سید محمدکاظم سجادپور – روزنامه اطلاعات: دولت ترامپ در سوم ژانویه ۲۰۲۶ (۱۳/۱۰/۱۴۰۴) با عملیات نظامی علیه ونزوئلا و دستگیری مادورو، رئیس جمهور این کشور و همسرش و انتقال آنها به ایالات متحده در روزهای آغازین سال نو میلادی، آمریکای لاتین، جهان و بلکه مردم ایالات متحده را شگفتزده کرد. هرچند که این عملیات در بستری […]

سید محمدکاظم سجادپور – روزنامه اطلاعات: دولت ترامپ در سوم ژانویه ۲۰۲۶ (۱۳/۱۰/۱۴۰۴) با عملیات نظامی علیه ونزوئلا و دستگیری مادورو، رئیس جمهور این کشور و همسرش و انتقال آنها به ایالات متحده در روزهای آغازین سال نو میلادی، آمریکای لاتین، جهان و بلکه مردم ایالات متحده را شگفتزده کرد. هرچند که این عملیات در بستری از تنشهای جدی بین آمریکا و ونزوئلا در ماههای اخیر رخ داد، اما ماهیت آن و از همه مهمتر، روایت آمریکایی در توجیه آن بسیار قابل توجه و درخور تجزیه و تحلیل است.
عمدهترین روایت آمریکایی، سخنان شخص ترامپ و تیم امنیت ملی او یعنی وزیر جنگ، وزیر خارجه و فرمانده نیروهای مسلح که هدایت عملیات را به عهده داشت، در همان ۳ ژانویه در مصاحبه مطبوعاتی کاخ سفید ارائه شد. نقشه ذهنی ترامپ در این مصاحبه به تصویر کشیده شد و مهمتر، افق استراتژیک ذهنیت ترامپ و دولت اوست که چگونه میتوان در چشماندازی استراتژیک، این عملیات را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟ لختشدگی و عریانشدگی استعمار نوین، عمدهترین مفهومی است که میتواند در فهم رفتار استراتژیک آمریکا در ماجرای ونزوئلا بهکار گرفته شود.
در بررسی عریانشدگی استعمار نوین، حداقل سه موضوع قابل توجه میباشند: «تسلط بر منابع طبیعی»، «بازیابی و چارچوببندی حوزه نفوذ» و البته «ناهمواری راه برای تسلط کامل» درخصوص تسلط بر منابع طبیعی. باید گفت در صحبتهای ترامپ در این مصاحبه مطبوعاتی تاریخی، پیامد هیچ واژهای مانند نفت نیست و نفت عمدهترین و پرتکرارترین واژهای بود که ترامپ در مورد ونزوئلا بهکار برد. او بارها تأکید کرد که این نفت و انرژی ونزوئلاست که اهمیت دارد؛ آنرا میفروشیم، کمپانیهای نفتی آمریکا درگیر خواهند شد و وضعیت نفت ونزوئلا را در اختیار خواهند گرفت. لخت و عور، ترامپ و تیم اش همان بازیهای گرفتن سرزمینهای دیگر برای منابع که ستون فقرات استعمار کهن در قرون ۱۸ و ۱۹ و ۲۰ هزاره پیشین میلادی بود را برجسته کردند. اما قالب و روایتسازی، متفاوت بود.
دولت آمریکا سعی کرد بین دستگیری مادورو و کنترل مواد مخدر، در ایالات متحده رابطهای ساختاری ایجاد و آنرا در چارچوب امنیت داخلی آمریکا تبیین کند، ولی به هیچ وجه نیت خود برای کنترل بر منابع انرژی ونزوئلا را پنهان نکرد و فراتر، ترامپ گفت که ونزوئلا را اداره خواهد کرد.
این نحوه نگاه، منحصر به ونزوئلا نیست. دقت در گفتارها و گفتمانهای استراتژیک دولت ترامپ در چند ماه گذشته و طرح مباحثی مانند لزوم دوباره به دست گرفتن کنترل کانال پاناما، الحاق کانادا به ایالات متحده و تسلط بر گرینلند، از زاویه تسلط بر منابع و راههای حملونقل منابع حائز اهمیت میباشد. آنچه دولت ترامپ به راحتی بیان میکند، بازگشت به سیاستهای استعماری در قالب نوین است. لخت و عور این نیت بیان میشود و در عمل تضعیف گردیده است.
بازیابی حوزه نفوذ، زاویه دیگری است که از نظر استراتژیک در فهم رفتار آمریکا در عملیات جدید باید مد نظر قرار گیرد. ایالات متحده حوزه آمریکای لاتین را منطقه نفوذ استراتژیک خود میپندارد. در سند استراتژی امنیت ملی آمریکا که دوماه پیش منتشر شد، دولت ترامپ نیت خود را برای بازیابی این حوزه نفوذ بیان داشته است.
به نظر میرسد ارزیابی دولت فعلی آمریکا آن است که در بیش از سه دههای که از پایان جنگ سرد میگذرد، آمریکا کنترل این حوزه نفوذ را از دست داده است و دو پدیده آزار دهنده برای دولت آمریکا شناسائی میشود: اول، رشد روز افزون و جدی نفوذ چین در این قاره میباشد، زیرا چین روابط عمیق و گستردهای با تک تک کشورهای آمریکای لاتین برقرار کرده و حضوری جدی و معنادار در این قاره دارد.
پدیده دوم، گرایش به استقلال همه جانبه و فاصلهگرفتن حساب شده برخی از کشورهای آمریکای لاتین از وارد شدن به بازیهای ژئوپلیتیک قدرتهای بزرگ است. این پدیده را میتوان نوع سیاسی دو وجهی آمریکای لاتین قلمداد کرد. از یک وجه به آمریکای لاتین نوع سیاسی خود را در پهنای سیاست داخلی طی سه دهه گذشته نشان داده و دموکراسی و نهادهای دموکراتیک جا افتاده شدهاند؛ در این مدت حرکت آونگی بین حکومت نظامیان و غیرنظامیان، تکرار نشده و کل قاره آمریکای لاتین، از ثبات دموکراتیک برخوردار گردیده است.
در وجه دیگر، در سیاست بینالملل، آمریکای لاتین تبدیل به یکی از ارکان جنوب جهانی شده و استقلال عمل بینالمللی خاصی یافته است که این ویژگیها مورد پسند آمریکای ترامپ نیست. در ارزیابی دولت فعلی آمریکا، بین امنیت داخلی ایالات متحده و آمریکای لاتین پیوند وجود دارد و آمریکا باید مطلق انسان در این منطقه باشد. ترامپ در مصاحبه مطبوعاتی خود، آشکارا تمام رهبران کشورهای آمریکای لاتین را به انتقاد از واشنگتن فراخواند.
اما باوجود همه این طراحیها و تأکید بر تئوری صلح از طریق قدرت، باید گفت سیاست استعمار لخت و عور ایالات متحده برای عمل، با چالشهایی روبهروست. بخشی از این چالشها، در درون ایالات متحده قرار دارد و خود چندلایه میباشند. چالش کنگره یکی از آنهاست و معلوم شد که در این عملیات جنگی، کنگره دور زده شده است.
چالش دیگر، جنبش موسوم به ماگاو یا احیای عظمت دوباره آمریکا می باشد. این جنبش که پایگاه اجتماعی ترامپ را تشکیل میدهد، به صورت بنیادین با مداخلهگری و تغییر رژیم در سیاست خارجی موافق نیست.
اما چالش جدیتر، جوامع آمریکای لاتینی هستند. تاریخ دویست و پنجاه ساله مناسبات آمریکا با کشورهای این حوزه، نشان میدهد که هر چند آنها قدرتهای نابرابری با آمریکا بودهاند، اما پیوسته شورش، استقلالخواهی و تأکید بر حاکمیت ملی جزو لایتجزای فرهنگ سیاسی آنها بوده است و لذا همانگونه که استعمارکشی، با مقاومت و مخالفت روبرو بود، استعمار لخت شده فعلی هم، راهی دشوار در پیش خواهد داشت.
این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد.
واکاوی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حذف کودکان از مراسمها«از کودکان در مراسمی دیگر پذیرایی میشود»؛ جمله ای شیک، اما ویرانگر
تحلیل جامعهشناختی کاهش ازدواج و فرزندآوری در ایرانازدواج؛ از اجبار اجتماعی تا انتخاب فردی: چرا برخوردارها کمتر ازدواج میکنند؟
لزوم تمرکز بر خدمت به جای زندگی خصوصیچهرههای مشهور و القای مصرف گرایی و مصرف زدگی





























