به گزارش زیرنویس؛ وقتی برای مشاوره نزد پلیس مراجعه کردم، سالها از آن روزها گذشته بود؛ اما هنوز خاطرات ازدواجی که با عجله و تصمیمهای نادرست آغاز شد، ذهنم را رها نمیکند. من تنها ۱۵ سال داشتم. تجربهای از زندگی مشترک نداشتم و بسیاری از تصمیمهایی که مسیر آیندهام را تغییر داد، توسط بزرگترها گرفته شد. […]
به گزارش زیرنویس؛ وقتی برای مشاوره نزد پلیس مراجعه کردم، سالها از آن روزها گذشته بود؛ اما هنوز خاطرات ازدواجی که با عجله و تصمیمهای نادرست آغاز شد، ذهنم را رها نمیکند.
من تنها ۱۵ سال داشتم. تجربهای از زندگی مشترک نداشتم و بسیاری از تصمیمهایی که مسیر آیندهام را تغییر داد، توسط بزرگترها گرفته شد. آن روزها تصور میکردم همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت، اما امروز میدانم که هیچ ازدواجی نباید بر پایه پنهانکاری یا تصمیمهای احساسی شکل بگیرد.
همسر سابقم از کودکی هممحله ما بود. خانوادهها یکدیگر را میشناختند و مادرم تلاش زیادی میکرد تا این ازدواج هرچه زودتر سر بگیرد. آن زمان تصور میکردم این اصرار فقط از روی دلسوزی است، اما بعدها فهمیدم بسیاری از واقعیتهای مهم هرگز به او گفته نشد.
من سالها با بیماری صرع زندگی میکردم و تحت درمان بودم. خانوادهام از این موضوع اطلاع کامل داشتند، اما هنگام خواستگاری تصمیم گرفتند آن را مطرح نکنند. امروز که به گذشته نگاه میکنم، باور دارم این تصمیم، اشتباهی بزرگ بود؛ زیرا اعتماد، مهمترین پایه یک زندگی مشترک است.
بعد از ازدواج، تلاش کردم زندگی آرامی داشته باشم، اما اختلافهای رفتاری، سن کم، نداشتن مهارتهای زندگی و پنهان ماندن بیماریام باعث شد مشکلات یکی پس از دیگری نمایان شود.
چند ماه از شروع زندگی مشترک گذشته بود که یک شب دچار حمله صرع شدم. همسرم با نگرانی مرا به بیمارستان رساند و همان شب برای نخستین بار از پزشک درباره بیماریام حقیقت را شنید. شوک بزرگی بود؛ نه فقط برای او، بلکه برای من نیز. از آن لحظه به بعد، اعتماد میان ما از بین رفت.
هرچند بیماری صرع با درمان و پیگیری پزشکی در بسیاری از افراد قابل کنترل است و بهتنهایی مانعی برای ازدواج محسوب نمیشود، اما پنهان کردن آن پیش از ازدواج تصمیمی بود که پیامدهای سنگینی برای هر دوی ما داشت.
پس از آن، اختلافها شدت گرفت. خانوادهها نیز نتوانستند شرایط را مدیریت کنند و در نهایت کار به دادگاه خانواده کشید. همسرم با استناد به فریب در ازدواج در دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و زندگی مشترک ما پایان یافت.
امروز که سالها از آن اتفاق گذشته است، کسی را مقصر مطلق نمیدانم. خودم قربانی تصمیمهایی بودم که در سن کم توان مخالفت با آنها را نداشتم و همسر سابقم نیز احساس میکرد اعتمادش از بین رفته است.
اگر قرار باشد تنها یک توصیه به دختران و پسرانی داشته باشم که در آستانه ازدواج هستند، میگویم هیچ حقیقت مهمی را از یکدیگر پنهان نکنید؛ چه درباره وضعیت سلامت، چه گذشته و چه شرایط زندگی. شاید گفتن حقیقت در ابتدا سخت باشد، اما پنهانکاری میتواند بنیان یک زندگی را برای همیشه متزلزل کند.
نظر کارشناس مشاوره
صداقت در دوران آشنایی و پیش از ازدواج، یکی از مهمترین عوامل شکلگیری اعتماد است. بیماریهای جسمی یا روانی که میتوانند بر زندگی مشترک اثر بگذارند، باید با حفظ احترام و در چارچوب مناسب به طرف مقابل اطلاع داده شوند تا هر دو نفر بتوانند آگاهانه تصمیم بگیرند. همچنین ازدواج در سنین پایین و بدون آمادگی روانی و مهارتهای ارتباطی، احتمال بروز تعارضهای جدی را افزایش میدهد.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































