به گزارش زیرنویس؛ پرونده عجیبی در دادگاه خانواده شهید محلاتی تهرانی مطرح شد که در آن زنی 22 ساله به نام نرگس با دلایل عجیبی خواستار طلاق شد و قاضی پرونده هم در نهایت حکم طلاق توافقی را صادر کرد. این نوعروس به قاضی دادگاه خانواده گفت : وقتی ۲۲ ساله بودم با «ناصر» ازدواج […]
به گزارش زیرنویس؛ پرونده عجیبی در دادگاه خانواده شهید محلاتی تهرانی مطرح شد که در آن زنی 22 ساله به نام نرگس با دلایل عجیبی خواستار طلاق شد و قاضی پرونده هم در نهایت حکم طلاق توافقی را صادر کرد.
این نوعروس به قاضی دادگاه خانواده گفت : وقتی ۲۲ ساله بودم با «ناصر» ازدواج کردم. همان روز اول خواستگاری، او صادقانه گفت که مادرش سالخورده است و بعد از فوت پدرش تنها زندگی میکند و دوست ندارد او را به خانه سالمندان یا جای دیگری بفرستد. من هم با رضایت این شرط را پذیرفتم، چون فکر میکردم مراقبت از یک مادر پیر کار ارزشمندی است.
راستش را بخواهید، مادرشوهرم زن بسیار مهربان و محترمی است. هیچوقت در زندگی ما دخالت نمیکند، با من بدرفتاری نکرده و همیشه سعی کرده مثل دختر خودش با من رفتار کند. مشکل من اخلاق او نیست؛ مشکل شبهایی است که دیگر توان تحملش را ندارم.
او خروپفهای بسیار شدیدی میکند؛ بهطوری که صدایش در تمام خانه میپیچد. از طرف دیگر، دچار خوابگردی هم هست. نیمههای شب از اتاقش بیرون میآید، بدون اینکه خودش متوجه باشد در راهرو قدم میزند و هر جا خسته شود همانجا میخوابد؛ یک شب پشت در اتاق ما، شبی دیگر وسط راهرو و حتی چند بار کنار آشپزخانه.
بارها پیش آمده که نیمهشب در را باز کردهام و ناگهان مادرشوهرم را پشت در دیدهام. از ترس فریاد کشیدهام و بعد فهمیدهام که او اصلاً در خواب بوده و چیزی یادش نمیآید.
از ناصر خواستم برای درمانش اقدام کند یا حداقل راهی پیدا کند که شبها آرامش بیشتری داشته باشیم، اما او میگوید: «این بیماری دست خودش نیست. نمیتوانم مادرم را در اتاقش زندانی کنم. اگر در را قفل کنم، وقتی بیدار شود آنقدر به در میکوبد که همه همسایهها متوجه میشوند.»
حرفهای ناصر را درک میکنم. او پسر دلسوزی است و نمیتواند مادرش را تنها بگذارد، اما من هم دیگر آرامش روانی ندارم. ماههاست خواب درست و حسابی نداشتهام و هر شب با نگرانی میخوابم که نکند دوباره مادرشوهرم پشت در اتاق باشد یا صدای خروپفش تا صبح امانم را ببرد.
برای همین امروز به دادگاه خانواده آمدهام. حتی به ناصر گفتهام حاضر هستم مهریهام را هم ببخشم و فقط از این زندگی خارج شوم. من نمیتوانم از او بخواهم بین همسرش و مادرش یکی را انتخاب کند، اما ادامه این شرایط هم دیگر از توانم خارج است. فقط میخواهم دوباره آرامش شبها را تجربه کنم؛ آرامشی که مدتهاست از زندگی من رفته است.
نظر کارشناس اجتماعی
اختلاف میان زوجها بر سر مراقبت از والدین سالمند، یکی از چالشهای رو به افزایش خانوادههاست. در چنین شرایطی، اگر یکی از اعضای خانواده با بیماریهایی مانند خوابگردی یا اختلالات خواب روبهرو باشد، فشار روانی بر سایر اعضا نیز افزایش پیدا میکند. بهترین راهکار، مراجعه به متخصص مغز و اعصاب یا پزشک اختلالات خواب برای بررسی و درمان علت این رفتارهاست. همچنین زوجین باید بدون سرزنش یکدیگر، درباره تقسیم مسئولیتها، ایجاد فضای مناسب برای استراحت و حفظ حریم خصوصی گفتوگو کنند. حمایت از والدین سالمند ارزشمند است، اما این حمایت نباید به بهای از بین رفتن آرامش و سلامت روان زندگی مشترک تمام شود.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































