به گزارش اطلاعات آنلاین، گفته میشود ایران و عمان در حال نهایی کردن توافقی برای کنترل تنگه هرمز، دریافت هزینه از کشتیها برای عبور و مرور و احتمالاً مسدود کردن کشتیهای «کشورهای متخاصم» هستند. ترامپ در اوایل ماه ژوئیه بمباران را از سر گرفت تا مانع از انجام این کار شود. ادعاهای رئیس جمهوری آمریکا […]

به گزارش اطلاعات آنلاین، گفته میشود ایران و عمان در حال نهایی کردن توافقی برای کنترل تنگه هرمز، دریافت هزینه از کشتیها برای عبور و مرور و احتمالاً مسدود کردن کشتیهای «کشورهای متخاصم» هستند. ترامپ در اوایل ماه ژوئیه بمباران را از سر گرفت تا مانع از انجام این کار شود. ادعاهای رئیس جمهوری آمریکا همواره بین کنترل هرمز از سوی ایالات متحده و دریافت عوارض، وانمود کردن به باز بودن تنگه و تهدید به «ضربه بسیار شدید» در صورت باز نشدن کامل آن، در نوسان بوده است.
با این حال، ترامپ و دیگر مقامهای ارشد آمریکایی، مانند مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، مذاکرات ایران و عمان را نوعی پیشرفت دیپلماتیک تبلیغ میکنند و نشان میدهند قرار است توافقی را با شرایط ایران بپذیرند. این مسلماً آشکارترین شکست آمریکا در جنگ تاکنون خواهد بود، به ویژه برای جنگی که ترامپ آغازگر آن بوده است.
در ماه فوریه، قبل از اینکه ترامپ جنگ را آغاز کند، هرمز باز و یک آبراه بینالمللی و آزاد برای همه بود. ایالات متحده هم قدرت نظامی غالب در منطقه در نظر گرفته میشد. کشورهای عربی خلیج فارس – عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت – تسلط آمریکا را اساس راهبردهای امنیت ملی و اقتصادی خود قرار دادند و ایران درگیر مذاکراتی در مورد برنامه هستهای خود بود، هرچند بعید بود امتیازهای چشمگیر بدهد.
در 17 ژوئن، پس از بمبارانهای فراوان، برخی تهدیدهای شدید و چند آتشبس، ایالات متحده یادداشت تفاهمی با ایران امضا کرد که عمدتاً تسلیم آمریکا بود. این توافق شامل کاهش تحریمها و سایر مزایای اقتصادی برای ایران بود و بر تمام اهداف جنگی ایالات متحده تأثیر میگذاشت. ایران با مذاکرات هستهای نامشخص در آینده موافقت کرد، که ایالات متحده قبل از حمله آن را انجام داده بود.
این سند کتبی از هر دو طرف میخواهد یکدیگر را تهدید نکنند (ترامپ تقریباً بلافاصله آن را نقض کرد) و اسرائیل را متعهد کرد به عملیات در لبنان پایان دهد (که آنها هرگز با آن موافقت نکردند و نخواهند کرد). این [سیاست/طرح] عملاً کنترل ایران بر تنگه هرمز را تصدیق کرد و گفت که ایران «ترتیباتی» برای مدیریت آن با عمان اتخاذ خواهد کرد و «فقط برای ۶۰ روز» هیچ هزینهای دریافت نخواهد کرد.
اما تنگه هرمز تا حدی باز شد و عبور روزانه از آن به بالاترین حد خود در ماههای اخیر رسید (هر چند هنوز به سطح قبل از جنگ نرسیده است). قیمت نفت کاهش یافت. اما ایالات متحده طوری رفتار کرد که انگار در تخیل ترامپ، توافق دیگری را دنبال میکند.
ترامپ علاوه بر نقض تفاهمنامه با تهدیدها، بارها در مورد محتوای آن دروغ گفت و به دروغ ادعا کرد که ایران امتیازهای هستهای داده، تنگه هرمز را باز کرده و «تقریباً همه چیز» را به ایالات متحده داده است. با تشویق ایالات متحده، برخی کشتیها از تنگه هرمز خارج از آبهای ایران عبور کردند و به سواحل عمان رسیدند. سپس ایران برای اعمال کنترل به چند کشتی شلیک کرد.
بنابراین ترامپ دوباره شروع به بمباران کرد. ایران دوباره تنگه را مسدود و موشکها و پهپادهایی را به سمت شرکای منطقهای ایالات متحده شلیک کرد و زیرساختهای غیرنظامی، پایگاههای ایالات متحده و سایر اهداف را هدف قرار داد.
اکنون که این دور از مذاکرات به پایان رسیده، پیداست که ترامپ موقعیت آمریکا را بدتر کرده و در دستیابی به تمام اهداف خود شکست خورده و ایران را تقویت کرده است. ایالات متحده از موشکهای تهاجمی دقیقتر و رهگیرهای دفاع هوایی بیشتری استفاده و کمبود ایجاد کرده است. این امر قابلیتهای آمریکا را محدود و دشمنان ایالات متحده را تشویق میکند و – به دلیل تنگناهای تولید – به راحتی قابل حل نخواهد بود.
ایران بار دیگر نشان داد میتواند به کشتیهای اطراف هرمز حمله کند، با وجود تلاشهای ایالات متحده برای جلوگیری از آن. اکنون ایران، عمان را – که قبل از شروع مجدد بمباران از سوی ترامپ با ایالات متحده همکاری میکرد – در طرح خود برای کنترل تنگه هرمز همراه کرده است. حتی با پایینترین حد عوارض پیشنهادی، یعنی ۳٪ برای هر کشتی، ایران دهها میلیارد دلار درآمد سالانه به دست خواهد آورد.
جنگ گسترش یافت و شبهنظامیان تحت حمایت ایران بیشتر درگیر شدند. محمد بن سلمان، رهبر عربستان، ترامپ را به مخالفت با حمله گستردهتر به ایران ترغیب کرده و موضع قبلی خود را که طرفدار جنگ بود، تحت تأثیر تهدید ایران تغییر داده است. این نشان میدهد که سعودیها با اکراه حاضر به پرداخت هزینه به رقیب خود، ایران، هستند. این یک رأی عدم اعتماد جدی به معماری امنیتی منطقهای به رهبری ایالات متحده است – احساسی که احتمالاً در سایر پایتختهای عربی نیز وجود دارد.
نیروهای آمریکایی تلفات بیشتری متحمل شدند و مجموع تلفات این جنگ را به ۱۸ کشته و بیش از ۶۰۰ زخمی رساندند. درست است که ایالات متحده بسیاری از تجهیزات ایران را نابود کرد. اما این تاکتیکی است، نه راهبردی. همه این شکستها به معنای شکست است، مهم نیست که نسبت تلفات به تبادل در نبرد چقدر مطلوب باشد.
گزینههای ترامپ همچنان پابرجاست: ۱. تسلیم تحقیرآمیز – از دست دادن آزادی ناوبری، پذیرش کنترل ایران بر تنگه هرمز و اجازه دادن به آن برای جمعآوری عوارض – اساساً نسخه بدتری از تفاهمنامه، تحقیری که ترامپ وقتی متوجه شد نمیتواند از تعهدات فرار کند یا در مورد آن دروغ بگوید، نتوانست تحمل کند؛ یا ۲. تشدید نظامی، شاید حتی عملیات زمینی.
او ایالات متحده را در موقعیت وحشتناکی قرار داده است؛ حداقل هفت بار تهدید به حمله به زیرساختهای غیرنظامی کرده و همچنان این کار را نمیکند. این همان ارتکاب جنایات جنگی است که احتمالاً هیچ دستاوردی نخواهد داشت، اما بدتر از هیچ کاری نکردن است، زیرا چرخه تهدید و تسلیم، اعتبار او را از بین میبرد. اکنون هیچ تهدیدی حتی اگر ترامپ واقعاً چنین قصدی داشته باشد، کارساز نخواهد بود. او بیش از حد بلوف زده است.
ترامپ بمباران را برای فروپاشی رژیم ایران امتحان کرد و وقتی این تلاش شکست خورد، بمباران را برای مجبور کردن ایران به دادن امتیاز امتحان کرد – که آن هم شکست خورد. او عملیات زمینی را مطرح کرده، اما این ایده وحشتناکی خواهد بود. اولاً، نیروهای آمریکایی در خاک ایران، اهداف نیروهای ایرانی در اعماق این کشور بزرگ و کوهستانی خواهند بود. خوشبختانه، به نظر میرسد ترامپ از این موضوع میترسد.
ترامپ نمیتواند از ایران شکایت یا اعلام ورشکستگی کند. او نمیتواند مانند برخی از اهداف داخلی خود، آنها را ارعاب کند. جنگ بین ایالتی بالاترین سطح رقابت است – هیچ سیستمی برای دستکاری وجود ندارد، هیچ نهادی نمیتواند او را نجات دهد.
اینجا تسلیم باقی میماند. این بار واقعاً. به نظر میرسد این تنها راهی است که ترامپ میتواند اوضاع را به اندازه کافی تثبیت کند تا از بدترین سناریوهای اقتصادی جلوگیری کند و تنها شانسی است که او برای کاهش قیمت بنزین در زمان انتخابات میاندورهای دارد.
یک ایران قدرتمندتر گ که به عنوان قدرت برتر خلیج فارس شناخته میشود و جریان درآمدی جدید و بزرگی دارد، ممکن است از یک عملیات زمینی پرهزینه یا بمباران بیشتر فقط برای رسیدن به همان نتیجه، کمتر بد باشد. اما هنوز هم واقعاً بد است.
با این حال، در این مرحله، احتمالاً گزینه نهچندان بد است. گرچه بستگی به این دارد که ترامپ بپذیرد یک بازنده تاریخی است، نه اینکه فکر کند یک نمایش قدرت دیگر شرایط را به نفع او تغییر میدهد یا دستکم باعث میشود موقتاً احساس قدرت کند.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































