اقتصاد ۲۴ نوشت: مناسبات ایران و عراق در سالهای پس از سقوط صدام، همواره یکی از پیچیدهترین و در عین حال نزدیکترین روابط منطقهای بوده است. با این حال، تحولات اخیر نشان میدهد که هندسه سیاست خارجی بغداد در حال بازتعریف بر مدار «منافع ملی و اقتصادی» است؛ تغییر ریلی که در فضای سیاسی داخل […]

اقتصاد ۲۴ نوشت: مناسبات ایران و عراق در سالهای پس از سقوط صدام، همواره یکی از پیچیدهترین و در عین حال نزدیکترین روابط منطقهای بوده است. با این حال، تحولات اخیر نشان میدهد که هندسه سیاست خارجی بغداد در حال بازتعریف بر مدار «منافع ملی و اقتصادی» است؛ تغییر ریلی که در فضای سیاسی داخل ایران با واکنشهای تند و متفاوتی روبهرو شده و بار دیگر چالشهای ساختاری دیپلماسی ایدئولوژیک را عیان ساخته است. سفر اخیر الزیدی، نخست وزیر عراق به واشنگتن و امضای توافقنامههای بزرگ انرژی، نقطه عطفی در این مسیر تلقی میشود؛ سفری که به وضوح نشان داد بغداد در حال فاصله گرفتن از سایه سنگین تهران و حرکت به سمت یک شراکت تجاری راهبردی با ایالات متحده است.
دیپلماسی تشر و تکفیر
جرقه تنشهای اخیر در افکار عمومی ایران، با یادداشت تند و کمسابقه علیاکبر ولایتی، مشاور بینالملل رهبری و وزیر امور خارجه اسبق آغاز شد. ولایتی در موضعگیری شدیدی، دیدار نخست وزیر عراق با رئیسجمهور آمریکا در کاخ سفید را «تخریبکننده مجاهدتهای ملت غیور عراق» خواند و این سفر را ضربهای درکناپذیر به زحمات مردم این کشور دانست. او با لحنی آمرانه و ملامتگر، الزیدی را به دلیل مشورت نکردن با «افراد متدین و استخواندار» نواخت و بیان کرد که در بحبوحه ایام سوگواری قائد شهید، این سفر و عدم واکنش نخست وزیر به لفاظیهای ترامپ، مایه اندوه و تأسف است.
این ادبیات تند، بلافاصله با موجی از انتقادها در داخل کشور مواجه شد. منتقدان معتقدند لحن ولایتی بیشتر به رویکرد حاکمان مستکبر با کشورهای تحتالحمایه شباهت دارد تا دیپلماسی حسن همجواری با یک همسایه مستقل. حامیان نگاه واقعگرایانه در سیاست خارجی تاکید دارند که اگر این سفر توهین به حوزههای علمیه یا مرجعیت بزرگ نجف بود، خود احزاب شیعی و مراجع عراقی به آن اعتراض میکردند، نه اینکه یک مقام ایرانی در تهران برای دولت و ملت عراق تعیین تکلیف کند. برخی منتقدان ولایتی را متهم کردند که با ادبیاتی فرادست، نخست وزیر یک کشور مستقل را «جوان خام و کمتجربه» فرض کرده و با فاز اطلاعات تاریخی، بار تمام مصائب تاریخ اسلام را روی دوش او گذاشته است؛ رویکردی که در عرف بینالملل صریحترین نوع دخالت در امور داخلی محسوب شده و تنها دستاورد آن، تعمیق شکاف میان ملت و دولت عراق با ایران است.
بازنشستگی فاجعهبار سیاسی و فرصتسوزیهای هشتگانه ایران
در میان واکنشها، موضعگیری صریح و بیپرده حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس، ابعاد عمیقتری از بحران را فاش کرد. فلاحتپیشه با حمله مستقیم به ولایتی، استقلال عراق را یادآور شد و گفت: «ایشان به عنوان یک کشور مستقل به آمریکا سفر کرده تا روابط نظامی را به اقتصادی تبدیل کند و ملت خود را خوشبخت سازد.»
فلاحتپیشه با اشاره به دوران طولانی مسئولیت ولایتی در وزارت خارجه و پس از آن در جایگاه مشاور عالی، او را یکی از معماران انزوای امروز ایران خواند و تصریح کرد که در طول سالهای گذشته، حداقل هشت بار فرصت طلایی برای فرار ایران از تنگناهای سیاست خارجی و کاهش تنش با آمریکا فراهم شد، اما ساختار تصمیمگیر با لجاجت این فرصتها را سوزاند و ایران را در سیبل تحریمها و تهدیدها قرار داد.
عبور از هرمز؛ توافق بزرگ بغداد-واشنگتن برای دور زدن ایران.
اما آنچه استراتژی جدید عراق را نشان میدهد، بعد اقتصادی و ژئوپلیتیک سفر الزیدی است. دولت عراق با امضای مجموعهای از قراردادهای کلان در حوزه انرژی با شرکتهای غربی و با چراغ سبز آمریکا، گام عملی عظیمی برای اقتصاد خود برداشته است. محور اصلی این تحول، احیای خط لوله قدیمی و استراتژیک انتقال نفت از کرکوک به بندر بانیاس سوریه است.
این پروژه بزرگ که با همکاری آمریکا و توافق میان عراق و سوریه کلید خورده است، به بغداد امکان میدهد نفت مناطق شمالی و مرکزی خود را مستقیماً به ساحل دریای مدیترانه برساند. معنای صریح این اقدام، «دور زدن تنگه هرمز» است. عراق که سالها برای صادرات نفت خود به آبراههای خلیج فارس و ترتیبات امنیتی آن (که ایران دست بالا را در آن دارد) وابسته بود، اکنون در حال خلق یک مسیر جایگزین کاملاً مستقل است. این چرخش ژئوپلیتیک، اهرم فشار سنتی ایران در خلیج فارس را در قبال عراق بیاثر میکند و نشان میدهد بغداد منافع حیاتی خود را در همسویی با استانداردهای بینالمللی و غربی تعریف کرده است، نه در همبستگی ایدئولوژیک با تهران.
مصلحت ملی در برابر ایدئولوژی؛ چرا عراقیها راه توسعه را برگزیدند؟
احمد حیدری، تحلیلگر مسائل سیاسی نیز در یادداشتی با کالبدشکافی رفتار دولت جدید عراق، نکات تاملبرانگیزی را مطرح میکند. او یادآور میشود که الزیدی اساساً حاصل چرخش تکتیکی خود احزاب شیعی عراق است؛ چرا که پس از هشدارهای بینالمللی نسبت به چهرههای نزدیک به ایران (مانند نوری مالکی)، خود عراقیها به این نتیجه رسیدند که مصلحت کشورشان در عبور از مهرههای سنتی تهران است. الزیدی در این سفر، ضمن حفظ احترام پیکر رهبر شهید ایران، هیچ سخنی علیه جمهوری اسلامی بر زبان نیاورد، اما در عین حال منافع ملی کشورش را قربانی شعارهای تهران نکرد.
موفقیت دیپلماتیک عراق در این واقعیت نهفته است که آنها سیاست را مانند ایران ایدئولوژیک نکرده و دست و پای خود را نبستهاند. در دنیای امروز، دوست و دشمن دائمی وجود ندارد و محور همه چیز «مصلحت ملی» است.
لزوم بازنگری در دکترین منطقهای ایران
گزارشها و فکتهای میدانی نشان میدهند که دولت عراق عملاً دوستی سنتی و یکجانبه با ایران را کنار گذاشته و به یک شریک تجاری و استراتژیک برای آمریکا در منطقه تبدیل شده است. این تغییر رفتار، نه از روی دشمنی با ایران، بلکه بر اساس منطق رئالپولیتیک و نیاز به توسعه اقتصادی شکل گرفته است.
عراق امروز تمایلی ندارد که به زمین بازی یا سپر بلای تنشهای ایران با غرب تبدیل شود. پیامی که از بغداد به تهران مخابره میشود روشن است؛ زمان خطابه خواندنهای آمرانه و نگاه برادر بزرگتر به پایان رسیده است. اگر ایران نخواهد دکترین سیاست خارجی خود را بر اساس منافع ملی، تنشزدایی و واقعگرایی اقتصادی بازسازی کند، نه تنها همسایگان راهبردی خود را از دست خواهد داد، بلکه توسعه اقتصادی کشورهایی، چون عراق، به بهای عقبماندگی و انزوای بیشتر ایران تمام خواهد شد. وقت آن است که پیران سیاست در تهران به جای تشر زدن به همسایگان، به بازخوانی کارنامه فرصتسوزیهای خود بپردازند.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































