به گزارش اطلاعات، گاهی چند سطر دستنویس، سرنوشت یک کتاب را تغییر میدهد. در دو دهه گذشته، انتشار تقریظهای رهبر انقلاب بر کتابها، نه تنها سنتی قدیمی را در ادبیات فارسی احیا کرد، بلکه به پدیدهای فرهنگی بدل شد که توانست نویسندگان، ناشران و مخاطبان را بار دیگر به کتابهایی بازگرداند که شاید در هیاهوی […]

به گزارش اطلاعات، گاهی چند سطر دستنویس، سرنوشت یک کتاب را تغییر میدهد. در دو دهه گذشته، انتشار تقریظهای رهبر انقلاب بر کتابها، نه تنها سنتی قدیمی را در ادبیات فارسی احیا کرد، بلکه به پدیدهای فرهنگی بدل شد که توانست نویسندگان، ناشران و مخاطبان را بار دیگر به کتابهایی بازگرداند که شاید در هیاهوی بازار نشر کمتر دیده میشدند.
از احیای یک سنت تا شکلگیری یک جریان
تقریظ در سنت ادبی فارسی، یادداشتی است که خوانندهای صاحبنظر در ستایش یا معرفی یک اثر مینویسد. این سنت در گذشته میان عالمان و ادیبان رایج بود، اما در دوران معاصر کمتر نشانی از آن دیده میشد. انتشار دستنوشتههای رهبر انقلاب بر کتابهای مختلف، این سنت را دوباره به فضای فرهنگی کشور بازگرداند؛ با این تفاوت که این بار تقریظ، تنها یک یادداشت ادبی نبود، بلکه به رویدادی فرهنگی بدل شد که میتوانست مسیر یک کتاب را تغییر دهد.
رهبر شهید انقلاب در طول سالهای رهبری بر چندین کتاب تقریظ نوشتند. مرور تقریظهای ایشان نشان میدهد که این یادداشتهای کوتاه، در طول سالها به یک جریان فرهنگی اثرگذار تبدیل شدهاند. ایشان از اواخر دهه ۸۰ تا پایان عمر بر بیش از ۷۰ کتاب تقریظ نوشتند. نخستین تقریظ ایشان به کتاب «نورالدین پسر ایران» (خاطرات سیدنورالدین عافی) اختصاص داشت؛ تقریظی که در سال ۱۳۸۹ نگاشته و در سال ۱۳۹۰، همزمان با برگزاری نخستین آیین «پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت»، به صورت رسمی منتشر شد. تازهترین تقریظ منتشرشده نیز مربوط به کتاب «روحالله» درباره زندگی و مبارزات حضرت امام خمینی(ره) است که در سال ۱۴۰۴رونمایی شد.
آثاری که ایشان بر آنها تقریظ نوشتند عمدتا در حوزه دفاع مقدس بودند ولی در میان آنها کتابهایی با موضوعات اسارت، زندگی شهدا، مدافعان حرم، ادبیات مقاومت، انقلاب اسلامی و معارف دینی و پاسخ به پرسشهای اعتقادی هم دیده میشود.
خاطرهنگاری؛ انتخاب آگاهانه رهبر انقلاب
کتابهایی که رهبر شهید انقلاب بر آنها تقریظ نوشتند، به موضوع گفتگوی فرهنگی در جامعه تبدیل و چندین بار تجدید چاپ میشدند. مرور این کتابها، تصویری روشن از یک نگاه فرهنگی ارائه میدهد. نخستین نکته آن است که بیشتر این آثار نه کتابهای پژوهشیاند و نه روایتهای رسمی تاریخ؛ بلکه خاطرهنگاری هستند. آثاری مانند «دا»، «پایی که جا ماند»، «من زندهام»، «آن بیست و سه نفر»، «دختر شینا»، «وقتی مهتاب گم شد»، «گلستان یازدهم»، «آب هرگز نمیمیرد»، «فرنگیس»، «سرباز کوچک امام» و دهها عنوان دیگر، همگی روایت انسانهایی هستند که جنگ را زیستهاند، نه کسانی که سالها بعد درباره آن تحقیق کردهاند.
این انتخاب، از یک ترجیح فرهنگی حکایت میکند؛ ترجیح تجربه زیسته بر روایت رسمی. در این نگاه، حقیقت جنگ بیش از آنکه در گزارشهای نظامی یا تحلیلهای تاریخی پیدا شود، در خاطرات یک نوجوان اسیر، یک مادر چشمانتظار، یک امدادگر، یک همسر شهید یا یک رزمنده گمنام آشکار میشود.
در بیشتر آثاری که در حوزه دفاع مقدس بودند و رهبر بر آنها تقریظ نوشتند، مفاهیمی چون ایثار، امید، خانواده، وفاداری، مسئولیت، ایمان، مقاومت و کرامت انسانی برجسته میشود. شاید به همین دلیل است که برخی از این کتابها حتی برای مخاطبانی که علاقهای به ادبیات جنگ ندارند نیز جذاب و خواندنی شدهاند. ایشان به وجوه انسانی جنگ بیشتر از خود مبارزه اهمیت میدادند؛ به احساسات، رنجها، تردیدها، امیدها و تجربه زیسته کسانی که بار جنگ را بر دوش کشیدهاند. در نگاه ایشان، دفاع مقدس صرفاً مجموعهای از پیروزیهای نظامی نبود، بلکه عرصهای بود که در آن صبر، ایثار، ایمان و مقاومت انسانها معنا پیدا میکرد.
جنگ از دریچه انسانها
نمونهای روشن از این رویکرد را میتوان در تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «من زندهام»؛ خاطرات چهار سال اسارت معصومه آباد در زندانهای رژیم بعث عراق، مشاهده کرد. ایشان در بخشی از این تقریظ نوشتند: «کتاب را با احساس دوگانه اندوه و افتخار و گاه از پشت پرده اشک، خواندم و بر آن صبر و همت و پاکی و صفا، و بر این هنرمندی در مجسم کردن زیباییها و زشتیها و رنجها و شادیها آفرین گفتم. گنجینه یادها و خاطرههای مجاهدان و آزادگان، ذخیره عظیم و ارزشمندی است که تاریخ را پربار و درسها و آموختنیها را پرشمار میکند. خدمت بزرگی است آنها را از ذهنها و حافظهها بیرون کشیدن و به قلم و هنر و نمایش سپردن.»
رهبر انقلاب در تقریظهای خود، دفاع مقدس را تنها از منظر رزمندگان حاضر در میدان نبرد روایت نمیکردند، بلکه به تجربه کسانی نیز توجه نشان میدادند که اگرچه در خط مقدم حضور نداشتند، اما به شیوهای دیگر با جنگ و پیامدهای آن درگیر بودند. از این منظر، جنگ در نگاه ایشان شبکهای از تجربههای انسانی را در برمیگرفت که از پشت جبهه تا متن زندگی مردم امتداد یافته بود.
نمونهای از این نگاه را میتوان در تقریظ ایشان بر کتاب «معبد زیرزمینی» نوشته معصومه میرابوطالبی مشاهده کرد. این رمان، روایت جوانی به نام الیاس است که از روستایی در یزد راهی جبهههای جنگ میشود و در این مسیر با مفاهیمی چون ایثار، ایمان و شهادت روبهرو میشود. رهبر انقلاب در بخشی از تقریظ خود بر این اثر نوشتند: «پرداختن به بخشهای حاشیهای ولی مهم و تأثیرگذار دفاع مقدس کار لازمی است که نویسنده این رمان شیوا از عهده آن برآمده است.»
فراتر از دفاع مقدس
دامنه تقریظهای رهبر انقلاب تنها به خاطرات جنگ محدود نماند. در میان آثار تقریظشده، کتابهایی درباره انقلاب اسلامی، مقاومت منطقه، زندگی شهدا و حتی برخی موضوعات اجتماعی نیز دیده میشود. این تنوع نشان میدهد که معیار اصلی، صرفاً موضوع کتاب نبوده، بلکه کیفیت روایت، صداقت نویسنده و توان اثر در انتقال یک تجربه انسانی نیز اهمیت داشته است.
برای نمونه، در میان آثار مربوط به زندگی شهدا، کتابهایی چون «تنها گریه کن» (روایت زندگی مادر شهید محمد معماریان)، «هواتو دارم» (روایت زندگی شهید مدافع حرم مرتضی عبدالهی)، «مهاجر سرزمین آفتاب» (روایت زندگی شهید ژاپنیالاصل، کونیکویامامورا) و کتاب «دختران آفتاب» (بررسی و نقد و رد و اثبات مؤلفهها و مباحث و شبهات حوزه زن و خانواده و جامعه) نیز تقریظ دریافت کردند. همانطور که مشخص است، در بسیاری از آثار خاطرهنگاری در حوزه جنگ، بیش از خودِ میدان نبرد، به تجربه خانوادهها، مادران و پشتصحنه مقاومت پرداخته شده است؛ موضوعی که نشان میدهد در نگاه رهبر انقلاب، روایت انسانها و تجربه زیسته آنان، ارزشی همسنگ روایت عملیاتها و میدانهای نبرد دارد.
برای نمونه میتوان به تقریظ ایشان بر کتاب «تنها گریه کن» اشاره کرد که اسفند ماه سال ۱۳۹۹ منتشر شد. در این تقریظ آمده است: «با شوق و عطش این کتاب شگفتیساز را خواندم و چشم و دل را شستشو دادم. همه چیز در این کتاب عالی است؛ روایت عالی، راوی عالی، نگارش عالی، سلیقه تدوین و گردآوری عالی، و شهید و نگاه مرحمت سالار شهیدان به او و مادرش در نهایت علوّ و رفعت .. هیچ سرمایه معنوی برای کشور و ملت و انقلاب برتر از اینها نیست. سرمایه باارزش دیگر، قدرت نگارش لطیف و گویایی است که این ماجرای عاشقانه مادرانه به آن نیاز داشت.از نویسنده جداً باید تشکر شود.»
علاوه بر این، رهبر شهید انقلاب به مباحث اعتقادی و دینی، موضوعات اجتماعی و مسائل مربوط به خانواده نیز همواره توجه ویژه داشتند. برای مثال در بخشی از تقریظ ایشان بر کتاب «دختران آفتاب» آمده است: «در میان کتابهای داستانی که هدفش طرح مسائل فکری است، این بهترین کتاب از نویسندهای ایرانی است. طرح کلی داستان و درونمایههای داستانی آن خوب و شیرین است. حرفها هم قوی و منطقی است. اتفاقاً پیش از این، کتابِ: … را خواندهام. آن قویتر است. ولی با توجه به برخی ملاحظات (عمدتا بهرهبرداری نکردن از عامل جنسی در کتاب حاضر) در این کتاب، هنر بیشتری بهکار رفته است. باید ترویج شود.»
تولد دوباره یک اثر
اثر تقریظهای رهبر شهید انقلاب تنها به معرفی یک کتاب محدود نماند. انتشار تقریظها به تدریج با برگزاری آیینهای «پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت» همراه شد؛ آیینهایی که هر بار با رونمایی از یک تقریظ، توجه دوبارهای را به یک اثر و نویسنده آن جلب میکردند. این مراسمها سبب شد تقریظ از یک یادداشت شخصی فراتر رود و به بخشی از سیاستهای ترویج کتابخوانی و حمایت از ادبیات پایداری تبدیل شود.
تجربه نشر در سالهای اخیر نشان داده است که انتشار یک تقریظ، اغلب آغاز فصل تازهای در حیات یک اثر بوده است. بسیاری از این کتابها پس از انتشار دستنوشته رهبر انقلاب، بارها تجدید چاپ شدند، در فهرست پرفروشها قرار گرفتند، به زبانهای دیگر ترجمه شدند و محور نشستهای نقد، برنامههای رسانهای و جشنهای کتابخوانی قرار گرفتند. در واقع، تقریظ برای بسیاری از این آثار، نه پایان یک مسیر، بلکه آغاز دیدهشدن بود.
از این منظر، تقریظ را میتوان نوعی «کشف فرهنگی» دانست. بسیاری از کتابهایی که بعدها به آثار شاخص ادبیات پایداری تبدیل شدند، پیش از انتشار تقریظ، در شمار کتابهای پرفروش یا پرحاشیه بازار نبودند. همین موضوع نشان میدهد که این یادداشتها بیش از آنکه صرفاً تأیید موفقیت یک کتاب باشند، تلاشی برای معرفی آثاری بودهاند که ظرفیت اثرگذاری فرهنگی داشتهاند.
شاید مهمترین دستاورد سنت تقریظ نویسی، تغییر جایگاه خاطرهنگاری در ادبیات معاصر ایران باشد. تا دو دهه پیش، خاطرهنگاری بیش از آنکه گونهای ادبی تلقی شود، مجموعهای از اسناد تاریخی به شمار میرفت. اما امروز بسیاری از آثار خاطرهنگاری دفاع مقدس در شمار پرفروشترین کتابهای سال قرار میگیرند و برخی از آنها به منابع اقتباس سینمایی و تلویزیونی تبدیل شدهاند. بیتردید، تقریظها یکی از عوامل مؤثر در تثبیت این جایگاه بودهاند.
نقشهای از دغدغههای فرهنگی
اکنون که به مجموعه این دستنوشتهها نگاه میکنیم، آنها را نمیتوان صرفاً یادداشتهایی بر چند کتاب دانست. این تقریظها در کنار هم، نقشهای از دغدغههای فرهنگی را ترسیم میکنند؛ نقشهای که در آن، روایت انسانهای معمولی، حافظه جمعی یک ملت را میسازد و کتاب، نه فقط وسیلهای برای مطالعه، بلکه ابزاری برای انتقال تجربه، هویت و امید میشود.
شاید به همین دلیل است که هر تقریظ، فراتر از چند جمله در حاشیه یک کتاب، به دعوتی برای خواندن، اندیشیدن و بازخوانی بخشی از تاریخ معاصر ایران تبدیل شده است.در بسیاری از این آثار، جنگ نه یک حادثه نظامی، بلکه موقعیتی اخلاقی است؛ موقعیتی که شخصیتها را در برابر انتخابهای دشوار قرار میدهد. شاید همین ویژگی است که این کتابها را فراتر از یک مقطع تاریخی، برای نسلهای بعد نیز خواندنی کرده است.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































