به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از MSNow، دونالد ترامپ معتقد است فناوری هستهای تهدیدی جدی در دستان حکومت فعلی ایران است و استدلال میکند که این کشور ناگزیر از آن برای ایجاد سلاح کشتار جمعی استفاده خواهد کرد. با این حال، در توافقی تازه که روز چهارشنبه امضا شد، ترامپ موافقت کرد به عربستان […]

به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از MSNow، دونالد ترامپ معتقد است فناوری هستهای تهدیدی جدی در دستان حکومت فعلی ایران است و استدلال میکند که این کشور ناگزیر از آن برای ایجاد سلاح کشتار جمعی استفاده خواهد کرد. با این حال، در توافقی تازه که روز چهارشنبه امضا شد، ترامپ موافقت کرد به عربستان سعودی اجازه غنیسازی اورانیوم و بازفرآوری پلوتونیوم، دو ماده مورد استفاده در بمبهای هستهای، را بدهد.
سعودیها قول میدهند این فقط برای اهداف صلحآمیز استفاده خواهد شد، اما محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، سال ۲۰۱۸ گفته بود «بدون شک اگر ایران بمب هستهای بسازد، ما در اسرع وقت از آن پیروی خواهیم کرد.» از آغاز عصر هستهای، سیاست آمریکا سلب توانایی غنیسازی اورانیوم و بازفرآوری پلوتونیوم از کشورهای دیگر بوده، زیرا این امر، راهی میانبر به سوی سلاحهای هستهای است. این تأسیسات عظیم و گرانقیمت میتوانند آشکارا و قانونی توسعه یابند تا زمانی که یک دولت به سرعت از ساخت میلههای سوخت به ساخت هسته بمبها روی آورد.
با این توافق، ترامپ عملاً به برنامه بمب هستهای عربستان چراغ سبز نشان داده است. هر چند او یک روز پس از اعلام توافق مدعی شد تا وقتی ریاض به پیمان ابراهیم نپیوندد و روابط خود را با اسرائیل عادی نکند، توافق هستهای اجرایی نمیشود. این در حالی است که برخی مقامهای رسمی عربستان گفتهاند در تمام مدتی که روی مفاد توافق کار میشد، هرگز حرفی از پیمان ابراهیم نبود و حالا که کار به مراحل آخر رسیده، ترامپ به راحتی در حال پاره کردن توافق است.
چگونه به اینجا رسیدیم؟
سال ۲۰۱۳، سعودیها از طرحی برای ساخت ۱۶ راکتور هستهای غیرنظامی رونمایی کردند. شرکتهای راکتور هستهای از چشمانداز قراردادهایی به ارزش صدها میلیارد دلار، ابراز خرسندی کردند. اما راکتورهای هستهای عربستان از نظر اقتصادی توجیه چندانی ندارند. انرژی هستهای گرانترین راه برای تولید برق است و عربستان سعودی بر روی اقیانوسی از نفت قرار دارد و برای تولید انرژی خورشیدی و بادی بسیار ارزانتر، ایدهآل است. با این حال، اگر فقط میخواست پول خود را برای راکتورها هدر دهد، مشکلی نبود. اما چیزهای بیشتری میخواهد.
عربستان کل چرخه سوخت هستهای را میخواهد. این کشور میخواهد سوخت راکتورها را تولید و سپس میلههای سوخت مصرفشده را پس از مصرف، بازفرآوری کند. همان سانتریفیوژهایی که گاز اورانیوم را برای غنیسازی تا سطوح پایین مورد نیاز برای سوخت هستهای میچرخانند، میتوانند آن را تا سطوح بالای مورد نیاز برای هسته بمبهای هستهای بچرخانند. همان کارخانههای بازفرآوری که میتوانند میلههای سوخت استفادهشده را برای دفع زباله تجزیه کنند، میتوانند پلوتونیوم تولیدشده توسط راکتور را در آن میلهها برای استفاده در بمبهای هستهای جدا کنند.
با این کارخانهها، عربستان سعودی هر دو مسیر را برای رسیدن به بمب خواهد داشت. بمب اتمی هیروشیما از اورانیوم ساخته شده بود؛ بمب ناکازاکی از پلوتونیوم. به همین دلیل است که کنترلهای دقیقی بر روی این فناوریهای چرخه سوخت وجود دارد. بن سلمان میخواهد ایالات متحده از این کنترلها، از جمله بازرسیهای دقیق، صرف نظر کند. ترامپ هم موافقت کرده، بسته به اینکه آیا یک مطالعه آمریکایی-سعودی تعیین میکند که یک مرکز غنیسازی ضروری است یا نه.
بیشتر کشورهای دارای راکتورهای هستهای چنین کارخانههایی ندارند. آنها سوخت خود را از حدود شش کشور و کنسرسیومی که آن را تولید میکنند، میخرند. با توجه به هزینههای هنگفت ساخت و ساز و بهرهبرداری، برای یک کشور از نظر اقتصادی منطقی نیست که سوخت خود را تولید کند، مگر اینکه 20 یا بیشتر راکتور داشته باشد. عربستان سعودی هنوز راکتوری ندارد. اما یک مرکز غنیسازی میخواهد.
این دقیقاً همان مشکلی است که با ایران وجود دارد. اختلاف چند دههای بر سر ساخت راکتور هستهای ایران در بوشهر نبوده، بلکه بر سر غنیسازی اورانیوم ایران است. عربستان سعودی میخواهد به این توانایی برسد. برای تبدیل شدن به یک کشور در آستانه هستهای شدن. برای داشتن توانایی ساخت مواد لازم برای بمب در صورت تصمیم به انجام این کار. درست مانند ایران.
سعودیها میخواهند ایالات متحده معاملهای سهلگیرانهتر از آنچه با همسایهاش، امارات متحده عربی، منعقد کرد، به آنها بدهد. در آن صورت، ایالات متحده، تحت ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش و باراک اوباما، “استاندارد طلایی” را برای همکاری هستهای تعیین کرد. امارات قول داد هرگز اورانیوم را غنیسازی یا پلوتونیوم را بازفرآوری نخواهد کرد. امارات متحده عربی اکنون یک راکتور هستهای فعال در مجتمع هستهای براکه دارد.
ترامپ با تسلیم شدن در برابر خواستههای عربستان، مرتکب یک خطای راهبردی عمیق میشود: باور دارد که این فناوری را میتوان در دست دوستان قرار داد، در حالی که از دشمنان دریغ میکند. حتی اگر بدترین اتفاق بیفتد، او فکر میکند داشتن بمب هستهای برای دوستانش اشکالی ندارد. ترامپ به عنوان نامزد ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۶ به سیانان گفت که ژاپن و کره جنوبی باید سلاحهای خود را داشته باشند. نکته مهمتر این است که وقتی از او پرسیده شد آیا عربستان سعودی باید سلاح هستهای داشته باشد، پاسخ داد: «عربستان سعودی، قطعاً.»
اما وقتی رژیمها تغییر میکنند، این فناوری باقی میماند. مسیر ایران به سوی توانایی هستهای از دهه ۱۹۷۰ در زمان محمدرضا پهلوی آغاز شد، زمانی که دولت نیکسون برنامههای او را برای دهها راکتور هستهای تصویب کرد و به شاه آن زمان اجازه غنیسازی اورانیوم و حتی فرآوری پلوتونیوم را داد.
شاه نتوانست برنامههایش را اجرا کند و جمهوری اسلامی ایران که جایگزین او شد، در ابتدا این «فناوری غربی» را رد کرد، اما در طول جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ نظر خود را تغییر داد و برنامه هستهای را از سر گرفت. حتی اگر پادشاهی عربستان بمبی نسازد، آیا ۲۰ سال دیگر، زمانی که نیروگاههای هستهای به طور کامل عملیاتی شوند، همچنان بر کشور حکومت خواهد کرد؟
همچنین این خطر فقط تغییر رژیم نیست. اسرائیل، پاکستان، هند و کره شمالی همگی مخفیانه و غیرقانونی برنامههای بمب خود را با استفاده از فناوری هستهای که برای مصارف غیرنظامی به دست آورده بودند، آغاز کردند.
آیا این یک معامله تمام شده است؟ لزوماً نه. سال ۲۰۲۳، زمانی که رئیس جمهور جو بایدن برای یک «معامله بزرگ» با عربستان سعودی تلاش کرد در ازای به رسمیت شناختن اسرائیل، فناوری هستهای و سلاحهای پیشرفته را معامله کند، لیبرالها و محافظهکاران متحد شدند تا در نهایت این معامله را از بین ببرند.
بیست سناتور در مخالفت با طرح پیشنهادی بایدن نوشتند و گروهی از متخصصان اشاعه هستهای و مقامات سابق با گرایشهای سیاسی متنوع، نامهای را که توسط بنیاد راستگرای دفاع از دموکراسی یا FDD، طرفداران سرسخت جنگ با ایران، سازماندهی شده بود، امضا کردند. در این نامه استدلال شده بود: «ریاض برای تولید انرژی هستهای صلحآمیز نیازی به غنیسازی اورانیوم ندارد. غنیسازی میتواند عربستان سعودی را به آستانه دستیابی به سلاحهای هستهای برساند و سیاست ایالات متحده باید آن را ممنوع کند.»
و در همین حلقهها، مخالفتهایی با توافق حتی سخاوتمندانهتر ترامپ نیز وجود دارد. آندرهآ استریکر، معاون مدیر و پژوهشگر برنامه منع اشاعه FDD، روز چهارشنبه نوشت: «یک توافق هستهای بد ایالات متحده با عربستان سعودی برای بررسی توسط کنگره در راه است. کنگره باید آن را مسدود کند. اگر این کار را نکند، میتوان امیدوار بود که این سیاست توسط دولت بعدی قبل از اینکه آسیب زیادی وارد شود، لغو شود.»
استریکر درست میگوید. اما نفوذ عربستان سعودی در واشنگتن بسیار زیاد است، به ویژه بر ترامپ و شرکای تجاری او که میتوانند از این توافق سود زیادی ببرند. برای جلوگیری از آنچه میتواند بدترین توافق هستهای تاریخ باشد، به تلاشی همهجانبه نیاز است.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































