به گزارش زیرنویس، شاید شکست مقابل تراکتور را بتوان گردن اشتباه دانیال ایری انداخت، شاید بتوان از جوانی تیم گفت، شاید حتی بتوان از غیبت چند بازیکن کلیدی حرف زد؛ اما یک چیز را نمیشود به این راحتی پنهان کرد: پرسپولیس مقابل تراکتور برای بردن بازی نکرد. این شاید مهمترین ایراد مهدی تارتار در اولین آزمون […]

به گزارش زیرنویس، شاید شکست مقابل تراکتور را بتوان گردن اشتباه دانیال ایری انداخت، شاید بتوان از جوانی تیم گفت، شاید حتی بتوان از غیبت چند بازیکن کلیدی حرف زد؛ اما یک چیز را نمیشود به این راحتی پنهان کرد: پرسپولیس مقابل تراکتور برای بردن بازی نکرد.
این شاید مهمترین ایراد مهدی تارتار در اولین آزمون بزرگش روی نیمکت پرسپولیس باشد.
تارتار مربی کمتجربهای نیست. سالهاست در لیگ برتر کار کرده و اتفاقاً به اندازه کافی فرصت داشته تا سبک خودش را نشان بدهد. مسئله همینجاست؛ سبک تارتار در بسیاری از تیمهایی که هدایت کرده، یک ویژگی مشترک داشته: اول نباز، بعد اگر شد ببر.
این مدل شاید برای تیمی که هدفش بقا یا قرار گرفتن در نیمه بالای جدول است جواب بدهد؛ اما پرسپولیس داستان دیگری دارد.
پرسپولیس برای «نباختن» به تبریز نرفته بود. پرسپولیس باید میرفت که تراکتور را شکست بدهد.
اما آنچه در زمین دیدیم، بیشتر شبیه تیمی بود که از اشتباه کردن میترسید. تیمی که انگار بزرگترین دغدغهاش این بود که گل نخورد و بازی را کنترل کند؛ نه اینکه حریف را تحت فشار بگذارد و برای بردن بجنگد. حتی آمار مسابقه هم از رویکرد محتاطانه تارتار حکایت داشت و نهایتاً تراکتور در دقیقه ۹۰ به گل رسید و بازی را برد.
این همان نقطهای است که باید از تارتار سؤال کرد: اگر قرار است پرسپولیس با همین ذهنیت بازی کند، تفاوتش با تیمهای قبلی تارتار چیست؟
پرسپولیس باشگاهی نیست که مربی در آن بتواند فوتبال محافظهکارانه را به اسم «مدیریت بازی» بفروشد. اینجا هوادار از تیمش انتظار دارد بازی را در دست بگیرد، به حریف فشار بیاورد و حتی در سختترین ورزشگاهها برای سه امتیاز به زمین برود.
جالب اینکه خود تارتار بعد از بازی مسئولیت شکست را پذیرفت و از اشتباهات تیم و جوانی بازیکنان گفت. اما پذیرش مسئولیت، اگر قرار باشد فقط در نشست خبری اتفاق بیفتد، چیزی از مسئله کم نمیکند. مشکل اصلی قبل از اشتباه آخرین مدافع اتفاق افتاده بود؛ جایی که پرسپولیس باید جسارت بیشتری برای بردن نشان میداد؛ و البته این نخستین بار نیست که فوتبال تارتار با چنین نقدی مواجه میشود. حتی آمار رویاروییهای او با تراکتور در سالهای مختلف هم قابل تأمل است؛ ۲۴ تقابل بهعنوان سرمربی و فقط یک برد مقابل این تیم، در کنار ۱۳ شکست و ۱۰ مساوی.
قرار نیست از همین حالا درباره آینده تارتار حکم صادر کنیم. سه هفته برای قضاوت یک مربی کافی نیست. اما برای طرح یک سؤال مهم کافی است:
آیا تارتار میتواند از «مربیای که نمیخواهد ببازد» به «مربیای که برای بردن ریسک میکند» تبدیل شود؟
چون پرسپولیس به دومی نیاز دارد.
در پرسپولیس، مساوی گرفتن از بازیهای بزرگ موفقیت محسوب نمیشود. اینکه تیم تا دقیقه ۹۰ گل نخورد، لزوماً به معنای خوب بازی کردن نیست. اینکه حریف را از موقعیتهای زیاد محروم کنیم، اگر خودمان هم برای گل زدن برنامهای نداشته باشیم، بیشتر شبیه ترس است تا تاکتیک.
تارتار حالا با بزرگترین چالش دوران مربیگریاش روبهروست؛ نه ساختن یک تیم، بلکه ساختن یک تیم برنده؛ و برای ساختن پرسپولیس برنده، قبل از هر چیز باید یک چیز تغییر کند:
ذهنیت ترس از باخت.
چون پرسپولیس اگر قرار باشد از ترس شکست، برای بردن بازی نکند، شاید کمتر ببازد؛ اما با چنین فوتبالی، قهرمان هم نخواهد شد.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































