در ماجرای رفتن محمد ربیعی از تراکتور یک جنبه به خود او برمیگردد که در جای دیگر به آن خواهیم پرداخت. جنبه دیگر به باشگاه تراکتور برمیگردد که با میلیونها طرفدار، شرایطی را برای بازیکنان و مربیان و البته مدیران ایجاد کرده که هیچکس نمیداند مرجع اصلی قدرت و تصمیم گیری کجاست! در طول این […]

در ماجرای رفتن محمد ربیعی از تراکتور یک جنبه به خود او برمیگردد که در جای دیگر به آن خواهیم پرداخت. جنبه دیگر به باشگاه تراکتور برمیگردد که با میلیونها طرفدار، شرایطی را برای بازیکنان و مربیان و البته مدیران ایجاد کرده که هیچکس نمیداند مرجع اصلی قدرت و تصمیم گیری کجاست!
در طول این سالها و با وجود موفقیت با اسکوچیچ برای یک فصل، مربیان گوناگونی که تقریباً همگی جز نامدارترین گزینهها بودند، به نیمکت تراکتور رسیده و هیچ کدام -ایرانی و خارجی، منهای اسکوچیچ- نتوانستند کارشان را تا به آخر برسانند. تک تک آنها در محافل خصوصی از این موضوع گلایه کردهاند که در این باشگاه تکلیفشان مشخص نبوده و اگرچه روز اول با زنوزی حرف زدند و در ظاهر هیئت مدیره و مدیرعامل طرف حساب آنها بوده، اما برای قرارداد بستن و سپس فسخ آن، فرد دیگری روبروی آنها نشسته است!
کسی که مسیر رفتن به تراکتور از سمت او میگذرد، او نزدیکترین فرد به محمدرضا زنوزی است و نفوذ زیادی در این تیم و روی تصمیمات مدیریتی و بازیکنان دارد. تا همین جا کار در تراکتور سخت است، چه رسد به اینکه مدیران مختلف -که آنها نیز در فوتبال ایران برای خود اسم و رسم و جایگاهی دارند- می آیند و آنها هم نظراتی دارند!
اما جنبه سوم، جواد نکونام است. مربی که بعد از استقلال، خانه نشین بود و حالا با یک تیم بزرگ و مدعی دیگر استارت میزند. محمد ربیعی در فاصله ۵ روز تا بازی اول لیگ برکنار شد و تیم طی این مدت با افکار و برنامههای او تمرین کرده و میدانیم که بازیکنان هم با نظر دیگران خریداری شدهاند! این یعنی کار نکونام بسیار سخت است، نه فقط تیم را خودش نبسته بلکه در این مجموعه کسی نیست که به یکی از سه منبع قدرت (یعنی مالک، ایجنت مشهور و مدیرعامل تازه وارد) وصل نباشد!
به طور طبیعی نکونام نمیتواند لااقل تا نیم فصل، تغییری در نفرات درون و بیرون تیم ایجاد کند. تازه آن زمان هم برای کنار گذاشتن هر کس باید کلی انرژی بگذارد و بجنگد. اما سوای تمام این اتفاقات چیزی که برای هواداران و فوتبال مهم است، سرنوشت خود تراکتور و نتایج آن درون زمین خواهد بود. محمد ربیعی در افکار، تاکتیکها و کارنامه در لیگ برتر ایران، هیچ شباهتی به جواد نکونام ندارد.
مشخص نیست که تراکتور چطور از ربیعی با فوتبال تهاجمی، به نکونام با بردهای اقتصادی و فوتبال دفاعی سبک کیروش رسیده است! وقتی اسکوچیچ رفت، با توجه به تمایل او به یک نوع از فوتبال تهاجمی، محمد ربیعی انتخاب خوبی بود که میتوانست در همان راستا با همان فلسفه کار کند تا فصل تمام شود. اما جواد نکونام از اساس فلسفهای دیگر در فوتبال دارد. سوال اینجاست که به فاصله ۵ روز تا شروع لیگ، نکونام چطور میتواند فلسفه دفاعی خود را به تیم تهاجمی تزریق کند؟
آیا اساساً هواداران چنین نمایشهایی را از تراکتور میپذیرند؟ تا زمانی که بازیکنان با فلسفه جواد خو گرفته و بتوانند آن را اجرایی کنند، احتمالا امتیازات حساس دور رفت و بازیهای آسان اولیه -که هر قهرمان باید آنها را جمع و ذخیره کند- از دست می رود و در تیم بزرگ و پرطرفدار، آیا اساساً به نکونام فرصت جبران و بستن تیم دلخواه در دور برگشت داده خواهد شد؟
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































