در چیدمان یک ارکستر موسیقی کلاسیک، معمول این است که سازهای کوبهای مانند طبل را در عقبترین ردیف و سازهای زهی همچون ویولن را در جلوترین ردیف ارکستر میچینند. در همین چیدمان نیز اغلب، ساز کوبهای (مثلا طبل) فقط یکی و ساز زهی ویولن و ویولونیست، چندین نفرند. به عبارتی، طبل که صدای بسیار بلندی […]

در چیدمان یک ارکستر موسیقی کلاسیک، معمول این است که سازهای کوبهای مانند طبل را در عقبترین ردیف و سازهای زهی همچون ویولن را در جلوترین ردیف ارکستر میچینند. در همین چیدمان نیز اغلب، ساز کوبهای (مثلا طبل) فقط یکی و ساز زهی ویولن و ویولونیست، چندین نفرند.
به عبارتی، طبل که صدای بسیار بلندی دارد، در اقلیت و ویولون در یک ارکستر، در اکثریت است. اما اگر شما اصلا با شیوه چیدمان سازها و نوازندگان آشنا نباشید و ندانید تعداد نوازندگان هر ساز چند نفرند و موسیقی کلاسیک را فقط شنیده باشید و اجرای آن را ندیده باشید، هیچگاه تنها به واسطه شنیدن نمیتوانید به جایگاه و چیدمان سازها در یک ارکستر پیببرید؛ تازه فقط همین هم نیست، از آنجا که در تصنیف موسیقی کلاسیک، ساز اصلی ویولن است (مگر اینکه آهنگساز برای ساز مشخصی دیگری موسیقی نوشته باشد) در همین چیدمان نوازندگان ویولن نیز، نشستن ویولونیستها از قاعدهای مشخص تبعیت میکند، بدین شکل که نزدیکترین نوازنده ویولن در ردیف ویولونیستها، نوازنده اصلی است و حتی گاهی مشخصاً یک ویولونیست را جدای از دیگران و سرپا به عنوان سولیست در ارکستر نشان میکنند که حتی در زمانهایی از اجرا، تمام گروه ارکستر سکوت میکنند و او تکنوازنده کل ارکستر میشود.
در هر صورت، این کل ارکستر است که در حال اجراست و نه تنها یکنفر، حتی اگر سولیست باشد و دیگران ساکت.
اما تمام ماجرا فقط این نیست، یادم هست در جشن هنر شیراز، یک موسیقیدان آلمانی حضور داشت به نام «اشتوکهاوزن». یادم هست وقتی او برای اولین بار در جشن هنر شیراز برنامه اجرا کرد، اعتراض بسیاری را برانگیخت که این دیگر چیست و حتی مرحوم احمد شاملو در مقابل این سخن یکی از برگزارکنندگان که «اشتوکهاوزن، بتهون دنیای مدرن است» گفته بود «کسی که اشتوک هاوزن را با بتهون مقایسه میکند، نه موسیقی را میفهمد و نه بتهون را». اما همین اشتوکهاوزن، شد بزرگترین هنرمندی که بر موسیقی مدرن جهان اثر گذار شد. و دلیلش چیست؟ گوش ما به نواهای گذشته عادت داشت و شکستن این عادت به سادگی ممکن نبود.
گمان من این است که در این ۴۷ سال پس از انقلاب، ما نیز به جهان با همان عادت گذشته نگاه کردهایم، بخصوص براساس ساختاری که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت. در این ساختار، نظمی بر اساس قدرت نظامیِ فائق، شکل گرفته که حول محوریت تصویری کلاسیک از «مرکز و پیرامون» تعریف میشود. مرکزیت و پیرامونی که نمیتوان از آن خارج شد و حتی نمیتوان از پیرامون یک مرکز به پیرامون مرکزی دیگر کوچ کرد. من در همین جنگ اخیر نیز، بسیاری را دیدهام که با همین نگاه وقایع را تحلیل میکنند.
اگر بخواهم به مقدمه یادداشت برگردم، می توانم چنین بگویم اینان، به آنچه میشنوند، مشابه آثار اشتوکهاوزن، که خارج از عرف معمول بود و حتی مورد تمسخر شاملو قرار میگرفت، به تحقیر مینگرند و تفسیر میکنند، یا مثلا در حوزه سیاستهایی که ساختار در پیش گرفته، نه به صدای ارکستر، بلکه کوبههای طبل را صدای اصلی میدانند.
اما موضوع این است که همچون یک سالن موسیقی، بهترین دید از روی بالکن و از بالا میسر است، نه چسبیده به صحنه و جلوترین ردیف.در جنگ حاضر نیز لازم است به نکاتی توجه کنیم که شاید برخی نبینند یا دوست ندارند ببینند.
اول اینکه اگرچه بتهون بزرگترین موسیقیدان تاریخ است (چنانکه آمریکا نیز بزرگترین قدرت نظامی تاریخ است)، اما همانطور که اشتوکهاوزن، مسیری جدید در موسیقی جهان باز کرد و حالا بعد از نیم قرن، اثر او بر موسیقی مدرن تثبیت شده، در این روزها، تحلیلگران نظامی جهانی هم به کرات و تکرار میگویند، آنچه در این جنگ رخ داد، تغییر معنای جنگ و خروج از دوران کلاسیک قدرت نظامی بود.
فقط به همین توجه کنیم که بزرگترین نیروی دریایی جهان، ۶ماه است که در یک جنگ دریایی، چنان گرفتار شده که چند ماه پیش، ناو هواپیمابر جرالد فورد و امروز ناو هواپیمابر لینکلن را از صحنه جنگ خارج میکند. اولی را گفتند بهخاطر آتشسوزی در رختشویخانه و حالا دومی را حتی خود تلویزیون ویاُای میگوید شایع شده که هفت نفر در درگیری داخلی کشته شدند و بعضی از عرشه ناو، خود را به دریا انداختهاند.
اینها را و بسیاری چیزهای دیگر را بگذارید در کنار اینکه، رهبر حزبالله لبنان از تفاهمنامه دفاع میکند و وزارت خارجه از نتیجهبخشی مذاکرات با عمان و تعطیل و حذف کریدور جنوبی تنگه هرمز میگوید.
همه اینها یک ارکستر است، آن صدای طبل هم که در انتهای سالن است و صدایش بلند، ولی در اقلیت و توخالی است، بخشی از همین ارکستر است که برای تکمیل سمفونی، صدایش بین سازهاست، ولی دقت کنید که این سولیست است که ملایم و با حوصله، آرشه را بر سیم میکشد.ارکستر سیاست، یک ارکستر پرحوصله است، طبل دارد، قرنی دارد، اما ردیف اولش ویولون است.
گوشمان را به صداهای جدید عادت دهیم، سیاست هم همچون موسیقی، دارد مدرن میشود و یادمان باشد اگر قرار بود همان طریق گذشته ادامه پیدا کند، نه تنها جنگ به ماه ششم نمیرسید و در هفته اول با نابودی ایران تمام میشد، بلکه کار به اینجا نمیرسید که ناو هواپیمابر جورج بوش که وظیفهاش حفاظت از تایوان در برابر چین بود، تایوان و اقیانوس آرام را رها کند و برای جایگزینی ناو هواپیمابر مصیبت دیده لینکلن به دریای عرب بیاید.
به صدای ارکستر گوش کنیم و باور کنیم که اشتوکهاوزن موسیقی جدیدی دارد، حتی اگر از آن خوشمان نمیآید.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































