وقتی در بسیاری از مقاله‌ها درباره قیمت جنگنده‌ها صحبت می‌شود، معمولاً تمرکز روی «هزینه خروج از کارخانه» یا هزینه پایه (Flyaway Cost) است؛ یعنی هزینه اولیه ساخت و تحویل هواپیما. هرچند این رقم مهم و قابل توجه است، اما تنها بخشی از هزینه واقعی خرید یک جنگنده را تشکیل می‌دهد. اگر فقط به این عدد […]

وقتی در بسیاری از مقاله‌ها درباره قیمت جنگنده‌ها صحبت می‌شود، معمولاً تمرکز روی «هزینه خروج از کارخانه» یا هزینه پایه (Flyaway Cost) است؛ یعنی هزینه اولیه ساخت و تحویل هواپیما. هرچند این رقم مهم و قابل توجه است، اما تنها بخشی از هزینه واقعی خرید یک جنگنده را تشکیل می‌دهد. اگر فقط به این عدد توجه شود و سایر هزینه‌ها نادیده گرفته شوند، این معیار بیش از آنکه مفید باشد، می‌تواند گمراه‌کننده باشد. هزینه پایه عددی ساده و قابل فهم است و شرکت‌های سازنده نیز معمولاً از آن برای تبلیغ جنگنده‌های خود به‌عنوان گزینه‌هایی «مقرون‌به‌صرفه» استفاده می‌کنند. اما هزینه واقعی ایجاد و حفظ یک توانمندی رزمی مبتنی بر جنگنده بسیار پیچیده‌تر است و این مقاله تنها بخش کوچکی از آن را بررسی می‌کند.

از جمله موضوعات بسیار مهمی که در این مقاله بررسی نمی‌شوند، می‌توان به تعهدات صنعتی، تقسیم کار در تولید و انتقال فناوری اشاره کرد. همچنین ارزش فروش مجدد هواپیماها نیز خارج از محدوده این مطلب است؛ موضوعی که نمونه آن را می‌توان در بازنشستگی جنگنده‌های F-16 نروژ، دانمارک، بلژیک و هلند مشاهده کرد؛ هواپیماهایی که همچنان ارزش عملیاتی داشتند و برخی از آن‌ها به آرژانتین و رومانی فروخته شدند و تعدادی نیز به اوکراین اهدا شدند. آرژانتین برای خرید ۲۴ فروند F-16 دست‌دوم، ۳۰۰ میلیون دلار (معادل ۱۲.۵ میلیون دلار برای هر فروند) پرداخت کرد و ارزش کل بسته خرید نیز حدود ۷۰۰ میلیون دلار بود.

هزینه خروج از کارخانه جنگنده‌ها

وب‌سایت F-35 ساخت شرکت لاکهید مارتین اعلام می‌کند: «برای سری‌های تولید ۱۵ تا ۱۷، میانگین هزینه خروج از کارخانه هر فروند F-35A برابر با ۸۲.۵ میلیون دلار، هر فروند F-35B برابر با ۱۰۹ میلیون دلار و هر فروند F-35C برابر با ۱۰۲.۱ میلیون دلار بوده است.» این سری‌های تولید در سال ۲۰۲۲ نهایی شدند و تحویل آن‌ها از سال ۲۰۲۵ آغاز شده و تا سال ۲۰۲۶ ادامه خواهد داشت. در سری‌های تولید آینده، قیمت پایه این جنگنده‌ها اندکی افزایش خواهد یافت.

برآوردهای تقریبی نشان می‌دهد قیمت Saab Gripen E سبک‌وزن بین ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار، F-15EX سنگین بین ۹۵ تا ۱۰۵ میلیون دلار، Rafale F4 حدود ۹۵ تا ۱۱۰ میلیون دلار، Eurofighter Typhoon Tranche 4 حدود ۱۰۵ تا ۱۲۰ میلیون دلار، Super Hornet سبک‌تر حدود ۷۵ تا ۸۵ میلیون دلار و F-16 Block 70 سبک تا میان‌وزن حدود ۶۰ تا ۷۰ میلیون دلار برای هر فروند است که پایین‌ترین قیمت را در میان جنگنده‌های اصلی غربی دارد.

در نگاه اول، F-35A نه‌تنها یک جنگنده پنهانکار نسل پنجم با وزن بیشتر، قابلیت ادغام حسگرها، شبکه‌محوری، جنگ الکترونیک و فناوری‌هایی فراتر از تمام رقبای موجود در بازار است، بلکه از هر جنگنده سنگین یا نیمه‌سنگین خط مقدم غربی نیز ارزان‌تر به نظر می‌رسد. اما اگر این موضوع بیش از حد خوب به نظر می‌رسد، دلیلش این است که واقعیت به این سادگی نیست. هزینه پایه تنها نقطه شروع برای ارزیابی هزینه واقعی یک توانمندی مبتنی بر جنگنده است.

جنگنده‌ای که از کارخانه خارج می‌شود، هنوز آماده نبرد نیست

خوشبختانه برای مقایسه، اصطلاح «هزینه خروج از کارخانه» تقریباً در سراسر صنعت هوافضا معنای یکسانی دارد، هرچند تفاوت‌های جزئی میان شرکت‌ها وجود دارد. مفهوم اصلی آن، هزینه ساخت یک فروند جنگنده اضافی و تحویل آن در وضعیتی است که بتواند کارخانه را ترک کند، نه هزینه‌ای که برای ورود آن به خدمت عملیاتی لازم است. این رقم معمولاً شامل تمام سامانه‌های دائمی نصب‌شده روی هواپیما مانند سامانه‌های آویونیک، موتور، رادار AESA و تجهیزات مشابه می‌شود.

اما هزینه پرواز از کارخانه شامل تجهیزات پشتیبانی، شبیه‌سازها و تجهیزات آموزشی، موتورهای یدکی و سایر قطعات یدکی، تسلیحات، تجهیزات پشتیبانی زمینی، غلاف‌های هدف‌گیری، غلاف‌های جنگ الکترونیک، مخازن سوخت خارجی (در برخی قراردادها) و بسیاری از تجهیزات دیگر نمی‌شود. برای مثال، اگرچه قیمت هر فروند F-35A حدود ۸۲ میلیون دلار است، اما هزینه خرید آن همراه با سامانه‌های تسلیحاتی، آموزش و مدیریت برنامه می‌تواند به ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیون دلار برسد. همچنین ارزش کل بسته صادراتی این جنگنده، بسته به خریدار، ممکن است بین ۱۵۰ تا ۲۲۰ میلیون دلار برای هر فروند باشد.

یک مثال ساده، خرید یک کامپیوتر حرفه‌ای و قدرتمند است. هزینه پرواز از کارخانه را می‌توان با قیمت خودِ کامپیوتر مقایسه کرد؛ سیستمی که شامل پردازنده، کارت گرافیک و سخت‌افزار داخلی است، اما مانیتورها، مجوزهای نرم‌افزاری، تجهیزات جانبی (مانند ماوس)، گارانتی تمدیدشده، آموزش و سایر تجهیزات پشتیبانی را شامل نمی‌شود؛ مواردی که همگی هزینه نهایی را به‌طور قابل توجهی افزایش می‌دهند.

قراردادهای بسته‌ای

قرارداد خرید ۲۴ فروند از یک جنگنده ممکن است ۶ میلیارد دلار ارزش داشته باشد، اما از این مبلغ تنها حدود ۲.۵ میلیارد دلار مربوط به خود جنگنده‌ها باشد. بسته به جزئیات قرارداد، ارزش خود هواپیماها معمولاً بین ۳۵ تا ۶۰ درصد از کل ارزش قرارداد را تشکیل می‌دهد. این قراردادها معمولاً شامل موتورهای یدکی، تسلیحات (حدود ۱۰ تا ۳۰ درصد ارزش کل قرارداد)، سایر قطعات یدکی، تجهیزات پشتیبانی زمینی، شبیه‌سازها، آموزش، اسناد فنی، خدمات پشتیبانی پیمانکار، زیرساخت و موارد دیگر هستند.

در سال ۲۰۲۶، رسانه Militarnyi گزارش داد که آمریکا برای فروش جنگنده‌های F-16 Block 70 به پرو، تخفیفی ۵۰ درصدی پیشنهاد کرده و تعداد هواپیماها را از ۱۲ به ۲۴ فروند افزایش داده، بدون اینکه ارزش کل بسته ۳.۵ میلیارد دلاری تغییر محسوسی داشته باشد. اما این موضوع گمراه‌کننده بود. بخش عمده این «تخفیف» از طریق حذف بخش قابل توجهی از اقلام پشتیبانی، از جمله مهمات، به دست آمده بود. در واقع، پرو جنگنده‌های بیشتری دریافت می‌کرد، اما مهمات کمتری در اختیار داشت و توانایی پشتیبانی و بهره‌برداری مؤثر از هر جنگنده نیز کاهش می‌یافت.

مشتری جنگنده تعداد ارزش کل قرارداد برآورد قیمت پایه برای هر فروند سهم قیمت پایه هواپیما از ارزش قرارداد
کلمبیا Gripen E/F ۱۷ ۳.۶ میلیارد دلار ۷۵ میلیون دلار ۳۵ تا ۳۸٪
تایلند Gripen E/F ۴ ۵۵۰ میلیون دلار ۷۵ میلیون دلار ۵۳ تا ۵۸٪
پرو F-16 Block 70 ۱۲ ۳.۵ میلیارد دلار ۶۷ میلیون دلار ۲۲ تا ۲۴٪
رومانی F-35A ۳۲ ۶.۵ میلیارد دلار ۸۲ میلیون دلار ۴۰ تا ۴۲٪
بلغارستان (دسته دوم) F-16 Block 70 ۸ ۱.۳ میلیارد دلار ۶۷ میلیون دلار ۳۸ تا ۴۳٪
ترکیه Eurofighter Typhoon ۲۰ (+۲۰ فروند اختیاری) ۷.۲ میلیارد دلار ۱۱۰ میلیون دلار ۳۰٪
اندونزی Rafale ۴۲ ۸.۱ میلیارد دلار ۱۰۴ میلیون دلار ۵۰ تا ۵۵٪
نیروی هوایی آمریکا F-15EX ۲۴ ۳ میلیارد دلار ۱۲۵ میلیون دلار احتمالاً ۱۰۰٪ (با احتساب قطعات یدکی)

در مورد پرو، جنبه مهم دیگری از خرید جنگنده نیز مطرح بود: تأمین مالی. در حالی که کشوری مانند کانادا برای تأمین مالی خرید F-35 یا Gripen با مشکل چندانی روبه‌رو نیست، شرایط برای کشوری مانند پرو متفاوت است. یکی از امتیازهایی که آمریکا به پرو پیشنهاد داد، اعطای جایگاه «متحد اصلی خارج از ناتو» (Major Non-NATO Ally) بود؛ جایگاهی که دسترسی به شرایط تأمین مالی ترجیحی را فراهم می‌کند.

هزینه مهمات

هزینه مهمات یکی از بزرگ‌ترین بخش‌های هزینه‌های مرتبط با جنگنده‌ها است. نیروی هوایی آمریکا در بودجه سال مالی ۲۰۲۷ درخواست تخصیص ۱۱.۳۸ میلیارد دلار برای خرید موشک ارائه کرده است؛ رقمی که نسبت به ۶.۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ افزایش چشمگیری نشان می‌دهد. برای مقایسه، این نیرو برای خرید هواپیماهایی که قرار است این موشک‌ها را شلیک کنند، درخواست ۵.۳ میلیارد دلار برای خرید ۳۸ فروند F-35A، سه میلیارد دلار برای ۲۴ فروند F-15EX و حدود چهار میلیارد دلار برای بمب‌افکن B-21 (بدون اعلام تعداد) ارائه کرده است.

این موضوع نشان می‌دهد بودجه پیشنهادی نیروی هوایی آمریکا برای خرید موشک در سال مالی ۲۰۲۷ تقریباً هم‌اندازه بودجه خرید جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌ها است. شرکت ساب درباره Gripen E جدید می‌نویسد: «برتری هوایی با حمل حداکثر هفت موشک هوا‌به‌هوای دوربرد Meteor و دو موشک فروسرخ کوتاه‌برد IRIS-T حاصل می‌شود.» موشک Meteor یکی از بهترین موشک‌های هوا‌به‌هوای جهان، یا دست‌کم یکی از برترین‌های این حوزه، به شمار می‌رود؛ اما در عین حال یکی از گران‌ترین آن‌ها نیز هست.

هزینه هر فروند موشک Meteor حدود دو میلیون یورو (تقریباً ۲.۱ تا ۲.۳ میلیون دلار) برآورد می‌شود. برزیل در سال ۲۰۱۹ برای خرید ۱۰۰ فروند از این موشک‌ها حدود ۲۰۰ میلیون یورو (۲۱۰ تا ۲۳۰ میلیون دلار) پرداخت کرد که معادل دو میلیون یورو برای هر موشک بود. احتمالاً هزینه خرید این موشک‌ها در حال حاضر اندکی بیشتر شده است، هرچند قیمت دقیق آن به‌صورت عمومی منتشر نشده است.

یک فروند Gripen E با هزینه خروج از کارخانه بیش از ۷۰ میلیون دلار، از نظر تئوری می‌تواند تنها در یک مأموریت، بیش از ۱۵ میلیون دلار موشک شلیک کند. پس از تنها پنج مأموریت مشابه، ارزش موشک‌های مصرف‌شده از هزینه اولیه خود جنگنده نیز فراتر می‌رود. به همین دلیل، در یک جنگ پرشدت، سهم هزینه خود هواپیما در مقایسه با دوران صلح به‌طور قابل توجهی کاهش پیدا می‌کند.

سایر عوامل کمتر آشکار

جنگنده‌های مختلف قابلیت‌های متفاوتی دارند و به سطوح متفاوتی از پشتیبانی نیازمندند. برای مثال، گذار یک اسکادران نیروی هوایی از جنگنده‌های قدیمی F-15C به F-15EX جدید، بسیار آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر از انتقال به F-35A است. گذار به F-35 مستلزم آن است که پایگاه مجموعه متفاوتی از زیرساخت‌های زمینی، مانند آشیانه‌ها، را ایجاد کند و نیروهای تعمیر و نگهداری و خلبانان را به‌طور گسترده‌تری آموزش دهد. در عین حال، نمی‌توان همه انواع جنگنده را یکسان در نظر گرفت.

دولت سوئیس در سال ۲۰۲۱ اعلام کرد که F-35A برنده رقابت این کشور شده است و گفت: «کار با F-35A در مقایسه با سایر گزینه‌ها نسبتاً آسان است و این جنگنده می‌تواند برتری اطلاعاتی ایجاد کند؛ همچنین به آموزش کمتری نیاز دارد و نسبت ساعات پرواز واقعی به ساعات شبیه‌ساز در آن بهتر است. به همین دلیل، F-35A در مقایسه با سایر نامزدها به حدود ۲۰ درصد ساعات پرواز کمتر و نسبت به هواپیماهای جت فعلی نیروی هوایی که قرار است جایگزین آن‌ها شود، به حدود ۵۰ درصد برخاست و فرود کمتر نیاز دارد.»

آموزش یک خلبان F-15E Strike Eagle یا F-16 Fighting Falcon با قیمت‌های سال ۲۰۱۸ حدود ۵.۶ میلیون دلار هزینه دارد که معادل حدود ۷.۲ تا ۸.۷ میلیون دلار با قیمت‌های سال ۲۰۲۶ است. هزینه آموزش یک خلبان F-35A در سال ۲۰۱۸ حدود ۱۰.۲ میلیون دلار بود و احتمالاً در سال ۲۰۲۶ به حدود ۱۳ تا ۱۵.۷ میلیون دلار می‌رسد. این هزینه جدا از مخارج آموزش نیروهای تعمیر و نگهداری و خرید ابزارهای تخصصی موردنیاز برای نگهداری هواپیما است.

ریسک و سایر تجهیزات پشتیبانی اهمیت دارند

ممکن است یک کشور به این نتیجه برسد که برای برآورده کردن نیازهای خود به ۲۴ فروند جنگنده نسل پنجم یا ۳۶ فروند جنگنده نسل ۴.۵ نیاز دارد تا همان مأموریت را انجام دهد. جنگنده‌ای مانند F-16 با شعاع رزمی ۴۰۰ مایل دریایی، معادل ۷۴۰ کیلومتر، ممکن است برای تأمین نیازهای یک کشور به پشتیبانی هواپیمای سوخت‌رسان A330 MRTT نیاز داشته باشد؛ در حالی که برد رزمی ۶۷۰ مایل دریایی، معادل ۱,۲۴۱ کیلومتر، F-35A با سوخت داخلی ممکن است بدون پشتیبانی هواپیمای سوخت‌رسان نیز کافی باشد.

طول عمر هواپیما و ظرفیت آن برای دریافت ارتقا نیز بر ارزش خرید در برابر هزینه تأثیر می‌گذارد. برای مثال، در حالی که تقریباً تمام جنگنده‌های MiG-21 Fishbed که زمانی در شمار زیادی در سراسر جهان حضور داشتند، اکنون بازنشسته، زمین‌گیر یا اوراق شده‌اند، بسیاری از جنگنده‌های ارتقایافته Northrop F-5 که هم‌دوره آن‌ها بودند همچنان پرواز می‌کنند. برخی کشورها نیز هنوز از F-5های خود رضایت دارند.

ریسک یکی دیگر از هزینه‌های مهمی است که اغلب نادیده گرفته می‌شود. کاهش اعتماد کانادا به ایالات متحده، هزینه‌ای ناشی از ریسک را به خرید F-35ها افزوده است. در همین حال، برنامه‌های جدیدتر جنگنده مانند Kaan ساخت ترکیه و KF-21 ساخت کره جنوبی با انواع متفاوتی از ریسک روبه‌رو هستند؛ ریسک‌هایی که به هواپیماهایی مربوط می‌شوند که هنوز سابقه عملیاتی چند دهه‌ای ندارند و همچنین به توانایی سازندگان آن‌ها در ارائه ارتقاها و پشتیبانی پایدار طی چندین دهه بستگی دارند.

قیمت اعلام‌شده برای هر فروند هواپیما تنها یکی از اجزای هزینه کل یک برنامه جنگنده در سراسر چرخه عمر آن است؛ جزئی که در بسیاری از موارد سهم نسبتاً کوچکی از کل هزینه را تشکیل می‌دهد.

کانال روزیاتو در تلگرام



منبع خبر: روزیاتو

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید