در فاصله کمتر از دو هفته، مجموعهای از رخدادهای بهظاهر پراکنده در عراق، یمن و عربستان، تصویری تازه از معادلات امنیتی غرب آسیا ترسیم کرده است؛ حمله مشترک آمریکا و عربستان به مواضع حشدالشعبی عراق، درخواست رسمی این گروه از دولت عراق برای پاسخ به تعرضات عربستان به حاکمیت این کشور، آمادهباش نیروهای امنیتی بغداد، […]

در فاصله کمتر از دو هفته، مجموعهای از رخدادهای بهظاهر پراکنده در عراق، یمن و عربستان، تصویری تازه از معادلات امنیتی غرب آسیا ترسیم کرده است؛ حمله مشترک آمریکا و عربستان به مواضع حشدالشعبی عراق، درخواست رسمی این گروه از دولت عراق برای پاسخ به تعرضات عربستان به حاکمیت این کشور، آمادهباش نیروهای امنیتی بغداد، حملات گسترده انصارالله به مراکز تجمع نیروهای مورد حمایت عربستان در مأرب و حضرموت، و در نهایت حملات موشکی و پهپادی به اهدافی در داخل عربستان.این وقایع کنار هم، روایتی را نشان میدهند که در آن، عربستان بیش از هر زمان دیگری، از جایگاه یک بازیگر مستقل فاصله گرفته و به خط مقدم تقابل آمریکا با محور مقاومت تبدیل شده است.
آغاز این زنجیره را باید در حمله مشترک آمریکا و عربستان به مواضع حشدالشعبی عراق جستوجو کرد؛ حملهای که به شهادت حداقل۲۰نفر و زخمی شدن دهها عضو این سازمان انجامید. حشدالشعبی این حمله را «تروریستی» خواند و گروههای مقاومت عراق نیز اعلام کردند که پاسخ خواهند داد. با این حال، «هادی العامری»به عنوان جانشین فرمانده حشدالشعبی، به دلیل «منافع عالی عراق»، درخواست کرد که پاسخ نظامی را موقتاً به تعویق بیندازند تا مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک طی شود. همزمان، دولت عراق نیز با صدور دستور آمادهباش عمومی برای نیروهای امنیتی، سطح آمادگی نظامی را افزایش داد؛ اقدامی که بسیاری آن را نشانه نگرانی بغداد از احتمال پاسخ مقاومت به عربستان و آمریکا ارزیابی کردند.
در همین زمان، جبهه جنوبی نیز به سرعت فعال شد. انصارالله یمن اعلام کرد که با رصد تحرکات گسترده نیروهای مورد حمایت عربستان برای آغاز عملیات علیه مناطق تحت کنترل صنعا، مراکز تجمع آنان در مناطق الرویک، العبر و الثنیه را با موشکهای بالستیک و پهپاد هدف قرار داده است. یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن، تأکید کرد این عملیات با هدف خنثی کردن طرح تهاجمی نیروهای مورد حمایت عربستان انجام شده و صدها نفر از نیروهای دشمن کشته یا زخمی شدهاند. انصارالله همچنین هشدار داد که تا پایان محاصره، معادله «محاصره در برابر محاصره» ادامه خواهد داشت.
منابع مختلف مانند«الجزیره»و«گاردین» نیز از افزایش محسوس درگیریها میان انصارالله و نیروهای مورد حمایت عربستان خبر دادهاند. گاردین گزارش داد که ریاض در حال آمادهسازی یک عملیات گسترده در یمن است و همزمان، مقامات سعودی از احتمال حملات هماهنگ انصارالله و گروههای مقاومت عراق به زیرساختهای انرژی و بنادر این کشور سخن گفتهاند. در مقابل، انصارالله اعلام کرده است هرگونه تجمع یا تحرک نظامی جدید با پاسخ مستقیم روبهرو خواهد شد.در این میان، نقش ایران نیز قابل توجه است. برخلاف انصارالله و الحشدالشعبی که مستقیماً وارد تقابل میدانی با عربستان شدهاند، تهران ترجیح داده در سطح سیاسی و دیپلماتیک موضعگیری کند. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در واکنش به حمله مشترک آمریکا و عربستان به عراق، این اقدام را «تجاوز آشکار علیه حاکمیت ملی عراق» توصیف کرد و آن را در راستای «مطامع آمریکا و رژیم صهیونیستی برای گسترش دامنه جنگ در غرب آسیا» دانست و در عین حال، مسئولیت پیامدهای این حملات را متوجه «آمریکا و همدستان آن در منطقه» کرد. این تفاوت رفتار، نشان میدهد در حالی که تهران در سطح رسمی، پرونده را از مسیر سیاسی و حقوقی دنبال میکند، متحدانش در میدان، مسیر عملی این تقابل را بر دوش گرفتهاند.
در واقع، اگر آمریکا تلاش کرده است به جای ورود همهجانبه به یک تقابل مستقیم، از ظرفیت متحدان خود برای افزایش فشار بر ایران استفاده کند، اکنون ایران نیز همین الگو را، بدون ورود مستقیم، در قبال عربستان به کار گرفته است. در نتیجه این معادلات، میدان رویارویی از تهران و واشنگتن، به ریاض، مأرب، حضرموت و بغداد منتقل شده است.
شاید مهمترین پیام این زنجیره حوادث، نه در تعداد موشکها و پهپادها، بلکه در جایگاه جدید عربستان نهفته باشد. کشوری که یک دهه پیش آغازگر جنگ یمن بود و تلاش میکرد نظم امنیتی غرب آسیا را مطابق خواست خود شکل دهد، امروز نه نقش میانجی را ایفا میکند و نه مسیر تحولات را تعیین میکند. ریاض اکنون مستقیماً درگیر تقابل با انصارالله و حشدالشعبی شده، در حالی که تقابل اصلی همچنان میان ایران و آمریکا جریان دارد. به بیان دیگر، عربستان از جایگاه بازیگری که معادلات را طراحی میکرد، به بازیگری تبدیل شده که هزینه اجرای راهبرد امنیتی آمریکا را میپردازد.ادامه این روند، برای ریاض پیامدهای پرهزینه ای خواهد داشت. هرچه عربستان بیشتر در خط مقدم این تقابل قرار گیرد، زیرساختهای نفتی، بنادر، مسیرهای صادرات انرژی و پروژههای کلان اقتصادی آن، بیش از گذشته در معرض تهدید قرار خواهند گرفت؛ موضوعی که مستقیماً بر چشمانداز سرمایهگذاری و برنامههای بلندمدت این کشور اثر میگذارد. در بعد سیاسی نیز، عربستان بخش مهمی از ظرفیت خود برای ایفای نقش میانجی یا بازیگر متوازن را از دست خواهد داد، زیرا در عمل، یکی از طرفهای درگیری محسوب میشود. از سوی دیگر، اتکای بیشتر به چتر امنیتی آمریکا، وابستگی راهبردی ریاض را افزایش میدهد؛ وابستگیای که تجربه سالهای گذشته نشان داده، لزوماً امنیت پایدار برای این کشور به همراه نمیآورد.
در مقابل، ایران بدون آنکه مستقیماً وارد رویارویی با عربستان شود، این پیام را منتقل میکند که اگر واشنگتن بخواهد هزینه تقابل را میان متحدان خود توزیع کند، محور مقاومت نیز همین الگو را در برابر متحدان آمریکا دنبال خواهد کرد. اگر این روند ادامه یابد، عربستان بیش از آنکه در تعیین آینده ژئوپولیتیکی غرب آسیا نقش داشته باشد، به مهمترین صحنهای تبدیل خواهد شد که رقابت تهران و واشنگتن در آن جریان پیدا میکند؛ جایگاهی که برای ریاض، بیش از آنکه قدرتآفرین باشد، هزینهساز خواهد بود.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































