به گزارش اطلاعات آنلاین، این روزها که صدای ایرج به تاریخ پیوسته است، پیام‌های تسلیت از طیف‌های گوناگون از راست و چپ گرفته تا مدیران ارشد فرهنگی در رسانه‌ها فراوان به گوش می‌رسد. این ادای احترام اگرچه در جای خود ارزشمند است و جای شکر دارد اما مانع از آن نمی‌شود که از تلخی درنگی […]

به گزارش اطلاعات آنلاین، این روزها که صدای ایرج به تاریخ پیوسته است، پیام‌های تسلیت از طیف‌های گوناگون از راست و چپ گرفته تا مدیران ارشد فرهنگی در رسانه‌ها فراوان به گوش می‌رسد. این ادای احترام اگرچه در جای خود ارزشمند است و جای شکر دارد اما مانع از آن نمی‌شود که از تلخی درنگی تاریخ‌ساز که در دل آن پنهان شده، شکایتی به میان نیاوریم؛ درنگی که دریغ بسیار با خود دارد.

شاید برای نسل جوان‌تر که همراه با خوانندگان موسیقی پاپ در سالن‌های شلوغ دست در دست یکدیگر پایکوبی می‌کنند باورش دشوار باشد که روزگاری -به‌ویژه دهه‌های شصت و هفتاد- برخی سلیقه‌های جزم‌گرا و نگاه‌های صلب بر عرصه فرهنگ، خوانندگانی چون ایرج را به جرم ابتذال به کنج عزلت راندند؛ و این شد که هنرمندانی که حنجره‌شان سرمایه ملی بود، سال‌ها کنج خانه‌ها را به اجبار برگزیدند و با ملالت و غربتی سنگین دست‌وپنجه نرم کردند.

هر چند در سال‌های اخیر، دستانی به دلجویی سوی چهره‌هایی چون ایرج و عبدالوهاب شهیدی دراز شد، اما این دلجویی‌ها بیشتر به نوشداروی پس از مرگ سهراب شباهت داشت تا اعاده حیثیت از هنروالاشان؛ چراکه مرهم، زمانی بر زخم نهاده شد که آن حنجره‌های خدادادی از بهار اوج خود فاصله گرفته بودند و دیگر نه رمقی برای پرواز بر فراز صحنه‌ها داشتند و نه دل‌ودماغی برای پروراندن شاگردانی که مشعل‌دار این مسیر باشند.

شاید به همین دلیل باشد که این روزها در عرصه موسیقی ایرانی، بسیاری از آوازها، لحن‌ها و حتی تحریرهای خوانندگان، شبیه به هم شده‌اند و کمتر صدای جدیدی سربرمی‌آورد که نشانگر سبک فردی و مهری شخصی باشد. حال آن‌که نگاهی به دهه چهل و پنجاه شمسی نشان می‌دهد یکی از بزرگ‌ترین شاخصه‌های خوانندگان آن عصر، در کنار تسلط کامل بر ردیف‌های آوازی، تنوع بی‌نظیر صداها و شیوه‌های متفاوت آوازی بود.

آن‌چنان که پس از پیشکسوتانی چون ادیب خوانساری، تاج اصفهانی و غلامحسین بنان، نسلی پرفروغ شامل عبدالوهاب شهیدی، اکبر گلپایگانی، نادر گلچین، محمودی خوانساری، ایرج و کمی بعدتر محمدرضا شجریان وارد عرصه شدند که هرکدام رنگ صوتی، لحن و امضای کاملاً شخصی خود را داشتند. این تنوع بی‌بدیل، بوستان آواز ایرانی را چنان پربار ساخته بود که هر ذائقه‌ای می‌توانست به فراخور حال خود از آن بهره ببرد؛ ثروتی که متأسفانه با حذف و محدودسازی طیفی از این خوانندگان در سال‌های بعد، به شدت آسیب دید و مخدوش شد.

اما شگفتا که با همه این بی‌مهری‌ها، حتی با وجود سال‌ها عزلت و گوشه‌نشینی، این صداها، جاودانگی خود را برجریده تاریخ هنر ایران ثبت کردند و نزد مردم به عناوین شایسته‌ای چون «مرد حنجره طلایی»، «خسرو آواز ایران» و «پهلوان آواز» مفتخر شده‌اند؛ پدیده‌ای که قابل تامل و البته مطالعه است. به راستی راز این ماندگاری چیست که حتی شنونده امروزی و نسل جدید نیز با اثر آنان ارتباطی عمیق برقرار می‌کند؟ شاید بتوان راز این ماندگاری را بیش از هر چیز  در اصل هنر، خلاقیت و ابداع سبکی منحصربه‌فرد آنها یافت. ازاین‌رو، به نظر می‌رسد یکی از شیوه‌های ارج نهادن به مقام شامخ آنها جستجو و واکاوی در شناخت همین ظرافت‌های فنی و سبکی هنرشان است.

به همین منظور در ادامه نگاهی گذرا می‌اندازیم به ویژگی‌های سبکی و تکنیکی آواز ایرج.

مختصات یک حنجره بی‌بدیل

صدای ایرج نمونه‌ای کامل از صدای پرحجم و شش‌دانگ بود. او توانایی بی‌نظیری در خواندن گوشه‌های اوج داشت، بدون آنکه کیفیت، شفافیت یا طنین طبیعی صدایش دچار تغییر یا افت شود. صدا در بالاترین گام‌ها همان‌قدر رسا، پهن و بدون فشار بر حنجره ادا می‌شد که در درجات میانی شنیده می‌شد.

تحریرهای ایرج بسیار سریع، ریز و در عین حال کاملاً تفکیک‌شده بودند. با وجود سرعت بالا در اجرای فراز و فرودها، هیچ‌گونه ابهام یا درهم‌رفتگی در نوت‌ها به گوش نمی‌رسید و هر فاصله صوتی با دقت ادا می‌شد. او همچنین می‌توانست تحریرهای طولانی و نفس‌گیر را در اوج صدا، بدون کوچک‌ترین نوسان نامطلوب تا انتها مدیریت کند.

یکی از برجسته‌ترین مهارت‌های ایرج، تلفیق درست شعر و موسیقی بود. در آواز او شعر هرگز فدای تحریرهای سنگین نمی‌شد. شنونده حتی در پیچیده‌ترین و اوج‌ترین بخش‌های آوازی، کلمات و مخارج حروف را کاملاً روشن و واضح می‌شنید که این امر به انتقال بهتر معنای شعر کمک شایانی می‌کرد.

اجرای آواز توسط ایرج چنان روان، بی‌تکلف و طبیعی بود که به دریافت شنونده کیفیتی «سهل و ممتنع» می‌بخشید. سخت‌ترین گوشه‌های ردیف و پیچیده‌ترین تحریرها توسط او چنان راحت ادا می‌شد که گویی ساده‌ترین شکل خواندن است؛ کیفیتی که حاصل تسلط کامل بر ردیف و قدرت استثنایی حنجره‌اش بود.

ایرج توانست میان ظرافت‌های فنی و تکنیکی آواز اصیل ایرانی و ذائقه عموم مردم پیوندی مستحکم برقرار کند. او بدون آنکه از غنای ساختاری و اصالت آواز بکاهد، آن را به شکلی ارائه داد که برای طبقات مختلف جامعه دلنشین و قابل‌فهم باشد و آواز اصیل را به بدنه فرهنگ شنیداری جامعه ببرد.

مجموعه این خصوصیات سبکی و فنی باعث شده است که با گذشت دهه‌ها، هنر و صدای ایرج همچنان به عنوان یکی از استانداردهای درخشان و معیارهای سنجش توان حنجره در آواز اصیل ایرانی باقی بماند.

منبع خبر: اطلاعات انلاین

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید