توئیت اخیر دونالد ترامپ درباره «حمله احتمالی به ایران» بیش از آن‌که یک موضع‌گیری جدی در چارچوب سیاست خارجی آمریکا باشد، نمونه‌ای آشکار از سیاست‌ورزی هیجانی و رسانه‌محور است؛ رویکردی که پیش‌تر نیز بارها از سوی او تجربه شده و در نهایت، به چیزی جز جنجال و جنگ روانی ختم نشده است. جنگ، پروژه‌ای نیست […]

توئیت اخیر دونالد ترامپ درباره «حمله احتمالی به ایران» بیش از آن‌که یک موضع‌گیری جدی در چارچوب سیاست خارجی آمریکا باشد، نمونه‌ای آشکار از سیاست‌ورزی هیجانی و رسانه‌محور است؛ رویکردی که پیش‌تر نیز بارها از سوی او تجربه شده و در نهایت، به چیزی جز جنجال و جنگ روانی ختم نشده است.

جنگ، پروژه‌ای نیست که با چند جمله احساسی آغاز شود. تصمیمی است سنگین، پرهزینه و چندلایه که نیازمند اجماع سیاسی، مشروعیت حقوقی و محاسبه دقیق پیامدهاست. توئیت ترامپ هیچ‌کدام از این‌ها را ندارد. نه نشانه‌ای از آمادگی واقعی دیده می‌شود، نه حمایت متحدان، و نه حتی اراده‌ای روشن در ساختار قدرت آمریکا. این تهدید بیش از آن‌که ترس‌آفرین باشد، بی‌اعتبار است.

تهدید نظامی، اگر قرار باشد واقعی و اثرگذار تلقی شود، نیازمند نشانه‌های روشن است؛ اجماع در ساختار قدرت، پشتوانه حقوقی، همراهی متحدان و آمادگی عملی. هیچ‌یک از این مؤلفه‌ها در توئیت ترامپ دیده نمی‌شود. نه کنگره آمریکا در موقعیت صدور مجوز جنگ است، نه افکار عمومی این کشور آماده پذیرش یک درگیری پرهزینه جدید در خاورمیانه و نه متحدان واشنگتن نشانه‌ای از همراهی نشان داده‌اند.

ترامپ پیش از این نیز بارها ایران را با ادبیاتی تند تهدید کرده بود؛ از «آتش و خشم» گرفته تا «نابودی کامل». اما تجربه نشان داد فاصله میان لفاظی و واقعیت، بسیار عمیق‌تر از آن است که با یک توئیت پر شود. جنگ با ایران، پروژه‌ای کوتاه‌مدت و کم‌هزینه نیست و هر تحلیل‌گر حداقلی می‌داند که چنین درگیری‌ای می‌تواند کل منطقه را وارد چرخه‌ای غیرقابل کنترل از بحران کند.

استفاده ابزاری از مفاهیمی مانند «حقوق بشر» برای توجیه تهدید نظامی نیز نه‌تنها صادقانه نیست، بلکه در تضاد آشکار با تجربه‌های تاریخی قرار دارد. حقوق بشر با فشار، تحریم و تهدید نظامی محقق نمی‌شود و نمونه‌های منطقه‌ای به‌روشنی نشان داده‌اند که مداخله خارجی، بیش از هر چیز، زندگی مردم عادی را قربانی می‌کند.

با این حال، در کنار نقد تند و صریح این تهدیدات بیرونی، یک واقعیت مهم داخلی نیز نباید نادیده گرفته شود.

دولتمردان ایران اگر می‌خواهند این‌گونه تهدیدها بی‌اثر بماند، باید بیش از هر چیز بر سرمایه اجتماعی تمرکز کنند. شنیدن صدای مردم، درک مطالبات واقعی جامعه و حرکت در مسیر مردم‌محور، نه یک توصیه سیاسی، بلکه یک ضرورت امنیتی است. تجربه جهانی نشان می‌دهد کشورهایی که پشتوانه اجتماعی قوی دارند، حتی در سخت‌ترین فشارهای خارجی نیز آسیب‌پذیر نمی‌شوند.

امروز بیش از هر زمان دیگری، ترمیم اعتماد عمومی، شفافیت در تصمیم‌گیری و هم‌راستایی سیاست‌ها با خواست مردم، می‌تواند بزرگ‌ترین پاسخ به تهدیدهای بیرونی باشد. تهدیدها می‌آیند و می‌روند، اما آنچه کشور را حفظ می‌کند، پیوند مستحکم میان دولت و ملت است؛ پیوندی که اگر تقویت شود، هیچ توئیتی توان تضعیف آن را نخواهد داشت.

مهدی ابراهیمی  سردبیر زیرنویس

منبع خبر: رکــنا

این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.

«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر ۲۹ آذر ۱۴۰۴

واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسم‌ها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی می‌شود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر

ازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟ ۲۲ آذر ۱۴۰۴

تحلیل جامعه‌شناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج می‌کنند؟

چهره‌های مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی ۱۷ آبان ۱۴۰۴

لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهره‌های مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی

زیرنویس را در شبکه‌های اجتماعی همراهتان داشته باشید