به گزارش اطلاعات آنلاین، در این نشست علاوه بر نویسنده اثر، محسن فرجی و عاطفه سهرابی به عنوان منتقدان و سخنرانان حضور خواهند داشت. کتاب «روزگار خالهام در قزوین» که در ۱۴۴ صفحه از سوی نشر خزه روانه بازار نشر شده، داستان بلندی است که با ظرافت به شکافتن لایههای عمیق روابط خانوادگی میپردازد. داستان، […]

به گزارش اطلاعات آنلاین، در این نشست علاوه بر نویسنده اثر، محسن فرجی و عاطفه سهرابی به عنوان منتقدان و سخنرانان حضور خواهند داشت. کتاب «روزگار خالهام در قزوین» که در ۱۴۴ صفحه از سوی نشر خزه روانه بازار نشر شده، داستان بلندی است که با ظرافت به شکافتن لایههای عمیق روابط خانوادگی میپردازد. داستان، تلفیقی است از خاطرات شیرین و دلدادگیهای پنهانی در کنار خودخواهیها و نامرادیهای روزگار که گاه این روابط را دستخوش تغییر و خرابی میکنند.
در بخشی از این داستان آمده است: «وقتی خواستم از خزینه بیرون بیایم، عمو را دیدم که گیاهی شبیه سدر را خیس کرده و میخواهد روی دنبالیچهی خود بگذارد. ولی تا آمد بجنبد، ناگهان لنگ از دور کمرش باز شد و بر زمین افتاد. با تعجب دیدم که پاهای عمو پُر از پشموپیلی بود. به غیر آن، پشت او برجستگیای همانند دُم وجود داشت. در یک لحظه چشمم به چشم عمو افتاد. چشمهایی به غایت درشت که شرارهی آتش از آن شعله میکشید. از آدمی که چراغ جادو همراه داشته باشد عجیب بود. برای لحظاتی گیجومنگ شدم. از ترس میخواستم فرار کنم. عمو صدایم زد. گوش ندادم. دور حمام من بدو، عمو بدو. تا اینکه بالاخره در دور آخری بر سرم مثل شاهین فرود آمد و دستم را گرفت و با خود به جلوِ آینه برد. گفت: کُرّهبُز نادان، تا حالا خودت را توی آینه نگاه کردی؟ توی آینه از پشت سر نگاهی کردم. از تعجب دو تا شاخ روی سرم سبز شد. قبلاً چند وقتی بود که جای زخمی در پشت کمرم احساس میکردم. ولی هیچ گمان نمیکردم آن جا، جای بر آمدن دُم باشد.»
علاقهمندان برای حضور در مراسم رونمایی کتاب «روزگار خالهام در قزوین» میتوانند ساعت ۱۶ به فرهنگسرای گلستان به نشانی نارمک، میدان هلالاحمر، خیابان گلستان مراجعه کنند.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































