بحث سرانه مطالعه در ایران، سال‌هاست یکی از موضوعات ثابت در گفت‌وگوهای فرهنگی است؛ اما مسئله امروز فقط این نیست که مردم چقدر کتاب می‌خوانند، بلکه مهم‌تر از آن این است که الگوی مصرف فرهنگی در جامعه ایران به شکل محسوسی تغییر کرده است. اگر در گذشته کتاب، روزنامه، مجله و محصولات مکتوب سهم روشن‌تری […]

بحث سرانه مطالعه در ایران، سال‌هاست یکی از موضوعات ثابت در گفت‌وگوهای فرهنگی است؛ اما مسئله امروز فقط این نیست که مردم چقدر کتاب می‌خوانند، بلکه مهم‌تر از آن این است که الگوی مصرف فرهنگی در جامعه ایران به شکل محسوسی تغییر کرده است. اگر در گذشته کتاب، روزنامه، مجله و محصولات مکتوب سهم روشن‌تری در اوقات فراغت و تغذیه فکری خانواده‌ها داشتند، امروز بخش عمده این فضا در اختیار رسانه‌های دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی، ویدئوهای کوتاه و محتوای فوری قرار گرفته است. 

به همین دلیل، کاهش سرانه مطالعه را نمی‌توان صرفا به بی‌علاقگی مردم نسبت داد؛ بلکه باید آن را در بستر یک جابه‌جایی بزرگ در شیوه مصرف فرهنگ و اطلاعات دید. در جامعه امروز، سرعت جای عمق را گرفته است. مخاطب ترجیح می‌دهد در چند دقیقه حجم زیادی از خبر، تصویر، تحلیل کوتاه و سرگرمی دریافت کند، بی‌آنکه ناچار باشد زمان طولانی برای خواندن یک متن متمرکز صرف کند. این تغییر، فقط یک انتخاب فردی نیست، بلکه نتیجه دگرگونی زیست رسانه‌ای مردم است. 

تلفن همراه، پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی اکنون به اصلی‌ترین ابزار مصرف فرهنگی تبدیل شده‌اند. در چنین شرایطی، کتاب که نیازمند تمرکز، حوصله و تداوم است، در رقابت با محتوای سریع و لحظه‌ای، عقب می‌نشیند. 

بنابراین یکی از مهم‌ترین دلایل افت مطالعه در ایران، تغییر ذائقه و تغییر الگوی مصرف فرهنگی است؛ الگویی که در آن محتوای کوتاه، آسان‌مصرف و فوری، جایگزین مطالعه عمیق و پیوسته شده است.

در کنار این تحول فرهنگی، عامل اقتصادی نیز نقشی تعیین‌کننده پیدا کرده است. واقعیت این است که با رشد بی‌رویه هزینه تهیه کتاب، این کالای فرهنگی برای بخش بزرگی از جامعه عملا از سبد مصرف خانواده حذف شده است. 

امروز بسیاری از خانواده‌ها در تأمین نیازهای اصلی زندگی با دشواری روبه‌رو هستند و طبیعی است که در چنین شرایطی، خرید کتاب در اولویت‌های آخر قرار گیرد. 

حتی خانواده‌هایی که به مطالعه علاقه دارند، دیگر نمی‌توانند مانند گذشته به‌طور منظم کتاب بخرند. وقتی قیمت یک یا دو جلد کتاب با بخشی از هزینه‌های ضروری زندگی برابری می‌کند، کتاب به‌تدریج از یک نیاز فرهنگی به کالایی نیمه‌لوکس تبدیل می‌شود. این مسئله تأثیر مستقیمی بر سرانه مطالعه دارد، زیرا دسترسی اقتصادی به کتاب، شرط اولیه گسترش کتاب‌خوانی است.

از سوی دیگر، باید پذیرفت که در ایران، عادت مطالعه از کودکی نیز به اندازه کافی نهادینه نشده است. در بسیاری از خانه‌ها، کودک بیشتر با صفحه نمایش روبه‌رو می‌شود تا با کتاب. اگر خانواده، مدرسه و محیط اجتماعی از سال‌های نخست زندگی نتوانند رابطه‌ای طبیعی میان کودک و کتاب ایجاد کنند، در بزرگسالی نیز مطالعه به رفتاری پایدار تبدیل نخواهد شد. 

اینجاست که نظام آموزشی هم زیر سئوال می‌رود؛ مدرسه در ایران غالبا کتاب را به ابزار امتحان و نمره تقلیل می‌دهد. دانش‌آموز یاد می‌گیرد که بخواند تا پاسخ بدهد، نه اینکه بخواند تا بفهمد، لذت ببرد یا جهان را بهتر بشناسد. نتیجه آن است که مطالعه آزاد، نقادانه و داوطلبانه، جایگاه محکمی در زیست فکری نسل جدید پیدا نمی‌کند.

در مقایسه با کشورهایی که سرانه مطالعه بالاتری دارند، تفاوت فقط در تعداد کتاب‌های خوانده‌شده نیست، بلکه در نوع مواجهه جامعه با کتاب است. در بسیاری از کشورها، کتاب هنوز یکی از پایه‌های اصلی فرهنگ عمومی است. کتابخانه‌های عمومی زنده و فعال‌اند، مدارس دانش‌آموزان را به خواندن آزاد تشویق می‌کنند، رسانه‌ها کتاب را به موضوع گفت‌وگوی عمومی تبدیل می‌کنند و خانواده‌ها برای کتاب هزینه‌ای طبیعی در نظر می‌گیرند. در مقابل، در ایران هنوز کتاب‌خوانی برای بخش مهمی از جامعه به عادتی مستمر تبدیل نشده و در رقابت با سرگرمی‌ها و رسانه‌های دیگر، جایگاه ضعیف‌تری دارد.

با این حال، در دل همین تغییرات، یک فرصت تازه هم به وجود آمده و آن رشد کتاب الکترونیک و کتاب صوتی است. گسترش تلفن‌های هوشمند و پلتفرم‌های دیجیتال باعث شده بخشی از مخاطبان دوباره از مسیر تازه‌ای به کتاب نزدیک شوند. برای کسانی که توان خرید نسخه چاپی را ندارند، یا فرصت مطالعه در خانه و محیط ثابت برایشان کم شده، کتاب الکترونیک و صوتی می‌تواند راه‌حل مهمی‌باشد. این قالب‌های جدید به‌ویژه برای نسل جوان و برای افرادی که زمان زیادی را در رفت‌وآمد یا کار روزانه می‌گذرانند، امکان دسترسی ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر به محتوا را فراهم می‌کند. البته این رشد هنوز نتوانسته جای افت کتاب چاپی را کاملا پر کند، اما بی‌تردید بخشی از آینده مطالعه در ایران از همین مسیر خواهد گذشت.

در نهایت، پایین بودن سرانه مطالعه در ایران فقط به معنای کم‌خواندن چند کتاب در سال نیست؛ این مسئله نشانه‌ای از تغییر عمیق در الگوی مصرف فرهنگی جامعه است. جامعه‌ای که بیشتر می‌بیند، می‌شنود و سریع مصرف می‌کند، اما کمتر می‌خواند و کمتر درنگ می‌کند، به‌تدریج از مطالعه عمیق فاصله می‌گیرد.

اگر به این روند، فشار اقتصادی و حذف کتاب از سبد خانواده را هم اضافه کنیم، روشن می‌شود که مسئله کتاب‌خوانی در ایران یک موضوع صرفا فرهنگی نیست، بلکه به اقتصاد، آموزش، رسانه و سبک زندگی گره‌خورده است.

با این همه، اگر از ظرفیت کتاب الکترونیک، کتاب صوتی، کتابخانه‌های عمومی و اصلاح نگاه آموزشی استفاده شود، هنوز می‌توان امید داشت که کتاب دوباره سهمی جدی‌تر در زندگی ایرانیان پیدا کند.

منبع خبر: اطلاعات انلاین

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید