چند سالی است که به‌عنوان خبرنگار حوزه آموزش عالی، در فواصل مختلفی از سال، خبر افت دانشگاه‌های ایران در رتبه‌بندی‌های جهانی را می‌خوانم و هر بار به این می‌اندیشم که مسأله فقط جابه‌جایی چند عدد و جایگاه نیست. در پشت این ارقام، روند نزولی اثرگذاری علم، کاهش ارتباطات بین‌المللی و خروج سرمایه‌های انسانی را باید […]

چند سالی است که به‌عنوان خبرنگار حوزه آموزش عالی، در فواصل مختلفی از سال، خبر افت دانشگاه‌های ایران در رتبه‌بندی‌های جهانی را می‌خوانم و هر بار به این می‌اندیشم که مسأله فقط جابه‌جایی چند عدد و جایگاه نیست. در پشت این ارقام، روند نزولی اثرگذاری علم، کاهش ارتباطات بین‌المللی و خروج سرمایه‌های انسانی را باید دید و البته پیامدهای علمی و اجتماعی این اتفاق را برای آینده کشور.

در تازه‌ترین نسخه رتبه‌بندی جهانی دانشگاه‌ها، موسوم به کیواس (QS) که ۱۸ژوئن ۲۰۲۶ (۲۸خرداد ۱۴۰۵) منتشر شد، دانشگاه تهران رتبه ۳۶۷جهان را به‌دست آورده‌است؛ ۴۵پله پایین‌تر از رتبه ۳۲۲در سال قبل دانشگاه صنعتی شریف از ۳۷۵به ۳۹۰و دانشگاه صنعتی امیرکبیر از ۴۵۶به ۴۸۳رسیده‌اند.

ایسنا نیز در ۷تیر ۱۴۰۵ گزارش کرد که هر ۱۱ دانشگاه ایرانی حاضر درQS نسبت به سال قبل افت کرده‌اند. رتبه‌بندی تایمزهایر اجوکیشن(THE) ۲۰۲۶نیز در نسخه‌ای با عنوان «رتبه‌بندی اثرگذاری پایدار»، فهرستی از ۱۶۴۶دانشگاه از ۱۱۶کشور ارائه کرد که در آن هیچ دانشگاه ایرانی دیده نمی‌شود؛ این در حالی است که در نسخه ۲۰۲۵، ۳۴دانشگاه ایرانی حضور داشتند.

در روش‌شناسیQS ۲۰۲۷، ۵۰ درصد امتیاز به «پژوهش و کشف»، ۲۰درصد به اشتغال‌پذیری و پیامدهای فارغ‌التحصیلان، ۱۰درصد به تجربه یادگیری، ۱۵درصد به مشارکت جهانی و ۵درصد به پایداری اختصاص دارد.

بنابراین بخش مهمی از آنچهQS می‌سنجد، به همان ظرفیت‌هایی مربوط است که یک دانشگاه برای رقابت علمی در جهان امروز به آنها نیاز دارد: کیفیت و اثرگذاری پژوهش، آموزش، ارتباط با جهان و پیامدهای حرفه‌ای دانش‌آموختگان.

روند دانشگاه تهران، به‌عنوان نماد آموزش عالی ایران، نشان می‌دهد که نباید از یک عدد، روایت ساده‌ای از «سقوط دائمی» ساخت. این دانشگاه درQS از بازه ۵۰۱تا ۵۱۰در سال ۲۰۲۳به ۳۶۰در ۲۰۲۴، ۳۶۸در ۲۰۲۵و ۳۲۲در ۲۰۲۶رسید و سپس در ۲۰۲۷به ۳۶۷برگشت.

بنابراین مسأله فقط سقوط رتبه نیست؛ بلکه توان حفظ و تثبیت جایگاه علمی اهمیت دارد. این موضوع زمانی جدی‌تر می‌شود که به جایگاه تولید علم نگاه کنیم.

پژوهش احسان روحی که ۱۳خرداد ۱۴۰۵در نشریه «PLOS ONE» منتشر شد، داده‌های انتشار و استناد علمی ایران را از ۱۹۶۰تا ۲۰۲۴بررسی کرده و نتیجه گرفته که ایران پس از سال ۲۰۰۰در حجم تولید علمی رشد قابل توجهی داشته؛ اما این رشد با افزایش متناسب اثرگذاری علمی همراه نبوده و شکاف میان کمیت تولید و نفوذ علم مشهود است.

در همین سال‌ها، رقبای منطقه‌ای مسیر دیگری را پیموده‌اند. دانشگاه نفت و معدن ملک فهد عربستان درQS از رتبه ۲۰۰در سال ۲۰۲۰به ۶۳در ۲۰۲۷رسیده‌است. دانشگاه ملک سعود در ۲۰۲۷رتبه ۱۰۷و دانشگاه قطر رتبه ۱۰۹دارند و دانشگاه خلیفه امارات در رتبه ۱۴۷قرار گرفته‌است.

پس مسأله ایران فقط این نیست که چرا رتبه دانشگاه‌ها پایین آمده؛ پرسش عمیق‌تر این است که چه چیزی ظرفیت دانشگاه ایرانی برای تولید علم اثرگذار، جذب استعداد و پیوند با شبکه جهانی دانش را تضعیف کرده‌است؟ بدیهی است که عوامل متعددی شامل منابع مالی و زیرساخت پژوهش، کیفیت مدیریت، نظام ارزیابی و انگیزش استادان، مهاجرت سرمایه انسانی، ارتباطات بین‌المللی، آزادی و استقلال علمی در این مسأله دخیلند.

بدیهی است پیامد این وضعیت فقط در وجهه جهانی و جذب دانشجویان و استادان بین‌المللی نمی‌ماند. بلکه در داخل جامعه ایران هم اضطراب می‌آفریند. خانواده‌ای که فرزندش را به دانشگاه می‌فرستد، در واقع بخشی از امید خود به آینده را نیز به آنجا می‌سپارد. وقتی اعتبار دانشگاه سقوط می‌کند، این اعتماد هم آسیب می‌بیند. مدرک دانشگاهی که زمانی نشانه‌ای از توانایی و امکان پیشرفت بود، اگر نتواند آینده شغلی و اجتماعی روشنی بسازد، بخشی از کارکرد اجتماعی خود را از دست می‌دهد.

در این میان، آزادی علمی فقط یک ارزش سیاسی یا اخلاقی نیست؛ می‌تواند پیامد علمی نیز داشته باشد. مطالعه آندری لوواکوف که در سال ۲۰۲۵در«International Journal of Educational Research» منتشر شد، داده‌های ۱۱۹کشور در فاصله ۱۹۹۶تا ۲۰۲۱را بررسی کرده و نشان می‌دهد سطوح بالاتر آزادی علمی با اثرگذاری استنادی بیشتر پژوهش‌های سال‌های بعد ارتباط دارد؛ یعنی پژوهشگر در محیطی که آزادی انتخاب مسأله، نقد و همکاری علمی دارد، علم اثرگذارتری تولید می‌کند.

از همین منظر، مسأله سهمیه‌ها و ملاحظات ایدئولوژیک در گزینش افراد نیز اهمیت پیدا می‌کند. اگر رابطه میان توانایی علمی، تلاش و فرصت پیشرفت تضعیف شود، تصور یک نسل از عدالت اجتماعی به‌هم می‌ریزد.

وقتی استاد ممتاز، چشم‌انداز علمی خود را در محیطی دیگر روشن‌تر ببیند یا دانشجوی مستعد، آینده خود را بیرون از کشور جستجو کند، چراغ مهاجرت برایش روشن می‌شود. مهاجرت در این معنا فقط خروج نیروی متخصص نیست؛ از دست دادن کسانی است که می‌توانند در ساختن آینده علمی و فرهنگی آن نقش داشته باشند.

محمدرضا مخبر دزفولی، رئیس فرهنگستان علوم نیز با اشاره به کاهش خروجی‌های علمی کشور در سه سال اخیر، «کاهش انگیزه جامعه علمی» را یکی از مهم‌ترین عوامل این وضعیت دانسته‌است. این سخن، مسأله نگهداشت سرمایه انسانی را از سطح بحث نظری به سطح یک هشدار رسمی در داخل نظام علمی کشور می‌آورد.

به این ترتیب، افت رتبه دانشگاه‌ها را باید در قالب یک چرخه بزرگ‌تر دید: کاهش جذابیت علمی می‌تواند جذب استعداد و همکاری بین‌المللی را دشوار کند؛ کاهش همکاری و سرمایه انسانی می‌تواند بر کیفیت و اثرگذاری پژوهش اثر بگذارد و این دور باطل، همچنان جایگاه دانشگاه را تضعیف کند. در جهانی که قدرت هر کشور بیش از گذشته به علم، فناوری و سرمایه انسانی وابسته است، آینده ایران نیز نمی‌تواند جدا از آینده دانشگاه‌هایش تعریف شود.

منبع خبر: اطلاعات انلاین

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید