رویداد۲۴ نوشت: مناقشه تازه میان امیر قلعهنویی و عادل فردوسیپور بار دیگر بحث قدیمی درباره تحمل نقد در فوتبال ایران را زنده کرده است؛ جایی که یک سرمربی به جای پاسخ به انتقادها، منتقدان را هدف قرار میدهد و مجری محبوب فوتبال ایران از تلاش برای محدود کردن صدای خود سخن میگوید. ماجرا از جایی […]

رویداد۲۴ نوشت: مناقشه تازه میان امیر قلعهنویی و عادل فردوسیپور بار دیگر بحث قدیمی درباره تحمل نقد در فوتبال ایران را زنده کرده است؛ جایی که یک سرمربی به جای پاسخ به انتقادها، منتقدان را هدف قرار میدهد و مجری محبوب فوتبال ایران از تلاش برای محدود کردن صدای خود سخن میگوید.
ماجرا از جایی آغاز شد که عادل فردوسیپور در برنامه «فوتبال ۳۶۰» به عملکرد تیم ملی و تصمیمهای فنی امیر قلعهنویی انتقاد کرد. انتقادهایی که در چارچوب معمول رسانهای، بخشی از فضای طبیعی فوتبال حرفهای محسوب میشود؛ اما واکنش سرمربی تیم ملی باعث شد این اختلاف از سطح یک بحث کارشناسی عبور کند.
قلعهنویی در واکنش به منتقدان، از تعبیرهایی مانند «میکروفن به دستها» و «غارنشینان» استفاده کرد و حتی خواستار آن شد که برخی برنامهها متوقف شوند و اجازه انتشار پیدا نکنند. همین جملات موجی از واکنشها را در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی به راه انداخت؛ چراکه منتقدان معتقد بودند مسئله دیگر فقط عملکرد تیم ملی نیست، بلکه موضوع تحمل نقد و رابطه فوتبال با رسانه است.
در سوی دیگر، عادل فردوسیپور نیز در واکنش به این اظهارات گفت که سالها تلاش شده اعتبار او خدشهدار شود، اما این تلاشها نتیجه نداده است. او که اشکش از این برخوردها حذفی درآمده، با اشاره به کنار گذاشته شدن برنامه «نود» گفت پس از آن اتفاق «به صفر مطلق» رسیده، اما با تلاش دوباره توانسته «فوتبال ۳۶۰» را راهاندازی کند.
از «نود» تا «فوتبال ۳۶۰»؛ چرا فردوسیپور را تاب نمیآورند؟
برای بسیاری از هواداران فوتبال، نام عادل فردوسیپور با پرسشگری و نقدهای صریح گره خورده است. برنامه «نود» طی بیش از یک دهه، به یکی از پرمخاطبترین برنامههای ورزشی تلویزیون ایران تبدیل شد؛ برنامهای که علاوه بر تحلیل مسابقات، بارها سراغ پروندههای جنجالی، مشکلات مدیریتی، اشتباهات داوری و ناکارآمدیهای فوتبال رفت.
پایان پخش «نود» در ۱۳۹۷ همچنان یکی از بحثبرانگیزترین تصمیمهای مدیریتی صداوسیما در حوزه ورزش است. فردوسیپور بعد از سالها دوری از آنتن تلویزیون، با راهاندازی «فوتبال ۳۶۰» در فضای آنلاین به فعالیت رسانهای ادامه داد و تلاش کرد همان مسیر گفتوگو و نقد در فوتبال را خارج از ساختار رسمی تلویزیون دنبال کند.
حالا با بالا گرفتن اختلاف میان او و سرمربی تیم ملی، بار دیگر نام فردوسیپور به نمادی از بحث قدیمی درباره استقلال رسانه و میزان تحمل نقد در فوتبال ایران تبدیل شده است.
منتقدان واکنش قلعهنویی معتقدند یک مربی، بهخصوص سرمربی تیم ملی، بیش از هر فرد دیگری باید آماده پاسخگویی باشد. در فوتبال حرفهای، مربیان بزرگ هر هفته در نشستهای خبری حاضر میشوند و درباره تصمیمهای فنی، نتایج و عملکرد خود توضیح میدهند.
از نگاه آنها، پاسخ به یک تحلیل یا نقد رسانهای، باید با استدلال فنی، آمار و عملکرد در زمین مسابقه باشد، نه درخواست برای محدود کردن رسانهای که پرسش مطرح میکند.
در مقابل، حامیان قلعهنویی معتقدند بخشی از انتقادها در فضای فوتبال ایران از مرز کارشناسی عبور کرده و گاهی به تخریب شخصی تبدیل میشود. آنها میگویند سرمربی تیم ملی نیز حق دارد نسبت به آنچه ناعادلانه میداند واکنش نشان دهد.
با این حال، نقطه اصلی اختلاف اینجاست که واکنش به نقد تا کجا میتواند پیش برود؛ دفاع از خود یا تلاش برای حذف صدای منتقد؟
دعوای فردوسیپور و قلعهنویی بر سر چه بود و به کجا کشید؟
یکی از بخشهای جنجالی این اختلاف، اشاره فردوسیپور به دوران جنگ اخیر بود. او در پاسخ به ادعای قلعهنویی درباره منتقدانی که «در غار بودند»، گفت برنامه او اینترنتی است و به دلیل قطع اینترنت بینالملل امکان تولید محتوا وجود نداشته است.
فردوسیپور همچنین گفت در شرایط جنگی در تهران حضور داشته، در حالی که به گفته او قلعهنویی مدتی خارج از کشور بوده است. این اظهارات، فضای مناقشه را از بحث صرفاً فوتبالی به حوزهای اجتماعی و سیاسی کشاند.
آنچه روشن است اینکه اختلاف میان این دو چهره اکنون دیگر فقط درباره ترکیب تیم ملی یا نتایج مسابقات نیست؛ بلکه درباره تصویری است که هرکدام از «مسئولیت اجتماعی» و «نقش رسانه» ارائه میکنند.
همزمان با این درگیری لفظی، گزارشهایی درباره از دسترس خارج شدن سایت و اپلیکیشن فوتبال ۳۶۰ منتشر شد. هرچند درباره علت دقیق این اتفاق توضیحات رسمی و کاملی ارائه نشده، اما این اتفاق باعث شد برخی کاربران آن را ادامه فشارها بر رسانه فردوسیپور بدانند.
برای بخشی از جامعه فوتبال، فردوسیپور دیگر صرفاً یک مجری ورزشی نیست؛ او طی سالها به یک برند رسانهای تبدیل شده که بخش مهمی از اعتبار خود را از اعتماد مخاطبان گرفته است.
تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده حذف یک برنامه یا محدود کردن یک تریبون، لزوماً به معنای از بین رفتن یک جریان رسانهای نیست. «نود» از آنتن تلویزیون کنار رفت، اما بحث درباره آن و جایگاه فردوسیپور همچنان ادامه دارد.
اختلاف اخیر یک بار دیگر پرسش قدیمی فوتبال ایران را مطرح کرده است: آیا مدیران و مربیان فوتبال، رسانه را شریک خود میدانند یا مزاحمی که باید کنترل شود؟
فوتبال بدون نقد، تبدیل به فضای بستهای میشود که در آن تنها صدای پیروزیها شنیده میشود و شکستها بدون پاسخ باقی میمانند. در مقابل، رسانه نیز اگر از نقد منصفانه فاصله بگیرد، اعتماد عمومی را از دست خواهد داد.
اما تجربه فوتبال حرفهای در جهان نشان داده قدرت واقعی یک مربی در خاموش کردن منتقدان نیست؛ در توانایی پاسخ دادن به آنهاست.
عادل فردوسیپور ممکن است مانند هر چهره رسانهای دیگری منتقدان و مخالفانی داشته باشد، اما جایگاه او در فوتبال ایران بیش از آنکه محصول حمایت ساختاری باشد، نتیجه سالها ارتباط با مخاطبانی است که او را نماینده پرسشگری میدانند.
در نهایت، شاید بتوان یک برنامه را متوقف کرد، یک سایت را محدود کرد یا یک میکروفن را خاموش کرد؛ اما نمیتوان پرسشی را که در ذهن مخاطبان شکل گرفته، از بین برد.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































