به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از سیانان، اما دیپلماسی که رئیس جمهوری آمریکا آن را به عنوان ارمغانآورنده صلح تاریخی برای خاورمیانه ستایش میکرد، هم با فروپاشی یک تفاهمنامه مبهم شکست خورد. گزینههای او برای تغییر معادله – به خطر انداختن جان صدها سرباز آمریکایی در یک جنگ زمینی یا به رسمیت شناختن کنترل تهران […]

به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از سیانان، اما دیپلماسی که رئیس جمهوری آمریکا آن را به عنوان ارمغانآورنده صلح تاریخی برای خاورمیانه ستایش میکرد، هم با فروپاشی یک تفاهمنامه مبهم شکست خورد. گزینههای او برای تغییر معادله – به خطر انداختن جان صدها سرباز آمریکایی در یک جنگ زمینی یا به رسمیت شناختن کنترل تهران بر تنگه هرمز – آنقدر ناخوشایند است که عبارت «هیچ گزینه خوبی وجود ندارد» به کلیشه تبدیل شده است.
لایل گلدشتاین، مدیر بخش تعامل آسیا در اندیشکده اولویتهای دفاعی مستقر در ایالات متحده، گفت: «ما واقعاً در مخمصه هستیم.» هزینههای جنگ ایران محدود به شرکتکنندگان نیست. واکنشهای سیاسی و اقتصادی در خاورمیانه و اروپا در حال افزایش است – و فشار بر طرفهای خارجی برای تلاش برای احیای دیپلماسی را افزایش میدهد.
اگر تنگه هرمز برای اکثر کشتیهای غیرنظامی منطقه ممنوعه باقی بماند، پیامدهای وخیم جنگ بدتر خواهد شد، زیرا ذخایر نفت جهانی رو به کاهش است، قیمت محصولات نفتی مانند دیزل و کود افزایش مییابد و کمبود احتمالی گاز طبیعی مایع در اروپا در زمستان امسال پدیدار میشود. ظهور کشورهای خلیج فارس به عنوان بهشتهای لوکس گردشگری و مهاجران به خاطر جنگ از بین رفته است. دولتهای ضعیف اروپایی با افزایش هزینههای زندگی مرتبط با جنگ مجازات میشوند.
در ایالات متحده، این جنگ تهدید میکند که سرنوشت دور دوم ریاست جمهوری ترامپ را رقم بزند. یک نظرسنجی جدید CNN/SSRS که روز چهارشنبه منتشر شد، نشان داد میزان رضایت عمومی از سیاستهای او در مورد ایران و قیمت بنزین کمتر از 30 درصد است. چنین اعدادی میتواند برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر فاجعهبار باشد و معاملهای را که ترامپ در سال 2024 با رأیدهندگان برای مقرونبهصرفهتر کردن زندگی انجام داد، باطل کند.
پایان بازی در تنگه قابل مشاهده و رسیدن به آنجا سخت است. هنر دیپلماسی، وقتی به شکل کلاسیک به کار گرفته شود، در باز کردن فضا، ارائه مشوقها و تشخیص لحظهای است که ممکن است دشمنان را به عقبنشینی ترغیب کند.
همانند بسیاری از موقعیتهای درگیری، چارچوب نهایی مورد نیاز برای فرونشاندن جنگ و گشودن راه برای مذاکره در مورد اساسیترین مسائل، مانند برنامه هستهای ایران، قابل تجسم است. در اینجا، ممکن است شامل مصالحهای باشد که در آن ایالات متحده بتواند از پذیرش شکست راهبردی خود به دلیل کنترل مؤثر ایران بر تنگه بپرهیزد و ایران میتواند استدلال کند که دستاورد اصلی خود را از جنگی که رهبران و ارتش آن را گرفت، حفظ کرده است.
اما ایجاد یک مسیر سیاسی و دیپلماتیک تا آن نقطه، خائنانه خواهد بود. و روند کاهش تنش نیازمند طرحی برای مدیریت آینده تنگه و احتمالاً مشارکت قدرتهای خارجی برای تضمین ایمنی ترافیک دریایی غیرنظامی است. در یک لحظه دیپلماتیک بیثمر، دو کورسوی امید وجود دارد.
یکی، مفهومی نوظهور برای یک نهاد بینالمللی است که تحت آن کشورهای خلیج فارس، از جمله ایران، در نهایت تجارت را به طور مشترک مدیریت و از آن کسب درآمد کنند، اما به گونهای که قیمت جهانی نفت را تثبیت کند. از قضا، راه پیش رو ممکن است در یادداشت تفاهم لغوشده، که از ایران و عمان میخواست «مدیریت آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز را در گفتگو با سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس تعریف کنند»، به وضوح پنهان شده باشد.
احتمال گشایش احتمالی دیگر نیز از خارج از ایالات متحده وجود دارد. طرحی که این هفته برای برگزاری یک کنفرانس بینالمللی به میزبانی بریتانیا برای بحث در مورد حفاظت از کشتیها در تنگه گزارش شد، محقق نشد. اما ایده کلی گسترش دیپلماسی احتمالاً بازخواهد گشت، به ویژه به این دلیل که کشورهای ثالث، به ویژه کشورهای اروپایی و آسیای شرقی، از وضع موجود چیزهای زیادی برای از دست دادن دارند.
تنها دیپلماسی اعلامشده عمومی در روزهای اخیر، مذاکراتی در سطح معاونان وزارت امور خارجه بین ایران و عمان، که با تنگه هممرز است، در مورد راههای بالقوه مدیریت ترافیک دریایی در صورت بازگشایی آن بوده است.
سیانان این هفته گزارش داد که عمان در برابر اعمال هزینههای ترانزیت برای تانکرهای نفتی در تنگه، که مورد علاقه تهران است، مقاومت کرده است، به این دلیل که قوانین بینالمللی عبور آزاد و ایمن از تنگههای مورد استفاده برای ناوبری بینالمللی را تصریح میکند. اما دولت در حال تبلیغ مصالحهای است که هزینهای را برای «خدمات دریایی» در نظر میگیرد که ممکن است راه حلی ارائه دهد.
تعیین قیمت برای ناوبری آزاد
ایده «هزینه هرمز» در مقالهای که در اندیشکده بورس و بازار مستقر در لندن منتشر شده، بررسی شده است. این ایده به معنای اخذ عوارض برای کشتیرانی جهت استفاده از تنگه نیست، بلکه به معنای مشارکت در مدیریت این آبراه از سوی کشورهای دارای خط ساحلی خلیج فارس است. یک مدل میتواند ترتیبات مشابهی در تنگه مالاکا باشد که اقیانوس هند را به اقیانوس آرام متصل میکند و شامل سنگاپور، اندونزی و مالزی میشود.
این مقاله همچنین به هزینههای بندر روتردام در هلند برای مدلسازی دامنه احتمالی درآمدها اشاره میکند. در آنجا، بزرگترین تانکرها مسئول هزینه «پایداری» حدود ۰.۰۸ دلار برای هر تن ناخالص بار هستند. نویسندگان محاسبه میکنند که اگر هزینه مشابهی در خلیج فارس وضع شود، نهاد جدید حدود ۲۶ میلیون دلار در سال درآمد خواهد داشت. این ایده ممکن است عملی باشد، حتی اگر ایران بازده بسیار بالاتری را مطالبه کند، زیرا حتی اضافه شدن چند دلار به ازای هر بشکه نفت از نظر اقتصادی نسبت به نوسانات قیمت نفت – که تنها در روز چهارشنبه تقریباً ۸ درصد افزایش یافت و به بالای ۹۰ دلار در هر بشکه رسید – ارجحیت دارد.
اسفندیار باتمانقلیچ، یکی از نویسندگان مقاله، گفت که تهران ممکن است در مورد پتانسیل پولی چنین طرحی نسبت به آنچه برخی از افراد خارجی معتقدند، انعطافپذیرتر باشد. او گفت: «تا جایی که ایران به وضعیت اقتصادی خود اهمیت میدهد، اهداف بسیار بزرگتری نسبت به تلاش برای اعمال هزینه در تنگه هرمز وجود دارد.» هر گونه گشایش دیپلماتیک با ایالات متحده میتواند به عنوان مثال منجر به لغو تحریمها یا جریان آزاد صادرات نفت ایران شود.
باتمانقلیچ همچنین اظهار داشت که این توافق میتواند به تهران یک تقویت راهبردی بدهد و «این نکته را بیان کند که تنگه به وضعیتی که قبل از جنگ داشت، برنمیگردد، به عنوان راهی برای تأکید بر اینکه شکست نخورده و توانسته است از طریق درگیری با ایالات متحده، اقتدار و قدرت خود را حفظ کند.»
یک طرح چندملیتی برای مدیریت تنگه میتواند به یک سؤال رو به رشد در منطقه خلیج فارس پاسخ دهد: کشورها چگونه به چالش ناشی از اعتماد به نفس بیشتر ایران پس از جنگ پاسخ خواهند داد و هر گونه صلح نهایی را تقویت خواهند کرد.
با این حال، بازگشت ترامپ به حمله به ایران به این معنی است که دیپلماسی معنادار همچنان متوقف خواهد ماند و حتی توافقی برای تثبیت تنگه، تنها به بحران جدیدی که توسط جنگ ایجاد شده رسیدگی میکند، در حالی که نگرانیهای ایالات متحده در مورد برنامههای هستهای و موشکی ایران را برآورده نمیکند.
اما گلدشتاین گفت که کمبود گزینههای ترامپ ممکن است به این معنی باشد که مصالحه با وجود معایب بزرگ آن، اجتنابناپذیر میشود. او گفت: «این دردناکترین نوع مصالحه خواهد بود، دقیقاً به این دلیل که ما به عنوان یک ملت، ما در غرب، به عنوان قدرتهای پیشرو جهان، برای مدت بسیار بسیار طولانی اصرار داشتهایم آزادی ناوبری یکی از اصول اصلی ماست.»
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































