پرونده جنجالی کلثوم اکبری با صدور رای شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان مازندران وارد مرحله جدیدی شده است؛ حکمی سنگین که بار دیگر این پرونده جنایی را در کانون توجه قرار داده، اما هنوز نمی‌توان از پایان قطعی آن سخن گفت. به گزارش «شایانیوز» به نقل از فرارو؛ بر اساس اعلام سخنگوی قوه قضاییه، تا […]

پرونده جنجالی کلثوم اکبری با صدور رای شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان مازندران وارد مرحله جدیدی شده است؛ حکمی سنگین که بار دیگر این پرونده جنایی را در کانون توجه قرار داده، اما هنوز نمی‌توان از پایان قطعی آن سخن گفت.

به گزارش «شایانیوز» به نقل از فرارو؛ بر اساس اعلام سخنگوی قوه قضاییه، تا این لحظه برای کلثوم اکبری در ارتباط با ۱۰ فقره قتل عمد، حکم قصاص نفس به‌صورت مستقل در حق اولیای دم صادر شده و او بابت ۱۰ فقره شروع به قتل نیز به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

اما، از آنجایی این رای صادرشده قطعی نیست که پرونده باید مراحل قانونی اعتراض و رسیدگی در دیوان عالی کشور را طی کند. نکته دیگری که این پرونده را پیچیده‌‎تر می‌کند تصمیم اولیای دم است که بر سرانجام این پرونده تاثیرگذار خواهد بود.

کلثوم اکبری کیست؟

کلثوم اکبری، متولد تیرماه ۱۳۴۶ در روستای ملک‌آباد بالای ساری به دنیا آمد. او زنی بود که نامش پس از بازداشت در شهریور ۱۴۰۲ به‌عنوان زن قاتل زنجیره‌ای گره خورد. دست او نیز در زمان مرگ همسر ۸۲ ساله‌اش رو شد. او در زمان بازداشت ۵۶ سال داشت. اما نکته‌ای که پرونده‌اش را مورد توجه قرار می‌داد این بود که او در طول حدود دو دهه، با مردان سالمند و عمدتا تنها ازدواج می‌کرد. نخستین قتل منتسب به او نیز به سال ۱۳۸۰ بازمی‌گردد.

اکبری با حضور در جمع‌های زنانه و مطرح کردن تمایل خود برای ازدواج با مردان سالخورده، از طریق خانواده‌هایی که برای پدران تنها و سالخورده‌شان به دنبال همدم بودند، با قربانیان احتمالی آشنا می‌شد. در روایت‌های منتشرشده از پرونده، برخورد او با قربانیان و خانواده‌هایشان در ظاهر در قالب ازدواج و همراهی با مردان سالمند شکل می‌گرفت، اما بررسی‌ها نشان داد که در انتخاب برخی قربانیان، وضعیت مالی آنان نیز برای او اهمیت داشته است.

شگرد قتل‌ها، بنا بر اعترافات و گزارش‌های پرونده، عمدتا مسموم‌کردن قربانیان با دارو و در برخی موارد خفه‌کردن آنها بود. او داروهایی مانند قرص‌های مرتبط با قند یا فشار خون را در نوشیدنی قربانی حل می‌کرد و هنگامی که وضعیت جسمی مرد وخیم می‌شد، گاهی او را به بیمارستان می‌رساند. درحالی که سناریوی قتل را در پس ذهنش می‌پروراند و در موارد بعدی با افزایش مقدار دارو، زمینه مرگ او را فراهم می‌کرد. این مساله مشخص می‌کرد که او فکر همه‌جا را کرده است.

هدف اصلی پرونده، دستیابی به منافع مالی از طریق مهریه، پول، اموال یا دارایی‌های قربانیان عنوان شده است. اکبری پس از بازداشت به قتل ۱۰ شوهر دیگر اعتراف کرد و در مجموع دست‌کم ۱۱ قتل در پرونده او مطرح شد، هرچند درباره شمار دقیق قربانیان روایت‌های متفاوتی وجود دارد. او قتل‌ها را در شهرهایی از جمله ساری، نکا، محمودآباد، بابل و قائم‌شهر انجام داده بود.

Untitled

تصویری از کلثوم اکبری

تنها قربانی که از مرگ گریخت؛ مهریه 70 میلیونی مانع شکایت شد!

در سال ۱۳۹۹، کلثوم اکبری با مردی سالخورده ازدواج موقت کرد و حدود پنج، شش ماه بعد، یک شب دارو داخل شربت او ریخت و تلاش کرد با خفه‌کردنش او را به قتل برساند. مرد که بر اثر داروها بی‌حال اما هوشیار بود، متوجه اقدام او شد و توانست از خود دفاع کند و اکبری را فراری دهد. خانواده این مرد پس از حادثه، به دلیل مهریه ۷۰ میلیون تومانی و برای جلوگیری از پرداخت آن، از پیگیری ماجرا خودداری کردند.

به گفته یک منبع آگاه، اکبری پس از ناکامی در این قتل، وسایلش را که از قبل آماده کرده بود برداشت و از خانه گریخت. سه سال بعد، پس از دستگیری او، پلیس برای بازسازی صحنه جرم به خانه این مرد رفت و خانواده او با دیدن اکبری دریافتند زنی که آن شب قصد جان پدرشان را داشته، همان قاتل زنجیره‌ای است که پرونده‌اش در حال بررسی است.

ماجرای کلثوم اکبری از کجا آغاز شد؟

ماجرای کلثوم اکبری ابتدا با مرگ مشکوک یک مرد سالمند در مازندران وارد مرحله تحقیقات شد. اما پیشروی در بررسی پرونده ابعاد بسیار گسترده‌ آن را آشکار کرد. همین مساله اتهام‌های متعددی علیه کلثوم اکبری مطرح کرد. در این میان مساله‌ای که مدام مورد توجه قرار می‌گرفت سن و جنسیت متهم در برابر جرائمی بود که مرتکب شده.

در جریان همین تحقیقات، برملا شد که قتل‌های دیگری نیز وجود داشته. همین دو مسئله پرونده را از یک حادثه محلی به یکی از خبرسازترین پرونده‌های جنایی کشور تبدیل کرد.

با این حال، در بررسی این پرونده باید میان ادعاها و یافته‌های مرحله تحقیقات با مواردی که در دادگاه به اثبات رسیده است، تفاوت قائل شد. از منظر حقوقی، مطرح‌شدن اتهام یا اعتراف در جریان تحقیقات به‌تنهایی به معنای اثبات جرم نیست و ملاک نهایی، رای دادگاه و پس از طی مراحل اعتراض، رای قطعی قضایی است. در پرونده اکبری نیز دادگاه کیفری یک مازندران در نهایت درباره ۱۰ فقره قتل عمد حکم قصاص صادر کرده است.

چرا هنوز نمی‌توان از اجرای حکم قصاص گفت؟

صدور حکم قصاص در دادگاه کیفری یک به معنای قطعی شدن آن نیست. مطابق توضیحات سخنگوی قوه قضاییه، خانواده‌های مقتولان و خود متهم امکان اعتراض به رای را داشته‌اند و مهلت قانونی اعتراض نیز ۲۰ روز تعیین شده است. پس از این مرحله، پرونده برای بررسی به دیوان عالی کشور می‌رود و نتیجه این رسیدگی می‌تواند سرنوشت حکم را مشخص کند.

اهمیت این مرحله از آن جهت است که تا پیش از اعلام نظر نهایی دیوان عالی کشور، استفاده از تعابیری مانند «حکم قطعی» یا سخن گفتن از زمان اجرای قصاص دقیق نیستپرونده اکنون در مرحله‌ای قرار دارد که رای دادگاه بدوی صادر شده، اما روند قانونی رسیدگی همچنان ادامه دارد.

از سوی دیگر، حتی در صورت قطعی شدن حکم قصاص، اجرای حکم درباره همه موارد لزوما یکسان نخواهد بود. قصاص از حقوق اولیای دم است و آنان می‌توانند در چارچوب قانون تصمیم‌های متفاوتی اتخاذ کنند.

در یکی از پرونده‌های مرتبط با مقتولان، ورثه درخواست دریافت دیه کرده‌اند و از قصاص صرف‌نظر کرده‌اند. همچنین در مورد یکی دیگر از پرونده‌ها، گذشت یکی از اولیای دم در روند رسیدگی اثرگذار بوده است. بنابراین تعداد احکام قصاص صادرشده لزوماً به معنای اجرای همین تعداد حکم قصاص نیست.

سرنوشت پرونده کلثوم اکبری چه می‌شود؟

اکنون مهم‌ترین ایستگاه پرونده کلثوم اکبری، دیوان عالی کشور است. این مرجع باید اعتراض‌های مطرح‌شده نسبت به رای دادگاه را بررسی کند و پس از طی مراحل قانونی، درباره تایید یا نقض رای تصمیم بگیرد. به همین دلیل، در شرایط فعلی نمی‌توان درباره زمان یا نحوه اجرای احکام صادرشده اظهارنظر قطعی کرد.

در کنار رای دادگاه، وضعیت اولیای دم نیز اهمیت زیادی دارد. هر یک از صاحبان حق قصاص می‌توانند در چارچوب قانون درباره قصاص، گذشت یا دریافت دیه تصمیم بگیرند. به این ترتیب، سرنوشت نهایی پرونده ترکیبی از چند عامل خواهد بود: نتیجه رسیدگی دیوان عالی کشور، تصمیم اولیای دم و طی شدن مراحل قانونی پس از قطعی شدن رای.

به هر رو، برخلاف برخی روایت‌ها که از صدور حکم به عنوان پایان پرونده یاد می‌کنند، پرونده کلثوم اکبری هنوز به نقطه پایان نرسیده است. مرحله بعدی، بررسی رای در دیوان عالی کشور است و پس از مشخص شدن نتیجه این مرحله، وضعیت نهایی احکام و سرنوشت هر یک از پرونده‌های مرتبط با اولیای دم روشن‌تر خواهد شد.

زنان قاتل؛ جنایت در سایه اعتماد

پرونده کلثوم اکبری را می‌توان در چارچوب الگوی متفاوتی از قتل‌های زنجیره‌ای زنان نیز بررسی کرد. در الگوی اکبری، قربانی از میان آشنایان و افراد آسیب‌پذیر انتخاب می‌شود. در این پرونده، تنهایی و سالخوردگی مردان، در کنار اعتماد خانوادگی و رابطه زناشویی، امکان نزدیک‌شدن قاتل به قربانیان را فراهم کرده است. اکبری نیز به جای استفاده از خشونت آشکار، بنا بر گزارش‌های پرونده، از رابطه عاطفی و ازدواج برای ورود به زندگی مردان سالمند استفاده می‌کرد و انگیزه مالی، از جمله دستیابی به مهریه و اموال، از مهم‌ترین انگیزه‌های مطرح‌شده درباره قتل‌هاست.

به عنوان مثال مهین قدیری نیز از قاتلان زنجیره‌ای زن در ایران بود، اما قربانیان و انگیزه او با کلثوم تفاوت داشت؛ در حالی که کلثوم عمدتا مردان سالمند را برای منافع مالی هدف قرار می‌داد، قربانیان مهین بیشتر زنان سالمند بودند و سرقت و حسادت از انگیزه‌های مطرح‌شده درباره او بود.

این الگو البته محدود به ایران نیست و در پرونده‌های مشابه در کشورهای دیگر نیز زنانی دیده شده‌اند که همسر یا نزدیکان خود را برای دستیابی به پول، ارث یا بیمه به قتل رسانده‌اند. کلثوم با قاتلان زنجیره‌ای زن مانند مری آن کاتون و جودی بوئنانو مقایسه شده که آنها نیز برای دستیابی به ارث یا پول بیمه، افراد نزدیک خود را مسموم کرده و به قتل رساندند.

با این حال، نمی‌توان فقر، تنهایی یا تجربه‌های تلخ زندگی را به‌تنهایی علت چنین جنایت‌هایی دانست. آنچه در پرونده‌هایی مانند کلثوم اکبری اهمیت دارد، انتخاب فردی سالمند است. او با انتخاب چنین قربانی‌هایی سال‌ها جرم خود را به گردن مرگ طبیعی گذاشته است. بنابراین انتخاب مردان سالمند و استفاده از روش‌هایی که می‌توانست مرگ را در نگاه نخست طبیعی جلوه دهد، شناسایی الگوی جنایت را برای مدت طولانی دشوار کرد

منبع خبر: شایا

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید