از یک دوره و یک شکل از مقاومت هستند. کنار هم قرار گرفتن این شخصیتها میخواهد بگوید که مفهوم دفاع از ایران محدود به یک زمان، یک نسل یا یک شخصیت نیست بلکه روایتی ممتد است که در حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان ادامه پیدا کرده است. شاید پیام اصلی اثر این باشد که ایران در هر دوره قهرمانان خود را داشته و آنچه این چهرهها را به یکدیگر نزدیک میکند انتخابی مشترک است؛ انتخاب ایستادن در لحظهای که سرزمین به دفاع نیاز دارد.

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































