به گزارش اطلاعات آنلاین، این رویداد که با عنوان «شهری که بلعیدم» در فضای پشتی این گالری (The Back Space) برپا شده است، از تاریخ ۲ جولای ۲۰۲۶ (۱۲ تیر ۱۴۰۵) آغاز به کار کرده و نمایش آن تا ۱ آگوست ۲۰۲۶ (۱۱ مرداد ۱۴۰۵) ادامه خواهد داشت. پریسا قادری در بیانیه هنری این چیدمان، […]

به گزارش اطلاعات آنلاین، این رویداد که با عنوان «شهری که بلعیدم» در فضای پشتی این گالری (The Back Space) برپا شده است، از تاریخ ۲ جولای ۲۰۲۶ (۱۲ تیر ۱۴۰۵) آغاز به کار کرده و نمایش آن تا ۱ آگوست ۲۰۲۶ (۱۱ مرداد ۱۴۰۵) ادامه خواهد داشت.
پریسا قادری در بیانیه هنری این چیدمان، اثر خود را بستری برای بازتاب مفاهیمی چون جابجایی، ناپایداری و تعلیق در زندگی معاصر معرفی کرده و آورده است: «سالهاست که به ایده “نا-مکانها”ی مارک اوژه علاقهمند بودهام؛ فضاهای گذری که با حرکت، ناپایداری و جابجایی تعریف میشوند. جنگ و حمله نظامی ایالات متحده به ایران (در فاصله ۲۸ فوریه تا ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶)، این چارچوب نظری را به یک واقعیت زیسته تبدیل کرد و حس تعلق و ثبات خانوادهام و خودم را به شدت آسیب زد و تحت تأثیر قرار داد. در این اثر، قطعاتی از زادگاه و محلههای محبوبم بر روی پایههای پلکسیگلاس حک شدهاند. دستها و پاهای شفاف ساختهشده از گلیسیرین به سازههایی چون خانهها، قطارها، هواپیماها و دیوارها جان میدهند و آنها را به ظرفهایی از تجربه انسانی تبدیل میکنند. این اندامهای قالبگیریشده به مرور زمان با ایجاد تغییرات فیزیکی در بافت خود، چشمانداز اثر را با مفاهیمی چون آسیبپذیری، اندوه و تابآوری درهم میآمیزند.»
بخش مرکزی این چیدمان با الهام از معماری و فضای اجتماعی «شهرک اکباتان» شکل گرفته است؛ مجسمهها در این ساختار تعمداً فرسوده، آسیبدیده و تکهتکه طراحی شدهاند تا به نوعی بازتابدهنده اختلال، عدم قطعیت و حسرتهای انسانی ناشی از شرایط بحرانی باشند. روی سطوح این سازهها، دلنوشتهها و یادداشتهای کوتاهی از تجربیات شخصی هنرمند به چشم میخورد که مفاهیمی نظیر امیدواری، دلتنگی برای خانواده و تمایل به بازگشت را روایت میکنند. این اثر نیز مانند جنگ، تعمداً با نقص، آشفتگی و بر اساس تکهتکه شدن واقعیتها شکل گرفته است.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.



































