به گزارش زیرنویس؛«وقتی وارد زندان شدم، فقط یک آرزو داشتم؛ اینکه پنج سال زودتر بگذرد و دوباره کنار همسر و دو فرزندم باشم. اما وقتی آزاد شدم، فهمیدم زمان فقط از عمر من کم نکرده، بلکه خانوادهام را هم از من گرفته است.» «حمید» مرد ۴۸ سالهای که روزگاری طلافروش شناختهشدهای بود، این جملات را […]
به گزارش زیرنویس؛«وقتی وارد زندان شدم، فقط یک آرزو داشتم؛ اینکه پنج سال زودتر بگذرد و دوباره کنار همسر و دو فرزندم باشم. اما وقتی آزاد شدم، فهمیدم زمان فقط از عمر من کم نکرده، بلکه خانوادهام را هم از من گرفته است.»
«حمید» مرد ۴۸ سالهای که روزگاری طلافروش شناختهشدهای بود، این جملات را با صدایی بغضآلود برای مشاور پلیس بیان کرد و ادامه داد:
«طمع، بزرگترین اشتباه زندگیام بود. برای اینکه یک شبه پولدارتر شوم، وارد معاملاتی شدم که آخرش به کلاهبرداری از چند همکار ختم شد. دادگاه علاوه بر پنج سال حبس، تمام اموال و داراییهایم را برای پرداخت بدهی شاکیان توقیف کرد. همسرم با دو فرزند خردسال، بدون خانه، بدون پسانداز و بدون پشتوانه مالی ماند.»
او لحظهای سکوت کرد و گفت: «ابتدا سهیلا همسرم به ملاقاتم میآمد، اما هر بار خستهتر از قبل بود. میگفت دیگر توان تأمین هزینههای زندگی را ندارد. چند ماه بعد درخواست طلاق داد. آن روز از ناراحتی با او دعوا کردم و فکر میکردم اگر دوستم داشت، باید صبر میکرد؛ اما امروز میفهمم که بار زندگی روی دوش او خیلی سنگینتر از آن چیزی بود که من تصور میکردم.»
حمید با چشمانی اشکآلود ادامه داد: «چند هفته قبل آزاد شدم. اولین کاری که کردم، سراغ خانوادهام رفتم، اما فهمیدم همسر سابقم سالها پیش ازدواج کرده و زندگی جدیدی دارد. دخترم دیگر مرا پدر صدا نمیزند و ناپدریاش را بابا خطاب میکند. پسرم هم از ترک تحصیل کرده، گرفتار اعتیاد شده و شنیدهام همیشه برای درگیری یک قمه همراهش دارد. انگار نبودن من، همه چیز را از هم پاشیده است.»
او با حسرت گفت: «هر روز با خودم فکر میکنم اگر مثل یک طلافروش معمولی و با وجدان کار میکردم، امروز نه زندان را دیده بودم، نه خانوادهام از هم میپاشید. قیمت طلا چند برابر شده و اگر سالم کار میکردم، حالا هم اعتبار داشتم، هم سرمایه و هم خانوادهای که به وجودشان افتخار کنم. اما طمع، همه چیز را از من گرفت.»
این مرد در پایان با صدایی لرزان به مشاور پلیس گفت: «دیگر گذشته برنمیگردد، اما نمیخواهم پسرم را هم از دست بدهم. آمدهام کمکم کنید؛ نمیدانم چطور دوباره به فرزندانم نزدیک شوم و آنها را از این مسیر نجات بدهم. شاید هنوز برای جبران، دیر نشده باشد.»
نظر مشاور خانواده
دکتر سارا رضایی، مشاور خانواده، در اینباره میگوید:
«یکی از سنگینترین پیامدهای جرایم مالی، تنها مجازات زندان نیست؛ بلکه فروپاشی تدریجی خانواده است. زمانی که سرپرست خانواده به دلیل ارتکاب جرم از چرخه زندگی خارج میشود، همسر و فرزندان علاوه بر فشارهای اقتصادی، با آسیبهای روحی، اجتماعی و عاطفی نیز روبهرو میشوند. این آسیبها گاهی سالها پس از پایان دوران محکومیت نیز ادامه پیدا میکند.
در چنین شرایطی، فردی که از زندان آزاد میشود نباید انتظار داشته باشد همه چیز به گذشته بازگردد. نخستین گام، پذیرفتن مسئولیت اشتباهات گذشته و تلاش برای بازسازی اعتماد از دست رفته است. رابطه با فرزندان نیز با اجبار، سرزنش یا توقع شکل نمیگیرد؛ بلکه به صبر، حضور مستمر، رفتار مسئولانه و حمایت عاطفی نیاز دارد.
در مورد این خانواده، مهمترین اولویت رسیدگی تخصصی به وضعیت پسر نوجوان و کمک به او برای درمان اعتیاد و دور شدن از رفتارهای پرخطر است. همچنین پدر باید بپذیرد که دخترش در سالهای غیبت او با فرد دیگری احساس امنیت کرده و برای بازسازی رابطه با او، نباید عجله یا فشار وارد کند.
گاهی یک تصمیم نادرست، سالها پیامد به همراه دارد؛ اما اگر فرد مسئولیت رفتار خود را بپذیرد، با کمک خانواده، مشاوران و نهادهای حمایتی، هنوز میتوان بخشی از خسارتهای عاطفی را جبران کرد و مانع از نابودی آینده فرزندان شد
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































