«باعث نشوید گریه کنم، چون نمی‌خواهم گریه کنم.» پس از گفتن این جمله، سکوتی طولانی شکل می‌گیرد. ژوزه مورینیوی معذب اطرافش را نگاه می‌کند، روی میز ضربه می‌زند و تلاش می‌کند احساساتش را پنهان کند. این مورینیو، چهره‌ای است که تا امروز از او ندیده بودیم. مورینیوی ۶۳ ساله در پاسخ به سوالی درباره نحوه کنار […]

«باعث نشوید گریه کنم، چون نمی‌خواهم گریه کنم.» پس از گفتن این جمله، سکوتی طولانی شکل می‌گیرد. ژوزه مورینیوی معذب اطرافش را نگاه می‌کند، روی میز ضربه می‌زند و تلاش می‌کند احساساتش را پنهان کند. این مورینیو، چهره‌ای است که تا امروز از او ندیده بودیم.

مورینیوی ۶۳ ساله در پاسخ به سوالی درباره نحوه کنار آمدنش با مرگ پدرش در سال ۲۰۱۷، زمانی که هدایت منچستریونایتد را برعهده داشت، برای مدتی طولانی تلاش می‌کند جلوی اشک‌هایش را بگیرد؛ او می‌کوشد حتی در چنین لحظه‌ای نیز آن شخصیت مرموز و نفوذناپذیری را که همیشه از خودش ساخته، حفظ کند.

این همان کاری است که مورینیو در طول مستند سه‌قسمتی جدید نتفلیکس نیز انجام می‌دهد. سرمربی افسانه‌ای پرتغالی قصد دارد هواداران فوتبال را با بخش‌هایی از دوران فوق‌العاده موفقش روی نیمکت آشنا کند؛ دوران ۳۰ ساله‌ای که طی آن در انگلیس، اسپانیا، پرتغال و ایتالیا ۲۶ جام مهم به دست آورده است. او در عین حال تمایلی ندارد مستند بیش از حد وارد زندگی خصوصی‌اش شود.

مورینیو در بخش‌های پایانی مستند می‌گوید: «مردم فکر می‌کنند من را می‌شناسند، اما من را نمی‌شناسند. و من خوشحالم که این‌طور است. این یک امتیاز برای کسانی است که واقعاً من را می‌شناسند. شما به خاطر دوران حرفه‌ای من می‌خواهید مستند بسازید. نمی‌شود درباره مردی که در فوتبال هیچ چیزی نبرده، مستند ساخت.»

مورینیو حق دارد. اگر او چنین کارنامه پرافتخاری در دوران ۳۰ ساله مربیگری‌اش نداشت، دلیلی وجود نداشت که حالا در عمارت مجللش روی مبل بنشیند، در حالی که نور خورشید روی استخر خانه‌اش می‌تابد و مقابل دوربین‌های نتفلیکس با جو پرلمن، کارگردان مستند، گفت‌وگو کند؛ صحنه‌ای که احتمالاً برای هر فیلمبرداری یک موقعیت ایده‌آل است.

با این حال، این مسئله به این معنا نیست که مخاطبان علاقه‌ای ندارند بدانند چه چیزی مورینیو را می‌سازد و چه عواملی پشت شخصیت او قرار دارند.

پرلمن که پیش از این مستندهایی درباره خوانندگان مشهوری مانند رابی ویلیامز و لوئیس کاپالدی ساخته، به همراه جان بتسک، تهیه‌کننده مستند «بکام»، در این پروژه عملکرد بسیار خوبی داشته‌اند. آنها ضمن احترام به خواسته مورینیو برای حفظ حریم خصوصی، فرصتی فراهم کرده‌اند تا مخاطب نگاهی به ژوزه واقعی و اتفاقاتی که در زندگی پشت سر گذاشته داشته باشد.

از این واقعیت که فرزندانش «بدون من بیشتر از زندگی لذت می‌برند» گرفته تا تأثیر پدرش در شکل‌گیری شخصیت او، این مستند جنبه‌ای آسیب‌پذیرتر و انسانی‌تر از مورینیو را نشان می‌دهد؛ چهره‌ای که او پیش از این کمتر اجازه داده بود کسی ببیند.

ژوزه مورینیو

البته این بخش‌های شخصی عمدتاً در اواخر قسمت پایانی مورد بررسی قرار می‌گیرند. بخش اعظم مستند، مخاطب را به سفری در مسیر پرفرازونشیب و پرهیجان دوران مربیگری مورینیو در فوتبال می‌برد؛ مسیری که سازندگان مستند به شکل بسیار خوبی آن را روایت کرده‌اند.

برای اینکه یک مستند ورزشی بتواند مخاطب را درگیر کند، به اطلاعات و روایت‌هایی از نزدیک‌ترین افراد به شخصیت اصلی، داستان‌های ناگفته و اطلاعات اختصاصی نیاز دارد؛ چیزهایی که پیش از این نشنیده‌ایم. مورینیو هر سه عنصر را در اختیار دارد و حتی فراتر از آن عمل می‌کند.

فرانک لمپارد، جان تری، سر الکس فرگوسن، ایکر کاسیاس و زلاتان ایبراهیموویچ تنها بخشی از چهره‌های سرشناسی هستند که در این مستند درباره مورینیو صحبت می‌کنند. همین نام‌ها به خوبی نشان می‌دهند که «آقای خاص» چه تأثیر بزرگی بر فوتبال داشته است؛ بالاخره این افراد که چهره‌های گمنامی نیستند.

البته همه آنها برای تعریف و تمجید از مورینیو مقابل دوربین حاضر نشده‌اند.

ایکر کاسیاس، کاپیتان سابق رئال مادرید، از رابطه «بسیار سرد» خود با مورینیو صحبت می‌کند و می‌گوید این رابطه در نخستین دوره حضور مربی پرتغالی در مادرید چگونه «به مرزهای خطرناک» رسید.

این هم بخشی از واقعیت درباره مورینیو است؛ مردی که در طول سال‌های حضورش روی نیمکت، دشمنان زیادی برای خود ساخته است. مستند نیز تلاش نمی‌کند این بخش از داستان را پنهان کند و مخاطب را با تمام فراز و نشیب‌های دوران حرفه‌ای او روبه‌رو می‌کند؛ از موفقیت‌ها و روزهای شیرین گرفته تا شکست‌ها و روزهای تلخ.

مورینیو همان مردی است که هواداران چلسی به دلیل موفقیت‌هایش در انگلیس او را می‌پرستند و طرفداران اینتر نیز به خاطر بازگرداندن این باشگاه به اوج و رقم زدن یک قهرمانی تاریخی در لیگ قهرمانان اروپا، به او عشق می‌ورزند.

اما او همان مردی است که جدایی پرتنشی از رئال مادرید داشت؛ دوره‌ای که سامی خدیرا، هافبک سابق این تیم، آن را همراه با شکل‌گیری یک رختکن کابوس‌وار و مسموم توصیف می‌کند.

مورینیو همچنین مجبور شد با اوا کارنیرو، پزشک سابق چلسی، بر سر ادعاهایی مبنی بر اینکه این مربی علیه او تبعیض روا داشته، به توافق برسد.

مستند در کنار این بخش‌ها، افشاگری‌های قابل توجهی نیز دارد.

مورینیو درباره مذاکراتی صحبت می‌کند که برای بازگشتش به بارسلونا به عنوان سرمربی در سال ۲۰۰۸ انجام شده بود؛ تقریباً یک دهه پس از آنکه به عنوان دستیار در این باشگاه فعالیت کرده بود. او همچنین می‌گوید هنوز هم از اینکه او را «مترجم» خطاب کنند، خوشش نمی‌آید؛ لقبی که به دوران فعالیتش در بارسلونا بازمی‌گردد.

اما بزرگ‌ترین افشاگری مستند بدون شک مربوط به منچستریونایتد است.

مورینیو برای نخستین بار اعتراف می‌کند که در سال ۲۰۱۳ به صورت شفاهی با سر الکس فرگوسن برای جانشینی او در منچستریونایتد به توافق رسیده بود. با این حال، مورینیو می‌گوید تمایلش برای اینکه دوباره احساس کند «دوست داشته می‌شود» باعث شد تصمیمش را تغییر دهد. او در چرخشی ناگهانی، از این توافق عقب نشست و به چلسی بازگشت.

مورینیو هنگام افشای این راز بزرگ درباره منچستریونایتد می‌گوید: «هدف کاری که ما انجام می‌دهیم، گفتن حقیقت است.»

و دقیقاً همین چیزی است که مورینیو در این مستند نشان می‌دهد: صادق و بی‌پرده. او مثل همیشه، بدون اینکه بخواهد از خودش عذرخواهی کند یا تصویری متفاوت ارائه دهد، همان ژوزه مورینیو است.

بیشتر بخوانید: 

مستند ژوزه مورینیو در نتفلیکس

منبع خبر: خبــر ورزشی

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید