آنهایی که ادعا میکنند تیم ملی جای ساختن یک نسل جدید نیست، با پوزیشن «دانای کل» وارد صحنه شدهاند؛ انگار قرار است با این دیدگاه عجیب که بیشتر شبیه ملیگویی است، منتقدان را سر جای خود بنشانند. اما حقیقت چیز دیگری است. تیم ملی میتواند فرصت تازهای برای بازیکنان شایسته لیگ و لژیونرها باشد؛ به […]
آنهایی که ادعا میکنند تیم ملی جای ساختن یک نسل جدید نیست، با پوزیشن «دانای کل» وارد صحنه شدهاند؛ انگار قرار است با این دیدگاه عجیب که بیشتر شبیه ملیگویی است، منتقدان را سر جای خود بنشانند.
اما حقیقت چیز دیگری است.
تیم ملی میتواند فرصت تازهای برای بازیکنان شایسته لیگ و لژیونرها باشد؛ به شرط آنکه اصلاً لژیونری برای دعوت کردن وجود داشته باشد! تیم ملی میتواند و باید به سرزمین فرصتها برای تغییر نسل تبدیل شود.
تاریخ فوتبال ایران هم خلاف این ادعا را ثابت میکند.
ایران در حالی به جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل رسید که چهار سال قبل از آن در آفریقای جنوبی حضور نداشت. تیمی که به برزیل رفت، حاصل یک دوره ناکامی و تغییرات محدود بود؛ با این حال، در همان جام جهانی به تیمی تبدیل شد که مقابل آرژانتین و ستارهای مثل لیونل مسی ایستاد و تا آستانه یک تساوی تاریخی پیش رفت. ترکیب ایران در آن بازی را ببینید:
علیرضا حقیقی، پژمان منتظری، سیدجلال حسینی، امیرحسین صادقی، مهرداد پولادی، جواد نکونام، آندرانیک تیموریان، مسعود شجاعی، احسان حاجصفی، اشکان دژاگه و رضا قوچاننژاد.

چهار سال بعد، در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه، تغییر نسل وارد مرحله تازهای شده بود. تیم ملی با مجموعهای متفاوت به جام جهانی رفت و مقابل اسپانیا ایستاد؛ تیمی که بخش قابل توجهی از چهرههایش متعلق به نسل تازه فوتبال ایران بودند:
علیرضا بیرانوند، رامین رضاییان، مرتضی پورعلیگنجی، مجید حسینی، احسان حاجصفی، سعید عزتاللهی، امید ابراهیمی، مهدی طارمی، وحید امیری، کریم انصاریفرد و سردار آزمون.
تغییرات آنقدر واضح است که نیازی به توضیح واضحات ندارد. اگر تیم ملی در فاصله چهار سال توانسته چنین پوستاندازیای را تجربه کند، پس این ادعا که «تیم ملی جای تغییر نسل نیست» دقیقاً از کجا آمده است؟
اتفاقاً تیم ملی یکی از مهمترین جاهایی است که باید استعدادهای فوتبال ایران را امتحان کند. مگر قرار است بازیکن جوان کجا فرصت پیدا کند؟ مگر قرار است نسل بعدی فوتبال ایران از کجا وارد تیم ملی شود؟ این اتفاق در تاریخ فوتبال ایران هم بارها رخ داده است.

در دهه ۶۰، پرویز دهداری پس از استعفای گروهی از بازیکنان سرشناس، به سراغ چهرههای جوان رفت و نسلی را ساخت که بعدها احمدرضا عابدزاده، جواد زرینچه، مجتبی محرمی، صمد مرفاوی و دیگران بخشی از آن شدند. همان تیم جوان در جام ملتهای آسیا ۱۹۸۸ به مقام سوم رسید.
در دهه ۷۰ هم محمد مایلیکهن با تکیه بر نسل تازه و ایحاد یک انقلاب حماسی، تیمی ساخت که در جام ملتهای ۱۹۹۶ درخشید و به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه صعود کرد؛ بازیکنانی مثل علی دایی، خداداد عزیزی، مهدی مهدویکیا و دیگر چهرههای جوان آن روزها، بعدها ستونهای فوتبال ایران شدند.
پس تغییر نسل نه یک تابو است، نه خیانت به تیم ملی و نه نشانه بیتجربگی. گاهی دقیقاً برعکس است؛ اگر امروز برای نسل بعدی فرصت نسازیم، فردا چیزی برای تحویل گرفتن نخواهیم داشت.
دوستانی که امروز میگویند تیم ملی جای تغییر نسل نیست، بد نیست تاریخ همین فوتبال را یک بار دیگر مرور کنند. نسلهای تازه فوتبال ایران، همیشه از جایی کار خود را آغاز کردند که عدهای حاضر شدهاند به آنها فرصت و مجال بدهند.
ما آن سالها را فراموش نکردهایم.
بیشتر بخوانید: آقای قلعهنویی؛ این یکی را فوراً برکنار کن!
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































